رهايي از فكر قاروني راهگشاي علوم اسلامي است
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۴۳۲۵
مشروح سخنان آيت الله جوادي آملي در جمع دانشجويان دانشگاه تهران؛

رهايي از فكر قاروني راهگشاي علوم اسلامي است

آيت الله جوادي آملي گفت: بسياري از مردم اسلامي حرف مي‌زنند اما قاروني فكر مي‌كنند، مطلب قارون همين بود، قارون تصورش بر اين بود  آنچه در اختيار اوست را خود به دست آورده است، در حالي كه خدا چراغي را در درون ما روشن كرده است كه ...
به گزارش خبرنگار علمي «خبرگزاري دانشجو»، آيت الله جوادي آملي پنجشنبه، 4 اسفند در ديدار دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران به بحث در خصوص اسلامي كردن علوم پرداخت كه مشروح سخنان وي به شرح زير است:
 
«بسم الله الرحمن الرحيم»
 
مبناي اسلامي شدن دانشگاه‌ها اين نيست كه دانشجويي مسلمان تربيت كنيم اين كه وظيفه همه ماست، فرزندان‌مان را مسلمان تربيت كنيم داشتن نمازخانه، دعاي كميل، نماز جماعت و تفكيك جنسيت؛ اين‌ها دستوراتي است كه همه ما داريم ديگر مربوط به دانشگاه نيست.
 
عنصر محوري دانشگاه دانش اوست و دانش او در متون كتب درسي وجود دارد تا آن كتب درسي و منابع كتب درسي اسلامي نشود، دانشگاه اسلامي نخواهد شد. اسلامي كردن متون درسي هم به اين نيست كه ما اول بسم الله بنويسيم، عكس امام و رهبري و چند شهيد اول آنها بگذاريم، اين‌ها راه اسلامي كردن متون درسي نيست. تمام امر بايد در اين مبذول شده كه دانش اسلامي شود.
 
مطلب بعدي اين است كه آيا دانش مي‌تواند اسلامي باشد يا نه! برخي‌ها بر اين پندارند كه دانش ذاتاً سكولار است. زيست شناسي، كشاورزي، دامداري، گياه شناسي، جامعه شناسي اسلامي نداريم، آن‌ها اين گونه مي‌انديشند كه اين طور نيست كه بين كشاورزي و كشاورزي اسلامي فرقي است و اين طور نيست كه هرس درخت و كود و آبياري اسلامي جور ديگري باشد؛ پس علم ذاتاً سكولار است يعني بي‌تفاوت، نه ضد دين، در اين تفكر كه زمين شناسي يا درياشناسي سكولار است.
 
سرش هم اين است كه يك زمين شناس بايد به اندازه زمين سخن بگويد در رشته او و در قلمرو او بيشتر از اين حق داوري نيست. او نه حق دارد بگويد در جهان مبداء و خدايي هست و نه حق دارد بگويد چنين و .... و نه حق دارد شك بكند اين‌ها در حوزه اختيار زمين شناسي نيست؛ بنابراين اين گونه مسائل ربطي به زيست شناسي و دريا شناسي و جامعه شناسي و .... ندارد بلكه مربوط به جهان‌بيني است.
 
 مطلب بعدي اين است كه اين‌ها در ديني بودن يا ديني نبودن وامدار فلسفه‌اند و فلسفه تنها علمي است كه درباره آن بحث مي‌كند همه مطالب مربوط به دين، خدا،  معاد و .... در جهان‌بيني و فلسفه مطرح مي‌شود.
 
جهان بيني وقتي خودش وارد ساحت دانش و علم مي‌شود يك علم بي‌تفاوت است، نه ديني است و نه غيرديني.فلسفه وقتي وارد دانش مي‌شود، سكولار است. بدين معنا! سكولار يعني بي‌تفاوت، نه ضد دين! اين نه دين حق است و نه دين باطل است.
 
 حالا وقتي فلسفه وارد صحنه بحث شد مباني را تدوين داد، ادله را تدوين داد اگر معاذ الله به اين خيال باطل رسيد كه جهان در راهي بود به هم پيوسته شد به اين ميزان و نوع .... اولين آسيب كه مي‌رساند چهره خود را سياه مي‌‌كند مي‌شود فلسفه‌ الحادي مبداء همه علوم را هم سياه مي‌كند، مي شود علم غيرديني و اگر انشاء الله راه درست را رفت مي شود فلسفه الهي.
 
 اگر به اين نتيجه رسيد كه اين نظم دقيق عميق علمي را نمي‌داند؛ يعني خدا آن موجود حكيم كه اين گونه جهان را با نظام خلق كرده است كه صدها دانشكده هنوز يك گوشه از خلقت انسان را نفهميدند، كشاورزي‌اش همين طور است، دامداري‌اش همين طور است.
 
