کد خبر:۱۶۷۹۴۰
معاون کل کتابخانههای عمومی استان کرمانشاه:
جاي اسطوره زنده كرمانشاهي در كتابهاي درسي خالي است
معاون اداره کل کتابخانههای عمومی استان کرمانشاه با اشاره به اينكه «فرنگیس حیدرپور» یک قهرمان بیادعاست، گفت: جاي اين اسطوره زنده كرمانشاهي در كتابهاي درسي و رمانها خالي است.
اسماعیل مالمیر در گفتوگو با خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» در کرمانشاه، تصریح کرد: حیدرپور یک قهرمان واقعی و بیادعاست که باید خیلی وقت پیش کتابش نوشته میشد؛ مقام معظم رهبری هم در سفر اخیرشان به استان کرمانشاه، بر ثبت خاطرات این بانوی کرمانشاهی - فرنگیس حیدرپور - تاکید فرمودند.
وی افزود: ما همه با پطرس پسر فداکار آشنایی داریم، اما چنین شخصیتی حقیقی نیست و زاده تخیل است که آن را پرورش دادند؛ این در حالی است که ما اسطوره ای زنده به مانند فرنگیس حیدر پور داریم که جایش در کتاب های درسی و رمان ها خالی است.
معاون کل اداره کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه تصریح کرد: اینکه یک زن کرد در ایام دفاع مقدس با تبر، یک نیروی مزدور عراقی را به هلاکت می رساند و دیگری را به اسارت می گیرد کاری بزرگ است که نیازمند معرفی بیشتر توسط نویسندگان و شاعران است.
مالمیر گفت: خوشبختانه مهناز فتاحی، نویسند کرمانشاهی اقدام به نگارش خاطرات «فرنگیس حیدرپور» و «بازماندگان پارک شیرین کرمانشاه» دردو کتاب مجزا كرده است که به ترتیب در این دو کتاب، مقاومت حیدر پور بانوی شجاع کرمانشاهی در دوران دفاع مقدس و خاطرات بازماندگان بمباران پارک شیرین کرمانشاه را مورد بررسی قرار میدهد.
وی گفت: قطعا کتاب فرنگیس حیدرپور یکی از آثار جذاب و خواندنی دفاع مقدس خواهد بود که ناگفتههای فراوان زندگی وی می تواند الگویی خوب برای زنان و مردان باشد.
معاون کل اداره کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه با اشاره به خالی بودن داستان «فرنگیس حیدر پور » در کتاب های درسی گفت: هر چند در داستان پسر فدارکار هدف دادن یک درس اخلاقی است؛ اما مقوله وارد کردن انگشت در سوراخ سد برای نجات شهر نمی تواند واقعیت داشته باشد؛ این در حالی است که اقدام حیدر پور یک واقعیت محض است که برای نشان دادن بزرگی این کار نیاز به اقدامات بیشتری است.
مالمیر خاطرنشان کرد: ماجرای فداکاری های این شیر زن کرد باید به گونه ای وارد کتب شود که تبدیل به یک گزينه فرهنگی شود.
لازم به ذکر است، «فرنگيس حيدرپور» در سال 1341 در يكي از روستاهاي گيلانغرب استان كرمانشاه متولد شد و رشادتهايش در يكي از روزهاي جنگ تحميلي، او را به شيرزن ايران تبديل كرد.
فرنگيس حيدرپور در زماني كه هنوز عزادار برادر شهيدش بود خبر شهادت اعضاي خانوادهاش را كه بر اثر اصابت گلوله توپ دشمن به شهادت رسيده بودند، شنيد.
وي در سال 1359 و زمان آغاز جنگ تحميلي 18 ساله بود كه دشمن بعثي در ادامه تجاوزاتش به خاك كشورمان، به روستاي محل سكونت آنها حمله كرد و بر اثر اصابت يك گلوله توپ، چند نفر از اعضاي خانواده حيدرپور شامل برادر، دايي، عمو، پسردايي، دختر دايي و دختر عمو شهيد شدند.
اين شيرزن كه به همراه پدرش در حال عزيمت به مراسم ختم شهدا بود در بازگشت به روستاي زادگاهش (اوازين) براي تهيه غذا متوجه ميشود كه تعدادي از نيروهاي عراقي وارد روستايشان شدهاند و دو سرباز عراقي هم براي تهيه آب آمدهاند.
حيدرپور به آنها حمله کرده و با تبري كه در دست داشته است يکي از آنها را کشته و ديگري را زخمي و تسليم ميكند و بعد از عقبنشيني عراقيها هم به محل زندگي خود باز ميگردند.
پس از جنگ تحميلي، تنديسي از فرنگيس حيدرپور به عنوان شيرزن ايراني در بوستان شيرين کرمانشاه نصب شد.
لینک کپی شد
گزارش خطا