تسامح و تساهل وارداتی؛ خطري جدی از جبهه خودی‌ها
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۵۷۱۸۲
يادداشت//

تسامح و تساهل وارداتی؛ خطري جدی از جبهه خودی‌ها

اگر روزي تسامح و تساهل به عنوان استراتژي قطعي شده كشور‌هاي استكباري عليه ملت ايران مبناي سياست‌هاي دولت هفتم و هشتم بود، امروزه اين امر به نوعي در جبهه خودي‌ها درحال اجراست.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، ‌سيد محمد پيام قره باغ؛‌ اخیرا واژه های تسامح و تساهل را در محافل فرهنگی، سیاسی، دینی و ... بسیار می شنویم و در این میان بسیاری از اهل قلم و اصحاب جریده ها و نشریه هـا بـا طـرح آن بـه عنوان مسئله ای مهم و اساسی در حوزه معارف دیـنـی و اجتماعی تـلاش ورزیده اند كه از زوایای گوناگون درباره آن به بحث و بـررسـی بـپـردازنـد.
 
در این میان، تعدادی به جانبداری از اصل تسامح و تساهل و گـسـتـرش قـلمرو آن روی آورده اند و سرسختانه در این راه پای فـشـرده انـد و گـاه زیاده روی کرده، و از مرزهای روشن در گذشته انـد و شـمـاری هم به مخالفت با آن و ویژه ساختن تساهل و تسامح به حوزه عمل و رفتار فردی، مطالبی را عنوان کرده اند.
 
شـمـاری از روشـنـفـکران به پیروی و اثر پذیری از اندیشه های غـربـی، بـدون آن کـه روی مـفهوم تساهل و تسامح در مغرب زمین و انـگـیـزه غـربـیان از دامن زدن به آن در جامعه های اسلامی فکر کنند و پـیـامـدهای آن را بررسی نمایند در رواج دادن تـساهل و تسامح تلاش می ورزند و بدون توجه به هیچ حد و مرزی در هـمـه زمـیـنه ها آن را ساری و جاری می سازند و از همین زاویه دیـن را تـنـهـا امـری قلبی، ذهنی و معنوی می دانند و این سخن فـریـب دهنده و بی پایه را این جا و آن جا باز می گویند: داعـیـه اینکه مسلک من یگانه مسلک حق است ناشی از تکبر و کوته نظری و خودبینی و کوچک مغزی و بی معرفتی است.
 
شـمـاری دیـگر نیز چنان با بدبینی به طرح این گونه مقوله ها از نـاحـیـه غـربـیان و غرب زدگان می نگرند که می پندارند با چنین اندیشه ای، جایی برای غیرت دینی، نمی ماند؛ از ایـن رو، در قلمروی بسیار محدود به گونه ای بسیار کمرنگ به مقوله تساهل و تسامح دینی می پردازند.
 
در ایـن نـوشـتار برآنیم که با بهره گیری از اندیشه های ناب متفکران جهان اسلام این موضوع مبتلا  را به بوته بررسی گذاریم و زوایای نهان آن را از دیدگاه های مختلف بررسی و بالاخره شرایط فعلی جامعه را با آن بسنجیم.
 
پـیـش از پـرداخـتن به بحث، مناسب است معنای این دو واژه را در فـرهـنـگ اسـلامی و تفاوت آن را با آنچه در غرب از آن به عنوان (تولرانس) یاد می شود از نظر بگذرانیم. معنای تساهل و تسامح واژه تساهل از ریشه سهل، به معنای آسان گیری سعه صدر، به آرامی و نرمی رفتارکردن با یکدیگر است.
 
تـسـامح نیز که بیش تر همراه با تساهل به کار می رود ، از ریشه سمح به معنای بخشش و گذشت است. تـسـامـح و تـسـاهـل که اکنون رواج یافته کاربرد فراوان در گفت وگـوهـای عـلـمی پیدا کرده ، از مصدر باب تفاعل است و به نظر می رسـد بـا همنوع خود که در متن های دینی و سخنان پیامبر اکـرم(ص) بـه کـار رفـته است، اندکی فرق دارد ؛ بـرابـر ایـن اصـطـلاح و در زبــان اروپـا تساهل ليبرالى (Tolerance) به معناى پذيرش يا بى‏تفاوتى در مقابل چيزى است كه اصولاً آن را قبول نداريم و براى آن چهار قسم عمده ذكر كرده‏اند كه عبارت است از: 1. تساهل عقيدتى 2. تساهل سازمانى 3. تساهل رفتارى 4. تساهل هويتى؛ و بیش تر اکنون در اصطلاح فـرنـگیان در بی قیدی و رهاسازی و بی تفاوتی و سازش کاری به کار می رود.
 
