غرب و نگراني از قدرت نرم چين؛ توهم يا واقعيت
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۶۳۶۲۰

غرب و نگراني از قدرت نرم چين؛ توهم يا واقعيت

رشد شتابان قدرت اقتصادي چين از اواخر دهه 90 ميلادي به اين سو و آنچه که کابوس اژدهاي زرد خوانده مي‌شود سياست مداران غربي را به شدت نگران کرده است.
گروه اقتصادي «خبرگزاري دانشجو»، رضا عابدي گناباد؛ رشد شتابان قدرت اقتصادي چين از اواخر دهه 90 ميلادي به اين سو و آنچه که کابوس اژدهاي زرد خوانده مي شود سياست مداران غربي را به شدت نگران کرده است.

اين ترس و وحشت با آغاز بحران اقتصادي اروپا و آمريکا از سال 2008 به اين سو؛ علي رغم اينکه پکن را نيز تا حدودي درگير خود کرده، به شدت افزايش يافته است.

امکانات برتر انساني چين به نسبت رقباي تجاري خود علت اصلي اين مهم بوده است. اما اين وحشت ابعاد ديگري را نيز در بر مي گيرند. ابعادي که رسانه هاي غربي به صورتي پنهان تر به آن مي پردازند.

در يک دهه اخير و با عنايت به افزايش توجه به نقش آفريني قدرت نرم و هوشمندانه در سطح بين الملل؛ توجه به قدرت نرم پکن نيز در کانون توجه ها قرار گرفته است.

بهره گيري غرب از قدرت نرم در دو قرن اخير به عنوان ابزار نفوذ در کشورهاي هدف، ترس نهادينه شده از تمدن شرق در چهارچوب دکترين هاي متداول در اروپا و آمريکا و در نهايت تلاش نظريه پردازان غربي به منظور ايجاد دشمني خارجي در برابر سبک زندگي و ارزش هاي خود ريشه اصلي اين تصورات را تشکيل مي دهند.

اگر قدرت نظامي و اقتصادي (سياست چماق و هويج در برابر دولت ها و ملت ها) را قدرت سخت و قدرت فرهنگي، ارزشي و سياست خارجي مشروع (ايجاد جذابيت و دستيابي به قلوب و اذهان دولت ها و ملت ها) را قدرت نرم تعريف کنيم. ايجاد هوشمندانه توازن ميان قدرت نرم و قدرت سخت مطابق بافت منطقه اي و جهاني در چهارچوب رهيافت قدرت هوشمندانه قابل تعريف است.

علي رغم تشديد نگراني ها در مورد رشد فزاينده قدرت اقتصادي و نظامي چين (قدرت سخت) اما بسياري از کارشناسان بين‌الملل هنوز هم بر ضعف قدرت نرم و هوشمندانه پکن تأکيد مي‌کنند.

براي مثال اين ديدگاه جوزف ناي(1) کارشناس علوم سياسي آمريکاست، او بر اين باور است که علي رغم تمدن غني، پيشرفت چين با غربگرايي همخواني بيشتري دارد.

اين نگرش با سفري کوتاه به مراکز اقتصادي چين براي بسياري از تحليل گران نمايان شده است، رواج سبک زندگي غربي بويژه در ميان جوانان طبقه متوسط شهري در پکن و بندر شانگهاي اين روزها به عنوان واقعيتي انکارناپذير سنت ها و فرهنگ چند هزار ساله اين کشور را تهديد مي کند.

گرچه سقوط اتحاد جماهير شوروي گزينه‌هاي راهبردي جديدي را براي مقامات پکن در آسياي ميانه، شمال شرق آسيا، جنوب شرق آسيا و آفريقا به‌وجود آورد اما نفوذ بيشتر اقتصادي اين کشور و ماهيت غيرگفتمان ساز چين براي ايجاد رهيافت و ايدئولوژي جديد که ادعاي ايجاد سبک جديدي از زندگي داشته باشد کاملاً مشهود است.

در عرصه رسانه اي نيز سينماي چين از ابتداي قرن حاضر با حرکت به سوي توليد به سبک سينماي آمريکا، حرکت در جهت يکسان سازي ارزش ها و آنچه که اين روزها جهاني سازي خوانده مي شود را به نمايش گذارده است.

ماهيت غير سياسي تمدن در شرق آسيا به نسبت ماهيت سياسي تر تمدن اسلامي نوعي استحاله را در برابر نمادهاي تمدن غرب براي ميليون ها چيني بوجود آورده است.

ساختار سياسي سکولار در پکن خود تشديد کننده اين روند بوده است.
 
با اين وجود نگراني محافل غربي از آنچه که تصرف جهان از سوي چين مي خوانند به قوت خود باقي است، در بين اين کشورها استراليا به علت نزديکي جغرافيايي با چين و همراهي هميشگي با منافع راهبردي آمريکا و اتحاديه اروپا در حوزه جنوب شرقي آسيا بيش از ساير کشورها خطر اژدهاي زرد را لمس کرده است.