 اولين خدمتي كه چنين فلسفه اي چنين فلسفه‌اي مي‌كند خود را روسفيد مي‌كند و سپس همه علوم را ديني مي‌كند. ما در اين قلمرو علم غيرديني نخواهيم داشت. چرا؟ براي اينكه دانشمندان اين علوم كل اين مباني را از فلسفه دريافت مي‌كنند و فتواي فلسفه اين است كه شما در كنار سفره فعل خدا مي‌نشينيد، وقتي زمين شناس اين گونه بحث مي‌كند كه زمين چندين نوع حركت دارد اما دو نوع‌اش شناخته شده است، معناي اين زمين شناسي اين است كه خدا چنين كرد و خدا چنين مي‌كند. اين قدر اين نظم دقيق است كه قاعده خسوف و كسوف را مي‌توان بر مبناي گذشته در آينده پيش بيني كرد. همه اين امور بر مي‌گردد به تفسير فعل خدا. همان طور كه تفسير قول خدا مي‌شود ديني تفسير فعل خدا هم مي‌شود.
 
همان طور كه استاد حوزه تفسير قول خدا مي‌كند و مي‌گويد خدا چنين گفت: استاد دانشگاه هم مي گويد خدا چنين كرد چطور آن كه مي‌گويد خدا چنين گفت مي‌شود ديني اما آن كه مي‌گويد خدا چنين كرد، ديني نيست؟ ما اصلاً علم غيرديني نخواهيم داشت.
 
خب ما تا اينجا در باب كل علوم صحبت كرديم در ادامه به مباحث علوم انساني مي پردازيم. ببينيد اگر كسي در جهان‌بيني خود به اين نتيجه رسيد كه عالم بيهوده است و مرگ هم پوسيدن است، اين فرد جامعه شناسي ديني نخواهد داشت. والا اگر فلسفه‌اش الهي بود و انسان را مخلوق خدا دانست، جهان را مخلوق خدا دانست، نظم رياضي بين انسان و خدا را دريافت ( شما پاك بودن طبيعت و فطرت را ببينيد چنان كه اگر به كودكي غذاي مسمومي بدهي، دستگاه گوارش آن را پس مي‌زند و همان طور كه اگر دروغ به كودك ياد داده نشود كودك هميشه راست مي‌گويد اين براساس آيه فالهمها فجورها و تقواها كه مي فرمايد فطرت او حق است نه باطل، خيراست نه شر و .... لذا هيچ كس ظلم را نمي‌پذيرد) بنابراين تمام اين‌ها نظم دقيقي دارد.... در نگاه او انسان روح مجردي دارد كه برتر از زمان و زمين است ... چنين موجودي با مرگ از پوست در مي‌آيد مرگ آغاز زندگي است تبيين قرآن كريم اين است كه شما هجرت مي‌كنيد اين موجود را موجودآفرين هدايت و رهبري مي‌كند و تكليف ما را او مشخص مي‌كند.
 
 به عنوان مثال خواب نمونه اي از وجود روح مجرد در انسان است حال كه در اين فلسفه خداوند هادي است خداوند نيز با دو چراغ ما را راهنمايي مي‌كند، چراغ ابتدايي همان عقل و هوش و فطرت و استدلال است، او هم در مسائل بود و نبود به ما چراغ داد و هم در مسائل بايد و نبايد به ما چراغ داد چراغ دوم هم همان انبياء و پيامبران وحي است. اين به اين معناست كه عقل و نقل در كنار هم هستند.
 
بسياري از مردم اسلامي حرف مي‌زنند اما قاروني فكر مي‌كنند... مطلب قارون همين بود كه آنچه در اختيار اوست را خود به دست آورده است، در حالي كه خدا چراغي را در درون ما روشن كرده است ما فكر مي كنيم كه خودمان به دست آورده‌ايم آنها را. دانشمندان غربي هم در بسياري موارد اسلامي سخن مي‌گويند اما قاروني فكر مي‌كنند ما فكر مي‌كنيم خب اين علوم كه مال خود ماست حالا ببينيم دين چه آورده؟ نه خير اينها حرف دين است.
 
خداوند چراغي در ما روشن كرد اما ما سارقانه آن را به خود نسبت داديم و گفتيم اين ديني نيست غير ديني است! اگر ديديم بعضي از علوم در غرب جواب داد اين به خاطر عاقلانه بودن او و فطري بودن آن است و آن بخش‌هايي كه جواب نداد نظير جنگ جهاني اول و دوم و... اين مال انسان است. (آنچه را كه ما از خوبي‌ها در غرب مي بينيم اين همان چراغ الهي است و اين همان تجربه هاي عقلي و ديني است كه از آثار انبيا در غرب مانده است آنچه كه مال خود آنهاست خروجي هايش همين چيزهاست كه ما مي بينيم، گذشته از اينها شما مي بينيد غرب آنچه را كه حزب الله انجام مي‌دهد فلسطيني انجام مي‌دهد مي‌گويد اينها تروريسم است ؟ كاري كه خودشان انجام مي‌دهند مي گويند دفاع است اين خروجي جامعه شناسي آنهاست .
 
در انتهاي اين برنامه دانشجويان به طرح پرسش هاي خود از آيت الله جوادي آملي پرداختند و وي جوابگوي سوالات بود.
پربازدیدترین آخرین اخبار