از این قبیل کارها در تاریخ اسلام هم موجود است مثلا در زمان پیامبر اکرم (ص) کافران قریش و بـت پـرسـتـان مکه گـاهی محرمانه می آمدند پیش پیغمبر(ص) می گفتند: حالا بیاییم یک جـوری با هم کنار بیاییم ؛ تو راه خودت را برو و به این بت های ما جسارت و اهانت نکن، ما را به حال خود بگذار و بگذار مـا کـار خـودمـان را بـکنیم تو هم کار خودت را بکن، بیاییم با یکدیگر کنار بیاییم..
 
تـولرانس مطرح در ادبیات سیاسی اجتماعی غرب و در نزد دانشمندان غـربی بیش تر بار سیاسی اقتصادی دارد تا دینی و ویژگیهایی دارد کـه آشکارا آن را از تساهل و تسامح به کار رفته در منابع اسلامی و سـخـنـان بزرگان دین جدا می سازد و پیامدهایی دارد که به هیچ روی، یک فرد باورمند به دین نمی تواند آنها را بپذیرد.
 
با توجه به مطالب بالا و در پاسخ با سوالات زیر وضعیت فعلی جامعه را بررسی می کنیم. چرا وفادارى به «اصول و ارزش ها» را از روى طنز و استهزا، «تفكر پنجاه و هفتى» مى گويند؟ و چرا «غيرت دينى» در مسلخ تسامح و تساهل وارداتی غرب ذبح مى شود و قاطعيت انقلابى را به انگ «خشونت» بدنام مى كنند و كسى هم جرئت نمى كند بر اين تحريف واژه ها و مسخ مفاهيم و بدعت در معنى كردن لغات، اعتراض كند؟
 
در پاسخ با سوالات مطرح شده باید ریشه این فرهنگ وارداتی را در جامعه امروزی بررسی کنیم. مطمئنا غرب و آمریکا عقبه جمهوری اسلامی ایران يعنی اخلاق اسلامی، ايمان و توكل به خدا، ارزش‌های الهی و علاقه به اسلام را هدف قرار داده و با شعار دهكده جهانی، جهانی‌سازی و... به صدور آزادانه فرهنگ مصرفی، گسترش ضد ارزش‌ها، تحميل سبك زندگی غربی و نابودی سنت‌های اصيل فرهنگی در زير چرخ مدرنيته و ديجيتالی شدن زندگی روی آورده است.
 
هدف دشمن از تهاجم فرهنگی عاری ساختن جهان اسلام از هويت انسانی ـ اسلامی و نيز براندازی نظام جمهوری اسلامی است، غرب اين هدف استراتژيك را به صراحت بيان كرده است. با این وضعیت سيدمحمد خاتمي هنگام انتخابش به رياست جمهوري اسلامي ايران، تساهل و تسامح را مبناي سياست هاي فرهنگي خود اعلام كرد و براي تحقق آنها عطاءالله مهاجراني را براي تصدي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي معرفي كرد.
 
اساس سياست هاي فرهنگي دولت هفتم و هشتم بر تساهل و تسامح قرار گرفته بود و مهاجراني به عنوان شخصي كه بيشترين هماهنگي را با اين سياست داشت در مقام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي فضا را براي هتاكان به دين و مذهب باز كرد.
 
حمله به احكام اسلامي و ايجاد ترديد و تشكيك در آنها توسط مطبوعات دوم خردادي بدون هيچ محدوديتي در موارد گسترده اي در سايه تساهل و تسامح عملياتي شد.
 
برخي احكام مثل قصاص، مجازات هايي خشن، غيرانساني و موهن كه هيچ نتيجه اي در كاهش جنايت ندارند، معرفي شدند.
 