امضاي قراردادهاي متعدد نظامي و امنيتي با آمريکا و بويژه اعطاي پايگاه نظامي به واشنگتن در سفر اخير اوباما به استراليا نمود عيني عکس العمل سيدني البته در ابعاد نظامي به اين نگراني رو به رشد است.

لذا به علت اهميت موضوع براي منافع بلند مدت اين کشور و غرب در آسيا کوين راد به عنوان وزير امور خارجه استراليا چندي قبل در سخنان کم سابقه اي به انعکاس بخشي از اين نگراني پرداخته است.

کوين راد در گردهمايي دانشجويان سابق رشته تجارت دانشگاه آکسفورد در سيدني با ابراز نگراني شديد از افزايش قدرت نرم چين بر اين باور است که اين قدرت هوشمند و فوق العاده پکن ابعاد فرهنگي غرب را هدف قرار داده است.

وي در ادامه بر اين باور است که نگراني ها در مورد قدرت نظامي رو به رشد چين و پيامدهاي آن براي آمريکا و هم پيمانانش نبايد تنها بر کميت و کيفيت قواي نظامي و اقتصادي اين کشور متمرکز گردد.

وزير خارجه استراليا در سخنراني اش در مورد افرايش قدرت چين و مشغول شدن آمريکا به سمت استراليا و کشورهاي آسيايي اقيانوس آرام به منظور کاهش نفوذ چين در يک دنياي چند قطبي با ارائه مثالي بر اين باور است که آمريکا سال هاست از قدرت نرم خود استفاده کرده است، لذا اگر مي بينيم تويترز و فيس بوک به خبر مرگ استيو جابز سريعا پاسخ مي دهند، مي توانيد بفهميد که قدرت نرم آمريکا به کجا رسيده است.

كوين راد در ادامه مي گويد: نسل ها در سراسر جهان فقط «آيفون» ها و «مک» ها را مي شناسند، اين نام ها مترادف با موفقيت، ابتکار، طرح عالي، و کارآفريني هستند.
 
اما اين تمام واقعيت نيست، آنها سبک زندگي را مي فروشند.

در عصر حاضر دولت ها و سرمايه داران با ايجاد شرکت هاي بزرگ عملکرد يک جامعه را به شدت توسعه مي دهد. اين مهم قطعاً نوآوري را تسريع کرده است و ارزش هاي تحسين شده جهاني را نمايندگي مي نمايد.

در اين راستا است که چين مي خواهد قدرت نرمش را توسعه دهد اما قدرت نرم در يک رابطه خطي به عنوان اساس قدرت سخت به تنهايي رشد نمي کند.
 
وزير امورخارجه استراليا در پايان بر اين باور است که سوال ناتمام اين خواهد بود که آيا نظام چين مي تواند قدرت نرم خود را به مانند آمريکا در سه دهه اخير افزايش دهد؟ 

در پاسخ به اين پرسش کوين راد بايد گفت كه 33 سال پس از شروع سياست اصلاحات «دنگ شيائوپينگ» و شکل‌گيري پکن، چين بار ديگر به قطب اقتصادي آسيا تبديل شد و «قدرت سخت» آن کشور هم مورد توجه قرار گرفته است اما عدم توجه جدي طراحان فرهنگي چين به ماهيت قدرت نرم و هوشمندانه به نسبت آمريکا و اروپا در آينده اثرگذاري چين را در جهان چند قطبي با مشکلات فراواني مواجه خواهد ساخت.

ماهيت صرفاً اخلاقي و غيرسياسي سنت هاي حاکم بر اين کشور به نسبت ماهيت فعال و اجتماعي اسلام از قدرت رقابت کم تري با فرهنگ و ارزش هاي غربي برخوردار است.

پي نوشت ها:

1-  جوزف ناي، استاد دانشکده علوم سياسي دانشگاه هاروارد است که پيش از اين رياست اين دانشگاه را نيز به عهده داشته است، رياست شوراي اطلاعات ملي، دستيار وزير دفاع و دستيار معاون وزير خارجه برخي از مناصب دولتي است که پيش از اين ناي بر عهده داشته است.
 
وي علاوه بر همکاري با روزنامه نيويورک تايمز، واشنگتن پست و وال استريت ژورنال، چندين کتاب از جمله «پارادوکس ابرقدرتي امريکا در جهان و قدرت نرم: ابزارهاي موفقيت در سياست هاي جهاني» را نگاشته است.

جوزف ناي به عنوان مبدع مفهوم قدرت نرم، منتقد سياست هاي دوره رياست جمهوري جورج بوش بوده است، وي در کتاب اخير خود که «رهبران سياسي: قدرت سخت، نرم و هوشمند» نام دارد، انتقادات خود از سياست هاي دوره رياست جمهوري جورج بوش را در قالب بحث هاي تئوريک مربوط به قدرت نرم، سخت و هوشمند مطرح کرده است.

وي معتقد است که دولت جورج بوش در جنگ عليه تروريسم به دليل درک نادرست از فضاي فرهنگي جهاني گام هاي اشتباهي برداشت.

2-  براي دست يابي به متن کامل سخنراني کوين راد به نشريه The Australian رجوع شود. 
 
پربازدیدترین آخرین اخبار