نگاه به تحولات در سند بنيادين آموزش و پرورش اساسي است نه جزئي
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۶۴۹۵۲
تهیه كننده مبانی نظری سند تحول بنيادين آموزش و پرورش:

نگاه به تحولات در سند بنيادين آموزش و پرورش اساسي است نه جزئي

استاد دانشگاه ترتبيت مدرس گفت: در سند راهبردی تحول بنیادی در آموزش و پرورش نگاه به تحول، اساسی بوده است نه تحولات جزئی و صوری كه هر چند یک بار انجام می‌شود و به دلیل همین جزئی بودن نتیجه ای ندارد و ...
گروه علمی «خبرگزاری دانشجو»؛ همه متخصصان تعلیم و تربیت بر تربیتی تاکید دارند که رسمی، عمومی و همه جانبه باشد. تربیت رسمی و عمومی تربیتی است که به عنوان بخشی از جریان تربیت به شکل سازمان دهی شده، عادلانه، همگانی و الزامی در مدرسه باشد. در جهان معاصر امروز ما شاهد الگوهای متفاوتی در زمينه تربیت هستیم که بر اساس مبانی متفاوت طراحی شده اند. سند ملی تحول در آموزش و پرورش که در هفته های اخیر توسط دکتر احمدی نژادريال رئيس جمهور كشورمان رونمایی شد، محصول کار چند ساله متخصصان تعلیم و تربیت کشورمان است که دغدغه الگوی تربیت اسلامی را داشته و سعی کرده اند در این سند مبانی تربیتی اسلام را دخیل کنند.

این سند ملی امروز در انتظار اجرا نشسته و این مهم، همکاری همه معلمان را بیش از پیش می طلبد؛ چرا که این نظام ارزشی تهیه شده باید بتواند توسط مجریان اصلی کار یعنی معلمان به درستی فهم و ترجمه شود.
 
جهت تبیین مسائلی که در ارتباط با سند مطرح می شود با دکتر علیرضا صادق زاده، یکی از تهیه کنندگان مبانی نظری سند و استاد دانشگاه تربیت مدرس به گفت‌وگو نشستیم كه در ادامه مصاحبه خبرگزاری دانشجو با وی را می خوانید.

خبرگزاری دانشجو، با توجه به رونمایی از سند ملي طي هفته های اخیر، ضرورت تهیه این سند را در آموزش و پرورش چگونه می بینید و آیا این حرکت با تغییرات تدریجی ایجاد نمی شد و حتما نیاز به یک سند جامع در آموزش و پروش داشتیم؟

صادق زاده: بحث تهیه سند راهبردی برای تحول بنیادی در آموزش و پرورش یا در تربیت رسمی و عمومی از منظرهای مختلف قابل بحث است؛ اولا اينکه جریان تعلیم و تربیت جریانی است که با دگرگونی و تغییر در خود فرآیند کار و اهدافش باید روبرو شود تا بتواند خودش را برای دوران بعدی آماده کند، اما اینکه این تغییر چگونه باشد و در چه ظرف زمانی و با چه اصولی اتفاق بیفتد قابل بحث و مهم است.

این سندی که تهیه شده است به نظر می رسد جهت گیری کلی آن این است که نگاه درازمدت باشد و تغییر به نگاه های صوری که به سلیقه ها و شرایط زمانی بر می گردد و کوتاه مدت است، موکول نشود بلکه تغییرات نسبتا با جهت ثابت و متناسب با اقتضائات فرهنگی و بومی ماست تا جهت گیری روشنی را برای دو دهه بتوانیم داشته باشیم. در این سند نگاه به تحول اساسی بوده است و نه تحولات جزئی و صوری که هر چند یک بار انجام می شود و به دلیل همین جزئی بودن نتیجه ای ندارد و با مشکلات روبرو می شود.

یکی از ویژگی های این کار این است که متکی بر بحث های نظری بوده تا بتواند به اتکای آن ثباتی داشته باشد و از حالت سلیقه ای نجات پیدا کند. مجموعا فضای کلی که در سند بوده سعی شده عالمانه و متکی بر مطالعه باشد و از درون نظام آموزش و پرورش هم بر درون و هم بر بیرون تاملاتی داشته باشد، از این جهت می شود گفت كه ما باید در انتظار تحولی جامع با جهت گیری های نسبتا ثابت و مبتنی بر بحث های نظری باشیم.
 
خبرگزاری دانشجو، مفاهیم نظری که جنابعالی هم ذکر کردید و در سند به آن توجه شده است، تا چه اندازه بار عملیاتی دارد؟
 
صادق زاده: بحث این است که یک تغییر اساسی باید مبتنی بر مباحث نظری باشد، اما اینکه این بحث نظری قابل اجرا باشد سازوکاری باید برای آن در نظر گرفت که این مباحث نظری متناسب با واقعیت ها و شرایط زمانی خاص بشوند.