حكم مرتد، منافي حقوق انساني قلمداد شد كه دفاع از آن دفاع از مقدسات نيست. از اين ها كه بگذريم سياست تساهل و تسامح نيز با رويكردي دوگانه به اجرا درآمد. نشرياتي كه از سياست هاي دولت وقت انتقاد مي كردند با بي مهري مواجه شده و عرصه بر آنها چنان تنگ مي شد كه از گفتن و نوشتن پشيمان می گشتند.
 
در اين شرايط كه انتقاد از سردمداران دوم خردادي دولت گناهي كبيره محسوب مي شد، آيت الله مصباح يزدي پاي در مسيري گذاشت كه مورد هجمه اي بي سابقه قرار گرفت به نحوي كه كاريكاتوريست دوم خردادي و همسو با دولت در يك كاريكاتور موهن به آيت الله مصباح يزدي اهانت روا داشت.
 
آثار سينمايي توليد شده در آن دوران باعث گسترش فرهنگ لمپنيزم، حاكميت فرهنگ دين زدايي و غرب گرايي و زيرسوال بردن نهادهاي انقلاب اسلامي شده است.
 
در فيلم هاي ساخته شده در دوران رياست جمهوري سيدمحمد خاتمي و وزارت عطاءالله مهاجراني و پس از آن مسجد جامعي غرب به عنوان كعبه آمال و آرزوهاي جوانان ايراني، و جمهوري اسلامي به عنوان تضييع كننده حقوق زنان و جوانان معرفي شده بود.
 
با گذشت زمان و روی کار آمدن دولت اصولگرای نهم و دهم ، اگر چه عده ای بر این باور بودند که این دولت بازگشتی به ارزش های اصیل انقلاب اسلامی است و طرحی نو در حوزه فرهنگ و هنر در خواهد انداخت، اما واقعیت های عرصه فرهنگ مؤید فضای متفاوتی بود.
 
آن روزی که احمدی‌نژاد در سال ۸۴ به صراحت اعلام کرد رسیدگی به لباس و موی جوانان را وظیفه دولت نمی‌داند کمتر کسی به این نکته توجه کرد که او صادقانه از باور ذهنی‌اش درباره نسبت حکومت دینی و فرهنگ حوزه نفوذ دولت در حاکمیت دینی سخن می‌گوید!
 
این حقیقت در تندباد سیاست‌بازی‌ها گم شد و حتی مخالفت احمدی‌نژاد با اجرای طرح امنیت اجتماعی در سال ۸۷ هم باعث نشد تا حساسیتی علیه این تفکر در اردوگاه اصولگرایان ایجاد شود!
 
برای بسیاری از اصولگرایان باور این حقیقت بسیار دشوار می‌آید که رئیس‌جمهور منتخبشان در حوزه فرهنگ همان باور اصلاح‌طلبان و کارگزاران را تأیید می‌کند! اعتماد فوق‌العاده و غیرطبیعی اصولگرایان به احمدی‌نژاد باعث شد تا تذکر جدی رهبر معظم انقلاب در شهریور ماه سال ۸۶ درباره مظلومیت فرهنگ دینی در دولت نهم چندان به چشم نیاید و بلکه با غفلت روبه‌رو شود!
 
فارغ از کلیه مباحث تاریخی و سیاسی بالا این سوالات مطرح می شود که آیا تسامح و تساهل در همه امور ساری و جاری است ؟ و آیا حد و حدودی وجود دارد ؟ برای پاسخ به این سوالات باید ابعاد مختلف این فرهنگ را بررسی کنیم:
 
1. تساهل و تسامح دینی بـایـد توجه داشت که حوزه به کار بستن تسامح و تساهل دینی جایی اسـت کـه در چـهارچوب اصول و ارزش های اسلامی و حفظ مصالح اسلام و جـامـعه اسلامی صورت گیرد.
 
بیرون از این قـلمرو و در صورتی که بخواهد به ارزش های اسلامی خدشه وارد آید و یـا تـسامح و تساهل راهی برای رواج بی بندوباری باشد، دیگر جای تـسـامـح و تـساهل نیست؛ بلکه جای امر به معروف و نهی از منکر و واکـنـش در بـرابـر منحرفان است.
 
