شهیدی که بی‌خبر می‌رفت و بی‌خبر می‌آمد
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۶۶۱۶۲

شهیدی که بی‌خبر می‌رفت و بی‌خبر می‌آمد

هرگاه شهید از منطقه عملیاتی برمی‌گشت، می گفت اگر دیدید 24 ساعت از من خبری نشد، بدانید دوباره برای شرکت در عملیات به منطقه بازگشته‌ام.
به گزارش گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، شهید بابامحمد رستمی در سال 1325 در شهر قوچان متولد شد. همزمان با شروع انقلاب اسلامی به جمع انقلابیون پیوست و همزمان با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به طور افتخاری وارد این جریان اصیل انقلابی شد.
 
 زهرا بهادری، همسر این شهید در گفت‌وگویی با خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» در مشهد، به بیان خاطراتی از این شهید والامقام پرداخت که در زیر می خوانیم:
 
شهید بابامحمد رستمی در سال 1325 در شهر قوچان متولد شد. در دوران کودکی مادرش را از دست داد و دوران ابتدایی را با موفقیت پشت سر گذاشت. در ایام نوجوانی نيز به اتفاق پدرش به مشهد مهاجرت کرد و پس از مدتی پدرش نیز به دیار باقی شتافت.
 
در کنار کار و فعالیت روزانه به ورزش کشتی چوخه روی آورد و خادمی مسجد امام حسین(ع) در مشهد را نیز به عهده گرفت و در مراسم عزاداری سیدالشهدا به عنوان هیئت گردان شرکت فعال داشت.
 
همزمان با شروع انقلاب اسلامی به جمع انقلابیون پیوست و همزمان با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به طور افتخاری وارد این جریان اصیل انقلابی شد و در جریان های غائله گنبد و کردستان به عنوان فرمانده عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مردانه وارد میدان شد و با آغاز جنگ تحمیلی با سمت فرمانده به کردستان منتقل شد.
 
هنگامی که 22 ساله بود با من ازدواج کرد و در مدت 9 سال زندگی مشترک صاحب سه فرزند دو دختر و یک پسر شدیم.
 
تحصیلات پنجم ابتدایی داشت و بنا بر شرایط زمان قبل از انقلاب وصیت کرده بود. دختران به دانشگاه نروند و ازدواج کنند؛ که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و ازدواج دو دخترم، این ادامه تحصیلات در نظام جمهوری اسلامی با اجازه همسرانشان محقق شد.
 
 از ابتدای آغاز جنگ با حضور در جبهه های حق علیه باطل هر سه ماه یکبار به خانه می آمد.
 
 این شهید دارای سواد قرآنی بود و با علاقه وافر به خواندن قرآن و ادعیه بعد از هر نماز ساعت ها به خواندن قرآن مشغول بود.
 
 با حضور در خیریه های آن زمان تا پاسی از شب به نیازمندان کمک می کرد.
 
هنگامی که شهید از منطقه به خانه می آمد ابتدا تماس می گرفت و می گفت مهمان ناخوانده نمی خواهید؟ و هنگامی که به خانه می آمد به دلیل علاقه زیاد به فرزندانش اگر آنها در خواب بودند آنها را بیدار می کرد.
 
شهید رستمی از کشتی گیران چوخه بود و همیشه با حسن، فرزند شش ساله اش کشتی می گرفت.
 
این شهید بیشتر اوقات بی خبر می آمد و بی خبر می رفت و مي گفت هرگاه دیدید بیشتر از 24 ساعت گذشت و من به خانه بازنگشتم بدانید برای شرکت در عملیات به منطقه بازگشته ام.
پربازدیدترین آخرین اخبار