در روش شناسی سند این به صورت الگوهای نظری تدوین شد در روش شناسی مدنظر طراحی الگوی های نظری اسلامی ایرانی چه الگوهای کلان به نام فلسفه تربیت و ره نامه و چه الگوی خرد به نام الگوهای نظری برای انواع تربیت در دستور کار قرار گرفت.

تلاش این بوده است که حرف ها با ملاک ها سازگاری داشته باشد و با شرایط فعلی کشور هماهنگ باشند به  یافته های دنیا و نقادی آن توجه شود و به نوعی صاحب نظران در جریان تربیت هم با آن موافق باشند تا کمترین مانع را در اجرا داشته باشد. سعی شده نظریات غیر قابل اجرا نباشد.
 
خبرگزاری دانشجو، با توجه به اینکه در نگاه اسلام هم بیشترین نقش را در تربیت، معلم داشته است، در تربیت رسمی معلم چه جایگاهی دارد و در سند مذکور به این مسئله چقدر اهمیت داده شده است؟

صادق زاده: بسیار خوب دیده شده است. همانطور که شما اشاره کردید تعلیم و تربیت تعطیل شدنی نیست برخلاف دانشگاه که ما آن را زمانی تعطیل کردیم مثل قطار در حال حرکتی است که باید تغییر کند و نمی تواند متوقف شود. این مربیان هم در حال حرکت باید تعلیم ببینند و ارتقا پیدا کنند.

ما متوجه شدیم که اگر یک سازوکارهای مناسبی برای اجرایی شدن تحول در زیر نظام تربیت معلم نداشته باشیم به سر منزل مقصود نخواهیم رسید. قبول داریم در این زمینه باید کار جدی انجام شود حذف نیروهای غیرقابل اصلاح، جذب نیروی جدید، ارتقای نیروهای موجود و هم چنین انگیزه بیشتر دادن به کسانی که در این جریان می توانند با باور و جدیت تغییرات اساسی را از کلاس درس خودشان شروع کنند بسیار اهمیت دارد. این از بحث هایی است که نیاز به برنامه ریزی اساسی دارد و خم رنگ رزی نیست که به یک باره عوض شود.
 
خبرگزاری دانشجو، از آنجا که آموزش رسمی در سند از سن 6 سال شروع شده است و از طرف دیگر نقش خانواده در سال های ابتدایی بسیار مهم است، تحول در نظام خانواده چه سهمی در تعلیم و تربیت دارد؟

صادق زاده: در بحث فلسفه تربیت صریح گفته شده است، عوامل متعددی در تربیت دخیل هستند که مهمترین رکن در تربیت به لحاظ نزدیک بودن به افراد، خود خانواده است. خانواده نخستین رکنی است که در جریان تربیت به معنای عامش نقش آفرین است؛ بنابراین حتما باید راجع به خانواده فکر جدی کرد تا وقتی خانواده های ما نقش تربیتی خودشان را ایفا نکردند هر چه دیگران هم تلاش کنند جایگزین نقش خانواده نخواهد شد.

اما در تربیت رسمی هم ما اتفاقا گفتیم خانواده باید حضور داشته باشه و به طور فعال همراهی کند. از قبل تولد تا 6 سالگی تقریبا عنصر اصلی و غیر قابل حذفی که یکه تاز جریان تربیت است خانواده است. در طول تربیت رسمی هم خانواده همراهی می کند و حتی نقش خودش را بعد از تربیت رسمی هم به عهده دارد، اما در سنین بزرگسالی نقش متفاوتی پیدا می کند.

یکی از مسائلی که تربیت اسلامی را از دیگر تربیت ها جدا می کند، توجه به نقش مهم خانواده است كه باید برای آن جایگاه ویژه ای قائل شد. خانواده باید احساس کند هم به عنوان حق هم به عنوان تکلیف در تربیت نقش آفرین باشد و دولت باید زمینه لازم را برای خانواده ها جهت ایفای این حق و انجام تکلیف فراهم کند تا هیچ نهادی فکر نکند می تواند با رقیق کردن نقش خانواده جریان تربیت را پیش ببرد.
 
خبرگزاری دانشجو، به نظر جنابعالی اگر این سند در مرحله اجرا هم بتواند به نحو احسن جلوه کند، آیا ما در آینده شاهد فارغ التحصیلانی خواهیم بود که انسان مطلوب اسلام و انقلاب اسلامی باشند؟
 
صادق زاده: من فکر می کنم چیزهایی که ما در فلسفه تربیت و فلسفه تربیت رسمی و عمومی به عنوان  اهداف و اصول مطرح کردیم، به عنون مثال اینکه تربیت رسمی و غیر رسمی باید در هم تنیده و مکمل هم باشند، تربیت عمومی و تخصصی باید دو قالبی باشند که به هم افزایی هم بیانجامند، عوامل سهیم و موثر به ویژه عوامل موثر مانند نظام سیاسی، نظام اقتصادی و نظام فرهنگی جامعه کمک کار تربیت باشند بسیار مهم است.