تساهلی که امروز در جامعه های غـربـی رایـج اسـت و بـرداشتی که امروز، شماری از روشنفکران در کـشـورهـای اسـلامـی از آن دارند، با آنچه مورد نظر اندیشمندان اسلامی است، به کلی فرق دارد. در نظام اسلامی، توجه به ارزش ها و احترام به آن یک اصل است و به طـور طـبـیـعی سیاست تساهل و تسامح در هر عرصه ای باشد باید با حـفـظ ایـن اصل، سامان پذیرد.
 
اگر خدای نخواسته با اثر پذیری از بـازي هـای سـیـاسـی و اندیشه های مسموم و کینه ورزانه و سخنان رنـگـارنـگ جـامـعـه هـای غـربـی، بدون حساب و کتاب و بیرون از چـهـارچـوبه اصول و ارزش های اسلام، به آن دامن زده شود، نتیجه ای جز گسترش بی بندوباری و هرج و مرج اخلاقی در پی نخواهد داشت و مطمئنا دفاع از ارزش‌های دین با تساهل و تسامح امکان پذیر نمی باشد.
 
مـتـاسـفـانه، فضای مطبوعاتی کشور گاهی چنان هیجانی و بحرانی و خـارج از مـدار اسـت که هرگاه کسی از تولرانس یا تسامح و تساهل بـه مـعنای مصطلح در غرب انتقاد می کند، بی درنگ او را متهم به خشونت طلبی و طرفداری از فضای بسته و اختناق و استبداد می کنند و در طـرف مقابل، هر کس از آزادی، مشارکت مردم و مقوله هایی از ایـن دسـت سخن می گوید، او را به دگراندیشی و غرب زدگی متهم می کنند.
 
2. تساهل و تسامح فرهنگی از همان ابتداي شكل گيري زندگي جمعي بشر در تمام جوامع بشري و به اقتضاي هر فرهنگ هنجارهايي مورد پذيرش مردم بوده و امروزه نيز چنين است. دشمنان فرهنگ هاي مترقي از جمله فرهنگ اسلام هميشه مي كوشند تا با برنامه هايی بتوانند آن فرهنگ ها را به نابودي كشانده و فرهنگ خود را حاكم سازند كه از جمله اين برنامه ها مي توان به ترويج تساهل و تسامح فرهنگي دراين حوزه اشاره كرد.
 
از جمله مضرات و تبعات تسامح فرهنگي اين است كه رفته رفته و در دراز مدت موجب مي گردد تا جامعه با باورهاي فرهنگي خود بيگانه شده و به تعبيري ميان مردم و حوزه فرهنگ خودي، نوعي واگرايي و از خود بيگانگي فرهنگي و به عبارتي گسست فرهنگي اتفاق بيفتد كه طبعا مطلوب نخواهد بود.
 
مطمئنا برخورد های دوگانه با مسائل فرهنگی نوعی بدبینی نسبت به ارزش و اصول اولیه ایجاد می کند که گاها مخرب می باشد؛ به عنوان مثال دولت جلوی ورود کالاها و مخصوصا البسه قاچاق و غیر متناسب با فرهنگ اسلامی را می گیرد، ولی در برخی مغازه این لباس های مبتذل به صورت آزادانه به فروش می رسند و حتی مردم از آنها استفاده می کنند؛ آیا اگر بازاری برای این نوع لباس ها وجود نداشته باشد بانیان این کارهای خلاف و ضد ارزشی بازهم اقدام به تهیه و توزیع این کالا می کنند؟ آیا درست نیست که به جای مبارزه با معلول با علت مبارزه شود؟ 
 
3. تساهل و تسامح سیاسی تساهل و تسامح و یا آسان گیری که به موجب آن دولت مجبور است در قلمرو حاکمییت خود، آزادی ابراز اعتقادات سیاسی مردم را تامین کند، به این شرط که نظم عمومی مختل نشود.
 
آزادی که جزو حقوق طبیعی انسان است و با او زاده می شود و این وظیفه حکومت است که آزادی های طبیعی انسان را محترم شمرده و زمینه را برای بروز این آزادی ها فراهم نماید. اما مگر می شود بدون قائل بودن به تساهل و تسامح، آزادی افراد را محترم شمرد؟ آزادی افراد فقط در سایه یک حکومت قائل به دمکراسی و معتقد به تساهل و تسامح تامین می شود و جز این چیزی امکان پذیر نیست.
 
