سینمای ایران؛ بیگانه با مردم ایران!!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۶۶۱۸۷

سینمای ایران؛ بیگانه با مردم ایران!!

«هر ایرانی به صورت میانگین هر پنج سال یک بار به سینما می‌رود!»؛ این تیتر خبری تعجب برانگیز بر روی خروجی یکی از خبرگزاری‌های کشور بود که البته باید گفت قهر جماعت هموطن با هنر هفتم در شهرستان‌ها نمود به مراتب بیشتری دارد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، سید محمد مهدی موسوی؛ «هر ایرانی به صورت میانگین هر پنج سال یک بار به سینما می‌رود!»؛ این تیتر خبری تعجب برانگیز چندی پیش بر روی خروجی یکی از خبرگزاری‌های کشور قرار گرفت که البته باید گفت قهر جماعت هموطن با هنر هفتم در شهرستان‌ها نمود به مراتب بیشتری دارد.

موید این ادعا هم اینکه چند روز پیش یکی از روزنامه های پر مخاطب چنین نوشته بود که «اكران فيلم در شهرستان‌هايي غير از تهران طي سال‌هاي اخير همواره با مشكلاتي روبه‌رو بوده است؛ به طوری که آمارها از روند رو به كاهش مخاطبان غيرتهراني و پايين آمدن استقبال آنان از سينما حكايت دارد.»

در این میان در حالی که بسیاری از فیلمسازان و بعضا مدیران اجرایی سعی می کنند چنین القا کنند که دلیل اصلی این مسئله، عموما نامناسب بودن امکانات سینماهای شهرستان هاست، اما به نظر می رسد این مشکل، همه موضوع یا دست کم دلیل اصلی نباشد.

کاهش بیش از 80 درصدی فروش سینماها در شهرستان ها را ورای مسئله کمبود امکانات و مجهز نبودن سالن های نمایش- که البته به عنوان یکی از دلایل قابل تامل است- باید در فقر فیلمنامه ها و همچنین بی توجهی بسیاری از فیلمسازان به نیاز و ذائقه مخاطبان غیرتهرانی جستجو کرد.

در واقع، مشکل اصلی آن جا خود را نشان می دهد که متاسفانه هنوز بسیاری از فیلسمازان پرمدعای ما که پز روشنفکری شان دیگر شهره عام و خاص شده، نمی خواهند قبول کنند که فیلم های آنان با دغدغه و نظر مردم فرسنگ ها فاصله دارد.

خلا امید و نشاط در فیلم ها با طعم معنویت، وجود فساد در سینما و دوری بخش قابل توجه مردم از این وضعیت و اعتراض خاموش آنها به این جریانات اسفبار، همچنین جدایی بسیاری از سینماگران اعم از بازیگران و کارگردانان و فیلمنامه نویسان از بدنه مردم، بویژه از مردم شهرستان ها و بالاخره تهران زدگی بسیاری از جشنواره های سینمایی و عدم توجه لازم آنها به نیازها، مطالبات و اقتضائات مردم دیگر نقاط کشور در پهنه هنر هفتم، از جمله دلایل و عوامل این قهر هشدار آمیز غیرتهرانی ها از سینماست.

جالب آن که وضعیت در خود تهران که عده ای این همه برای فروش فیلم هایشان در سینماهای آن، دست و پا می شکنند نیز اوضاع آن گونه نیست که بتوان گفت عموم مردم سینمارو هستند، کما اینکه آمار ارائه شده در صدر این نوشتار، خود گویای همه چیز است.

واقعیت امر آن است که سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی آن گونه که باید و شاید با آرمان ها و دغدغه های مردم و به نوعی تحولات درون جامعه ایران همگام و همسو نشده است، چه آنکه گروهی از فیلمسازان با نمایش سیاه نمایی ها می کوشند خود را روشنفکرانی برتر از مردم و البته دلسوز آنها جا بزنند، برخی نیز البته در مقابل نظام و اهداف آن می‌ایستند و علاقه مند هستند که در این گیر و دار اپوزیسیون باشند، بلکه در سینمای جشنواره زده بتوانند در داخل و اگر هم نشد در آن سوی آب ها، نام و نانی به هم بزنند!

در واقع این دسته از فیلسمازان که متاسفانه کم هم نیستند، نه تنها از آرمان ها و ارزش های انقلاب اسلامی دفاع نمی کنند بلکه هیچ گاه مدافع غیرت و همیت ایرانی نیز نبوده و نیستند.

بی جهت نیست که این روزها این آش سینما به قدری شور شده که حتی صدای آشپزان خود را نیز در آورده است و برخی فیلمسازان در مصاحبه های خویش عملا تصریح می کنند که «در سینمای ایران زندگی جریان نداشته و دغدغه ها و نیازها مردم چندان جایگاهی ندارد.» (مصاحبه داودنژاد با روزنامه جام جم)

با این اوصاف دیگر تعجبی نیست که شاهد حذف تدريجي سينما از زندگي مردم شهرستان‌ها باشیم.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار