دعوت؛ آغاز يك پايان
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۶۹۵۲
نقد و تحليل «دعوت» ساخته ابراهيم حاتمي كيا

دعوت؛ آغاز يك پايان

«دعوت»، دعوت به ديدن اپيزودهايي است بي رمق، سرد و بي جذابيت كه نه داستانش ‏مبتكرانه و نه روايتش خلاق و جدي و حرفه اي‌ است...

محمدرضا محقق

درباره نوع فيلمسازي كارگردان «دعوت» هميشه دو شاخصه براي نگارنده مورد ‏سوال و توجه بوده است؛ يكي تغيير رسانه و مديوم و ديگري ميزان تفوق و تسلط بر ‏موضوع.

پلي كه ابراهيم حاتمي كيا از سينما، تلويزيون و جنگ به جامعه زد، مواضعي ‏مخاطره آميز و درنگ آلود را برايش به ارمغان آورد؛ مواضعي سرشار از ترديد و تردد و ‏شايد و اما.

بي شك ابراهيم حاتمي كيا در «سينماي جنگ» ستاره اي درخشنده ‏است و هم او در «تلويزيون» و «جامعه» بنابر تغيير فورمت رسانه و موضوع، كارگرداني ‏نه چندان حرفه‌اي و حتي دوست داشتني؛

اما چرا؟

«دعوت» اثر شاخص و آيينه اي ‏كامل است براي شناخت ميزان و چگونگي فهم كارگردان از جامعه و مسائل در کشمکش و البته روابط و ضوابط نانوشته اش؛ به نحوي كه مي توان آن را مصداقي تام تمام ‏براي اين ضرب المثل يافت كه «هر كسي را بهر كاري ساختند» ‏

دقت در اين امر كه روابط آدم ها در «دعوت» گلخانه اي و شكل نيافته و بي قوام است، ‏نوع پردازش موضوع مسلط - سقط جنين - خاص و فرماليته است، نوع نگاه بخصوص ‏به مردان در داستان و روايتش كاملاً هجوآميز، بدبينانه و گاه خباثت آلوده و خيانت آميز ‏است و نهايتاً اينكه اتصال اپيزوديك و داستان‌ها، بي رمق و ظرافت روايت ‏ها كم و تا حدي مبتدي و فيلمنامه بيشتر شبيه به کار كارگاهي نويسنده اي جوياي ‏تجربه و در حال آزمودن آموزش هاي اوليه عناصر داستان است تا فيلمسازي صاحب ‏سبك و منحصر به فرد.

اساساً يكي از ايرادهاي «دعوت» سعي ناتمام و تلاش مصنوعي ‏اش براي همان جمله اي‌ است كه در تيزرهاي تبليغاتي هم نمايان مي شود؛ «فيلم ‏متفاوت»

تجربه ثابت كرده است که هر فيلمي بخواهد متفاوت بشود عملاً تبديل به ‏موجودي بي هويت خواهد شد كه هيچ رغبتي براي دوباره ديدنش نيست؛ متفاوت ‏بودن قابل نسخه پيچي سلسله مراتبي و زمان سنجي نيست، بلكه برآيند يك فرآيند ‏كاملاً ناخودآگاه و باطني و محصول هنرورزي است. ‏

حاتمي كيا با ورود به تلويزيون نشان داد، اين رسانه را نمي شناسد و برآن تفوق ‏ندارد، «خاك سبز» و «حلقه سبز»ش تبديل به آثاري سرد و ناگيرا شدند كه براي مخاطبان ‏حرفه اي او در سينما وجهي از آن مولفه‌ها و نشانه‌هاي آشنا و دوست داشتني‌اش ‏نداشتند.