بدون وجود این اصل، دمکراسی به طور کلی فاقد معنا و لزوما فاقد کارکردهای اصلی خود است؛ چرا که دمکراسی بدون اصل تساهل و تسامح دیگر دمکراسی نیست، بلکه استبداد اکثریت است بر اقلیت و این نوع استبداد با دیگر انواع استبداد نه تنها هیچ فرقی ندارد، بلکه شدیدتر و فرا گیرتر نیز می باشد.
 
بدون وجود التزام حکومتها به اصل تساهل و تسامح، آزادی دیگر معنای اصلی خود را از دست می دهد و تنها آن نوع آزادی خواهد بود که منافع حاکمان را تامین کند.
 
اصل تساهل و تسامح باعث می شود قانونمندی در جامعه نهادینه شود که خود از شاخصه های یک فرهنگ سیاسی سالم می باشد . یک فرهنگ سیاسی ناسالم مبتنی بر عدم تساهل نسبت به مخالفان است.
 
با توجه به نکات بالا و همچنین ابعاد مختلف و مبانی فکری فرهنگ تسامح و تساهل جامعه مطالب زیر قابل ذکر است: 1. در ابتدا باید گفت که تساهل و تسامح از دیدگاه دین پژوهان غربی، با تساهل و تسامح از دیدگاه دین پژوهان اسلامی، تفاوت اساسی دارد و آن مرز دار بودن تساهل دینی است. 2. تسامح و تساهل به همان اندازه که مفید جامعه است مضرات خود را نیز دارا می باشد و این اصل را می توان به یک شمشیر دولبه تشبیه کرد که اگر از آن استفاده صحیح و بجایی صورت نگیرد، بازنده اصلی خودمان خواهیم بود. 3. مطمئنا اصل تسامح و تساهل لازمه وجودی یک نظام دموکراتیک است، ولی این اصل باید در چارچوب اصول و ارزش های اسلامی و حفظ مصالح اسلام صورت گیرد و نباید به موجب آن برخی هنجار ها شکسته و یا نادیده گرفته شود. 4. باید توجه کرد که تسامح و تساهل در جامعه و در جای خود و سخت گیری در مکان خودش پسندیده است 5. اگر تسامح و تساهل در جای خودش مورد استفاده قرار نگیرد مطمئنا نوعی دوگانگی در جامعه به وجود می آید که به موجب آن برخی هنجار ها شکسته و قانون از دید مردم بی ارزش تلقی خواهد شد . 6. تسامح و تساهل در همه امور ساری و جاری نمی باشد و مطمئنا قلمرو های مخصوص خود را دارا می باشد و در بالا به اختصار به آن اشاره شد؛ اگر این قلمرو ها شکسته شود، آثار مخرب و زیان بار آن غیر قابل جبران خواهد بود .
 
و ... در پایان باید یاد آور شد که امروز خطر جدی از جبهه خودی ها شروع شده است و غفلت از این امر در حقیقت عبارت است از آراستن اسلام به آنچه از اسلام نیست و پیراستن آن از آنچه اسلام است. شکیب و سعه صدر مدارا با جاهلان و با صاحبان آراي دیگر، حرف تازه ای برای جهان اسلام نیست، مسلمین همواره مشتاق شنیدن حرف های نو هستند منتهی اجازه نمی دهند کفر با پوشش بیاید و ایجاد رخنه در جامعه دینی کند.
 
ریشه تسامح مسلمانان، شک دستوری دکارت یا شک سازمان یافته کانت نیست، بلکه یک مشرب بظاهر تربیتی و عرفانی ملهم از قرآن است؛ البته در مواردی هم که اختلاف نظر و تشابه است و قلمرو ، قلمرو مباحثات درون دینی است باز به دلیل شرعی دیگر باید تسامح داشت؛ ولی همه اینها حدود و احکام خاصی دارد و همة اینها غیر تسامح و تساهل (تولرانس لیبرالی) است.
 
امروز در هر مجلس و محفل باید از آثار شوم و خسران ناپذیر پدیده تسامح و تساهل منفی ذکر قضیه نمود و سکوت عده ای تکلیف را از عهده دیگران ساقط نمی کند، و اتفاقاً سیر تاریخی مقابله با تسامح و تساهل در آيینه زندگی معصومین علیهم السلام ما می باشد.
پربازدیدترین آخرین اخبار