تربیت اگر جریان فرابخشی و نهادی عمومی دیده شود که همه نهادها برای تحقق اهداف، خود را پاسخگو ببینند و کمک کار آن باشند به نظر ما کاری نیست که قابل انجام نباشد. ما ظرفیت های خوبی داریم؛ به عنوان مثال خانواده ها حاضرند به دلیل عشق خدادای بیشترین سرمایه هاي زندگی خود را برای تربیت فرزندان خود بگذارند.

برای تحول فرصت های خوبی وجود دارد. معلمان ما علی رغم فشارهایی که وجود دارد، بهترین و شایسته ترین نیروهای در خدمت دولت هستند، علاقه مند هستند و خود را نقش آفرین می دانند. اگر ما مدیریت خوبی داشته باشیم، از امکانات و ظرفیت ها خوب استفاده کنیم، موانع را برطرف کنیم، نگاه هوشمندانه به تربیت داشته باشیم و همه بار تربیت را به دوش دولت یا رسانه نیاندازیم با هم مشارکت کنیم در این کار ملی، قابل پیش بینی است که تربیت یافتگانی داشته باشیم که در پایان تربیت رسمی، این افراد خودشان را در مسیر تربیت مادام العمر ببینند.
 
خبرگزاری دانشجو،  پس با توجه به صحبت هایی که شد ما نیازمند تحول در دانشگاه هم هستیم؟

صادق زاده: بله ما معتقدیم اگر قرار است تحولی در تربیت اتفاق بیفتد، بخش مهمی در تربیت غیر رسمی است که نمونه های آن تربیت خانواده، مسجد و رسانه است و بخش دیگری تربیت در آموزش عالی ماست، یعنی مجموعه ای که باید برای تربیت با هم هماهنگ باشند. تربیت را باید با نگاه جامع دید. در اسلام همه باید نسبت به تربیت پاسخگو باشند و در جامعه هم باید این مسئله مورد توجه قرار گیرد و از جمله مهمترین قسمت ها آموزش عالی است که امروز با مشکل روبرو است.

خبرگزاری دانشجو، آیا بهتر نیست کسانی که مبانی را تهیه می کنند همان هایی باشند كه در مرحله اجرا هم نقش دارند و اگر این اتفاق نیفتند ممکن است که مرحله اجرا به دوش کسانی بیفتد که به طور کامل با مبانی آشنا نیستند؟

صادق زاده: کار، گروهی است و هر کسی باید در این جریان نقشی داشته باشند، مهم این است کسانی که در بحث های نظری تخصص دارند و کسانی که اجرای سند را برعهده دارند هماهنگ و مکمل باشند. اگر بحث های نظری ترجمه خوبی شود و اشاعه پیدا کند و باور نسبت به آن بحث ها ایجاد کند و التزام به آن وجود داشته باشد، كار پيش خواهد رفت. این تلقی غلط است که کسانی که اهل مباحث نظری هستند تا مرحله آخر باشند. اما باید خودمان را آماده کنیم.

نکته مهم آن است نکند بحث های نظری که گفته می شود  فراموش شود و اشاعه پیدا نکند. ما اگر می خواهیم معلم خوبی داشته باشیم او باید به جریان تربیت و اهدافش باور داشته باشد. قبل از هر چیز تحول در فکر و اندیشه معلم باید اتفاق بیفتد.

اگر مدیر مدرسه به نقش مشارکتی خانواده قائل نباشد، تغییری صورت نمی گیرد. اگر این التزام و باور به مباحث نظری تربیت نهادینه بشود مسئله حل می شود. بیش از دغدغه واگذاری امور، ما دغدغه این را داریم که هر کاری قرار است صورت گیرد با اتکا به مطالعه و علم و پژوهش باشد، البته بخش مهمی به مربیان بر می گردد که باید بخواهند تا بشوند.

خبرگزاری دانشجو، معلمان ما چقدر حاضرند این تغییر را بپذیرند؟

صادق زاده: یکی از موانع فعالیت های تحولی در تمام نهادهای فرهنگی دنیا این است که عوامل اصلی موضع محافظه کارانه نسبت به تغییر دارند و یا موضع عدم قبول و عدم پذیرش را داشته باشند. باید بحث های اقناعی خوب در ارتباط با معلمان صورت گیرد، باید برای معلمان زمینه های انگیزشی ایجاد شود تا آنها  کار را برای خودشان بدانند. من بعید می دانم اگر ما خوب بحث را توجیه کنیم معلمی که با عشق کار تربیتی انجام می دهد شیوه ای که بهتر از شیوه خود است و تدابیری که بهتر از آن باشد را قبول نکند. اگر پشتیبانی از معلمان در این تغییر بزرگ صورت گیرد معلمان هم همراهی خواهند کرد. 
پربازدیدترین آخرین اخبار