قسطی شدن زندگی؛ آیندهای که خرج امروز میشود
به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو، در ایران امروز، خرید اقساطی دیگر یک انتخاب لوکس یا ابزار مالی برای مدیریت هزینههای بزرگ نیست؛ به تدریج به یکی از راههای اصلی دوام آوردن زیر بار تورم، اجاره، کاهش قدرت خرید و بیثباتی درآمدی تبدیل شده است. رشد لندتکها (سکوهای دیجیتال وام و خرید اعتباری) و سرویسهای BNPL (الان بخر، بعدا پرداخت کن) در ظاهر میتواند نشانه توسعه فناوری مالی و تسهیل دسترسی مردم به اعتبار خرد باشد، اما در لایه عمیقتر، این پدیده روایتی از اقتصاد خانواری است که دیگر توان خرید نقدی بسیاری از کالاها و خدمات را ندارد. وقتی جامعهای به سمت قسطی خریدنِ گسترده حرکت میکند، باید پرسید آیا این یک نشانه پیشرفت مالی است یا علامت هشدار برای معیشتی که ناچار شده آیندهاش را پیشخور کند؟
کاهش قدرت مالی؛ جایی که خرید اقساطی متولد میشود
برای فهم چرایی گسترش خرید اقساطی، باید اول به دخل و خرج خانوار نگاه کرد. بر اساس آخرین گزارشات از نتایج طرح هزینه و درآمد خانوار در سال ۱۴۰۳ که از سوی مرکز آمار ایران منتشر شده، متوسط هزینه خالص سالانه یک خانوار شهری به ۲ میلیارد و ۶۹۳ میلیون و ۴۷۸ هزار ریال، یعنی حدود ۲۶۹.۳ میلیون تومان رسیده است؛ رقمی که نسبت به سال قبل ۳۰.۴ درصد رشد داشته است. همین گزارش رسمی نشان میدهد ۲۳.۶ درصد از کل هزینه خانوار شهری صرف خوراکیها و دخانیات میشود و در میان هزینههای غیرخوراکی، مسکن، سوخت و روشنایی با سهم ۵۷.۲ درصدی بیشترین فشار را بر بودجه خانوار وارد میکنند. بر اساس همین دادههای مرکز آمار، بخش بزرگی از درآمد خانوار پیش از آنکه به رفاه، پسانداز یا خریدهای توسعهای برسد، صرف زنده ماندن و تأمین نیازهای اولیه میشود.
این اعداد به زبان ساده میگویند خانواده شهری ایرانی، پیش از آنکه حتی به خرید کالای بادوام، تعمیر خانه، تعویض موبایل یا جهیزیه فکر کند، باید بخش بزرگی از بودجهاش را صرف اجاره، خوراک و قبوض کند. در چنین وضعیتی، خرید اعتباری نه از دل رفاه، بلکه از دل کمبود متولد میشود. یعنی لندتکها در خلأ رشد نکردهاند؛ آنها بر بستری بزرگ شدهاند که در آن، فاصله میان درآمد و هزینه روزبهروز بیشتر شده و خانوار برای حفظ حداقل استاندارد زندگی، ناگزیر از انتقال بخشی از هزینه امروز به فرداست. به همین دلیل، هر جا از رشد BNPL حرف میزنیم، در واقع باید همزمان از تنگشدن سفره و عقبنشینی قدرت خرید هم حرف بزنیم.
جهش بازار BNPL در سایه بحران معیشت
بر اساس گزارشهای تحلیلی بازار فینتک(فناوریهای مالی) و BNPL ایران که در سال ۱۴۰۴ منتشر شده و به عملکرد سال ۱۴۰۳ استناد دارد، بازار خرید اعتباری ایران در سال ۱۴۰۳ حدود ۷۵ هزار میلیارد تومان اعتبار مصرفشده ثبت کرده، نزدیک به ۴۰ میلیون تراکنش داشته و بیش از ۵ میلیون کاربر فعال را دربر گرفته است. همین گزارشها از حضور حدود ۱۳ بازیگر اصلی در این صنعت خبر میدهند. این اعداد در نگاه اول، تصویر صنعتی پویا و رو به رشد را نمایش میدهند؛ بازاری که با استفاده از ابزارهای دیجیتال، فرایند دسترسی به اعتبار خرد را سریعتر و سادهتر کرده است.
اما مسئله اینجاست که هر رشد اقتصادی الزاما نشانه بهبود رفاه نیست. ممکن است یک صنعت مالی رشد کند، اما دلیل رشدش نه افزایش آزادی انتخاب مصرفکننده، بلکه ناتوانی او در خرید نقدی باشد. در واقع، بازار BNPL در ایران به همان اندازه که نشانه توسعه ابزارهای اعتباری است، نشانه تعمیق بحران خرید هم هست. اگر تقاضا برای اعتبار خرد بالا میرود، باید دید مردم برای چه چیزی و از سر چه ضرورتی به آن پناه میبرند. آیا خانوار در حال استفاده هوشمندانه از اعتبار برای مدیریت جریان نقدی است، یا صرفاً به این دلیل که پول نقد کافی ندارد، خرید امروز را به بدهی فردا منتقل میکند؟ این همان پرسشی است که روایت رسمی خوشرنگ تسهیل خرید بهطور معمول از پاسخ دادن به آن فرار میکند.
تله اقساط؛ از اسنپپی تا سرای ایرانی
یکی از شفافترین نمونههای رشد خرید اعتباری را میتوان در آمار رسمی اسنپپی و گزارش وبسایت رسمی اسنپ درباره عملکرد تابستان ۱۴۰۴ دید؛ بر اساس این گزارش، تعداد سفارشهای چهارقسطه نسبت به تابستان ۱۴۰۳ بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته و تعداد کاربران فعال نیز رشدی مشابه داشته است. همچنین در کمپین شهریور ۱۴۰۴ مبلغ کل سفارشها نسبت به کمپین مشابه سال قبل ۱۴۰ درصد رشد کرده و مبلغ خریدهای حضوری با اعتبار اقساطی ۱۴۹۸ درصد جهش داشته است؛ ثبت بیش از ۱۰۰ هزار سفارش چهارقسطه در یک روز نیز نشان میدهد خرید اقساطی دیگر رفتاری حاشیهای نیست. اهمیت این آمار فقط در بزرگی اعداد، بلکه در تغییر ماهیت خرید اعتباری است؛ زیرا پرتکرارترین جستوجوها در کمپین تابستانی شامل طلا، کفش، ساعت، ساعت هوشمند و ایرپاد بوده و نشان میدهد خرید اقساطی از نیازهای اضطراری فراتر رفته و به ابزاری برای حفظ سبک زندگی تبدیل شده است. در بخش گردشگری نیز ۴۱ درصد تورهای تابستانی اسنپتریپ با اعتبار اسنپپی پرداخت شده و سهم هتل و پرواز بهترتیب ۲۳ و ۱۲ درصد بوده است؛ بنابراین وقتی خانوارها برای سفر، کالای دیجیتال، طلا یا خرید حضوری به اعتبار متکی میشوند، روشن است که پول نقد دیگر برای حفظ سطح مصرف کافی نیست، هرچند میل یا ضرورت مصرف همچنان پابرجاست و قسط فاصله میان میل و توان خرید را پر میکند؛ فاصلهای که البته با ورود بدهی به زندگی روزمره همراه است.
اسنپپی تنها بازیگر این میدان نیست. بر اساس صفحه رسمی دیجیپی، این شرکت از بیش از ۸ میلیون کاربر و بیش از ۴۰ هزار میلیارد تومان اعتبار کاربران سخن گفته است. در همان صفحه همچنین به بیش از ۲ میلیون بازدید روزانه از فروشگاه و بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان تسهیلات به فروشگاهها اشاره شده است. هرچند این اعداد الزاما آمار لحظهای بازار در تیر ۱۴۰۵ نیستند و باید آنها را در چارچوب اعلام رسمی شرکت فهمید، اما همین دادهها نشان میدهند که خرید اعتباری از یک سرویس جانبی به یک ابزار فراگیر در زیستبوم مصرف دیجیتال تبدیل شده است.
در مورد تارا نیز روند مشابهی دیده میشود. بر اساس وبسایت این شرکت، تارا با بیش از ۱۲ هزار فروشگاه و مرکز خدمات طرف قرارداد فعالیت میکند. البته در برخی مطالب رسمی قدیمیتر، عدد بیش از ۷ هزار شعبه نیز آمده و همین تفاوت نشان میدهد که اعداد شبکه فروشگاهی بسته به زمان انتشار و تعریف پذیرندهها تغییر کردهاند. با این حال، اصل ماجرا روشن است: قسط دارد از فضای اپلیکیشنها و فروشگاههای آنلاین فراتر میرود و در کف بازار، در خریدهای حضوری، سوپرمارکتی و خدماتی جا باز میکند. این فراگیری، از یک سو دسترسی مردم به اعتبار را آسانتر کرده، اما از سوی دیگر نشان میدهد بخش بیشتری از زندگی روزمره حالا بر پایه خرید امروز و پرداخت فردا میچرخد.
در میان فروشگاههایی که خرید اقساطی را به بخشی از هویت تبلیغاتی خود تبدیل کردهاند، نام سرای ایرانی برجسته است. بر اساس گزارشهای مردمی و تجربههای منتشرشده در فضای عمومی، خریداران از پشتیبانی ضعیف و گرانتر بودن قیمتها نسبت به بازار گلایه کردهاند. بنابراین، جذابیت قسط نباید باعث شود خریدار از مقایسه دقیق قیمت نقدی و اقساطی، شرایط ضمانت، کیفیت خدمات پس از فروش و امکان پیگیری شکایت غافل بماند. در واقع، سرای ایرانی در کنار اینکه بخشی از سازوکار جدید خرید اقساطی را نمایندگی میکند، نمونهای است از جایی که باید میان سهولت پرداخت و کیفیت واقعی خدمات، حتما فاصلهسنجی کرد.
بدهکار شدن خانوار و عادیسازی آیندهفروشی
بزرگترین مسئله در گسترش خرید اعتباری این نیست که مردم قسطی خرید میکنند؛ مسئله این است که قسطی خرید کردن دارد به روال عادی زندگی تبدیل میشود. خانواری که امروز برای خرید موبایل، فرش، سفر، پوشاک یا حتی بخشی از هزینههای نزدیک به زندگی روزمره سراغ اعتبار میرود، درعمل بخشی از درآمد آینده خود را از پیش مصرف کرده است. اگر این روند با رشد واقعی درآمد، ثبات شغلی و کنترل تورم همراه نباشد، نتیجهاش نه رفاه اعتباری، بلکه انباشت تعهدات خردی است که در مجموع فشار بزرگی بر روان و اقتصاد خانواده وارد میکنند.
خطر دیگر، عادی شدن این تصور است که همیشه میتوان فاصله درآمد و هزینه را با ابزار مالی پوشاند. این تصور در کوتاهمدت آرامش میآورد، اما در بلندمدت میتواند پسانداز را نابود، آسیبپذیری خانوار را تشدید و تابآوری اقتصادی را کاهش دهد. جامعهای که مصرف خود را با بدهی زنده نگه میدارد، در برابر شوکهای بعدی بسیار آسیبپذیرتر میشود. اگر شغل از دست برود، اگر تورم دوباره بجهد، اگر اقساط روی هم انباشته شوند، آن وقت سرویسهایی که زمانی راهحل به نظر میرسیدند، خود به بخشی از بحران بدل میشوند. به همین دلیل، رشد لندتکها را نمیتوان فقط با زبان نوآوری ستود؛ باید آن را در متن اقتصاد واقعی، سفره واقعی و اضطراب واقعی خانوار تحلیل کرد.
اعتراف خاموش به سقوط قدرت خرید
واقعیت این است که لندتکها در ایران یک نیاز واقعی را پاسخ دادهاند. آنها دسترسی به اعتبار خرد را سریعتر، سادهتر و گستردهتر کردهاند و برای بسیاری از مردم، در شرایط تنگنای مالی، تبدیل به دریچهای برای خرید شدهاند. اما همین واقعیت، نباید ما را از دیدن حقیقت بزرگتر بازدارد که رونق خرید اعتباری در ایران، بیش از آنکه محصول وفور و رفاه باشد، محصول تنگنا، تورم و فرسایش توان خرید است. بر اساس آمارهای ارائه داده شده در این گزارش، جامعه ایرانی در حال حرکت به سمتی است که شیوه قسطی زندگی کردن، به یک عادت تبدیل شده است.
اگر این روند با اصلاحات اقتصادی، مهار تورم، تقویت درآمد واقعی خانوار و شفافیت بیشتر در خدمات اعتباری همراه نشود، نتیجه چیزی جز قسطی شدن زندگی نخواهد بود؛ وضعیتی که در آن مردم برای حفظ ظاهر معمول زندگی، ناچارند بخشی از فردای خود را بفروشند.