به همين ميزان و در مساحتي ديگر او با ورود به مضمون‌ها و تم هايي كه ‏با آن آشنايي ندارد - موضوعات جامعه، خاصه از نوع «دعوت» - پازل آثار ديگر گونه‌اش را ‏تكميل و مخاطبان را در بهت كارگرداني دگرديسي كرده، فروگذاشت. ‏

‏«دعوت» اثري چندان شلخته و به هم دوخته و چهل تكه است؛ فانتزي بازي‌هاي فيلم ‏در بعضي اپيزودها، اساساً كاركرد سينمايي قابل دفاعي ندارد، ساختار اپيزوديك، ‏انتظام و درهم تنيدگي لازمه براي چنين نظام مندي از پيش تعيين شده اي ندارد. ‏

شخصيت‌ها بعضاً فانتزي، گاه هجو آميز، گاه كنايي و ‏در نهايت زاييده نوعي نگاه بسط نيافته و حلاجي شده است؛ گويي تكليف كارگردان با ‏خودش و قهرمانانش (؟) روشن نيست و اين تاريكي به تمام اجزا و مولفه‌هاي نرم ‏افزاري و البته سخت افزاري فيلم سرايت كرده است. ‏

فيلم به كلي ناقد نگاهي فرامتني و حيثيتي داستاني و روايي است. به نظر مي رسد ‏هيچ نظم فكري بر مضمون و روايت اثر حاكم نيست. نه اينكه توقع داشته باشيم «دعوت» ‏به پاسخ سوال هاي مطرح در خود برسد؛  مشكل ‏«دعوت» از آنجا ناشي مي شود كه اساساً از «طرح» هر گونه سوال يا ايجاد هر گونه ‏فضاي معتنابه به داستاني- روايي عاجز است. ‏

‏بياييد توقعمان را باز هم پايين تر بياوريم. «دعوت» حتي از خلق يك شخصيت، يك ‏داستانك، يك پيرنگ و حتي يك سكانس دوست داشتني هم درمانده و عاجز است. ‏

تمام بازي ها در گير و دار جدي، فانتزي، هجوآلود، رمانتيك، نوستالژيك، اشك آور ‏بودن مانده اند و هرگز نتوانسته اند به يك موقعيت فعال و قابل قبول نايل آيند. ‏

اساساً در فيلم، موقعيت‌ها و آدم‌هايشان مشكل نمي يابند، طرح نمي شوند و به داد ‏و ستدهاي هم ذات پندارانه با مخاطب دسترسي پيدا نمي كنند. ‏

‏تعداد اپيزودها بي دليل، رابط انتظامي آنها مبهم -اگر نگوييم بي ربط - و مجموعاً ‏تشكيل دهنده اثري به هم ريخته، سرد و ابتدايي اند.‏

شايد بتوان دليل را در دنبال كردن كارنامه كسي يافت كه روزگاري گفت: «اگر فيلم ‏فرهنگي ساختم نگاتيوهايش را آتش مي زنم» و بعد به درو كردن سيمرغ‌هاي ‏جشنواره دولتي دلخوش كرد - آن هم تا همين سال هاي اخير - و درك نكرد كه او ديگر ‏جايزه هايش را گرفته و صاحب سبك است و اين ميدان ها را بايد به جوانترها بسپرد و ‏حالا فيلمش را بي حضور در جشنواره روانه اكران مي كند تا معناي «معنوي» و «متعالي» ‏اي را از مضمون «فرصت طلبي» به همه بياموزد! ‏

‏اين اصلاً عيب نيست كه كسي جايزه بگيرد يا حتي فرصت طلب باشد يا موقعيت‌هايي ‏را نشناسد و نتواند درباره شان فيلم بسازد، حتي ايرادي ندارد كسي سال ها پيش ‏حرفي زده باشد و حالا بخواهد پس بگيرد يا نگيرد؛ اصلاً چه اهميتي دارند آدم ها و ‏افكار و سلايق و حرف هايشان، ما مخاطبان سينماييم و خواسته مان فيلم خوب ‏است همين!‏

«دعوت»، دعوت به ديدن اپيزودهايي است بي رمق، سرد و بي جذابيت كه نه داستانش ‏مبتكرانه و نه روايتش خلاق و جدي و حرفه ايست.

كارگردان هاي بزرگ سينما، تمام ‏عمرشان را مي گذارند تا در يك ژانر يكي دو اثر جدي و معتبر بيافرينند، آن وقت فيلمساز ‏دوست داشتني و متوسط ما از «مهاجر» مي رسد به «آژانس شيشه‌اي» و از «موج مرده» ‏به «دعوت»!

خدايا! اگر خواستي عاقبت همه را ختم به خير كن./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار