دور تند زندگي در آخرين ماه سال
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۴۷۱۴
گزارش «خبرگزاري دانشجو» از خريدهاي نوروزي

دور تند زندگي در آخرين ماه سال

اين روزهاي تهران حال و هواي قشنگي دارد هر جا كه نشاني از فروشگاه و مركز خريد و حراجي باشد خانم‌هايي را مي‌بيني كه با دقتي وسواس گونه تمام اجناس مغازه را بررسي مي‌كنند تا كالايي با كيفيت خوب و قيمتي مناسب پيدا كنند.
گروه اجتماعي «خبرگزاري دانشجو»؛ سال كه به ماه دوازدهمش مي رسد ديگر روي پا بند نيستيم همه چيز حتي راه رفتن و غذا خوردنمان مي افتد روي دور تند زندگي. خريد لباس هاي نو براي شروع سالي پر طراوت يكي از آن كارهايي است كه هيچ وقت يادمان نمي رود. بازارها خالي از جمعيت نمي مانند. حتي اگر اخبار اقتصادي از خالي بودن جيب مردم و كمبود نقدينگي خبر دهند بازهم هر خانواده بنا به موقعيت اجتماعي و اقتصادي اش بخشي از خريد نوروزي بازار را به خود اختصاص مي دهد. 
 
اين روزهاي تهران حال و هواي قشنگي دارد. هرجا كه نشاني از فروشگاه و مركز خريد و حراجي باشد خانم هايي را مي بيني كه با دقتي وسواس گونه تمام اجناس مغازه را بررسي مي كنند تا كالايي با كيفيت خوب و قيمتي مناسب پيدا كنند. ميدان هفت تير با آن فروشگاه هاي رنگارنگ مانتو و لباس هاي مجلسي اولين جايي است كه هوس نهفته خريد زنانه ام را بيدار مي كند.
 
مانتو فروشي هاي هفت تير مثل هميشه شلوغ و پر هياهو عابران را تشويق به خريد مي كند. مانكن هاي زيبا و خوش تراش پشت ويترين پوشيده در مانتوهاي زيبا و رنگارنگ بالاخره  مشتري ام مي كند. جايي ميان شلوغي هاي كيفم براي برگه خبرها پيدا مي كنم و وارد فروشگاه مي شوم.
 
آستين هايي كه آب رفته اند
 
زرد، سبز، آبي، كوتاه، بلند. اينجا پر است از مانتوهاي رنگارنگي كه به محض لمس يكي شان پسر فروشنده را بالاي سرت حاضر مي بيني: خانم سايز بدهم. هنوز مشغول بازرسي مانتوها هستي كه مانتويي كوتاه، تنگ با آستين هايي كوتاه تر از آستين يك تي شرت دخترانه نظرت جلب مي كند.

پسرك فروشنده پوشيده در تي شرت قرمز رنگ و شلوار جين ميان رگال ها راه مي رود و مي گويد: اگر مانتويي پسندتان شد بگوييد سايزتان را بدهم. هنوز مبهوت مانتوي آستين كوتاه هستم كه بازهم پسرك قرمز پوش جلو مي آيد خانم سايز بدهم مي گويم چرا اين مانتو آستين ندارد. نگاه عاقل اندر سفيه و صداي مردانه اي كه مي گويد مدلش همين است تنها جوابي است كه مي گيرم.
 
مي گويم همراه اين مانتو ساق دست هم مي دهيد و بازهم خنده اي بي محابا: خانم مدلش آستين كوتاه است ساق دست هم نمي دهيم. كوتاه نمي آيم: با اين آستين هاي كوتاه چطور مي توان اين مانتو را پوشيد. بعضي همكارانتان براي مانتوهاي آستين سه ربع ساق مي دهند. اين مانتو كه كاملا آستين كوتاه است. با صداي خسته اي جواب مي دهد آنها كار اشتباهي مي كنند. مانتو آستين كوتاه كه ساق دست نمي خواهد. خسته از بحث هاي بيهوده بقيه مانتوها را مي بينم بازهم فروشنده سرخ پوش جلو مي آيد و مي گويد خانم شما كه چادر مي پوشيد مي توانيد مانتو آستين كوتاه بخريد. مانتو خيلي خوبي است مي خواهيد پرو كنيد.
 
مانتوي اسلامي؛ 170 هزار تومان
 
اين فروشگاه، بزرگتر و جادار تر است. فروشنده ها  اما حال چنداني براي تعقيب مشتري ندارند مي تواني ساعت ها ميان رگال هاي رنگارنگ مانتو قدم بزني  و مانتو مورد نظرت را انتخاب كني. موسيقي غمگيني فضاي بزرگ فروشگاه را احاطه كرده. دو نفر از فروشنده ها گوشه اي از فروشگاه با هم جرو بحث مي كنند. پسر فروشنده اي گوشي تلفن به دست فرياد مي زند: «آقا پس اين ناهار چي شد؟ ساعت 2 بعد از ظهر.» مردي براي زنش خط و نشان مي كشد كه: «ليلا به خدا فقط يك ساعت براي خريد وقت داري از حالا تا ساعت 3. زيادي طولش نده هزار جور بدبختي دارم ها» ليلا اما آرام و بي خيال مي خندد: «باشه عزيزم سعي مي كنم.»
 
چند قدم آن سوتر از فروشگاه آرام و پرسكوت قبلي، مانتو فروشي بزرگي است كه صداي فروشنده هاي جوان براي رد و بدل كردن سايزهاي مختلف مانتو جايي براي جولان سكوت يا موسيقي غمگين نمي گذارد. همه نوع مانتو از تنگ و كوتاه گرفته تا بلند و گشاد مي تواني پيدا كني. مانتوهاي سنتي با رنگ هاي شاد و جوان پسند هم است كه دختران طالب لباس هاي گشاد تر و پوشيده تر را جذب مي كند اما قيمت اين مانتو ها كمتر از 150 هزار تومان نيست در حاليكه قيمت يك مانتوي تنگ و كوتاه در همان فروشگاه 50 هزار تومان است. 
 
خانم جواني كه روسري بلند و مانتوي نسبتا گشادي به تن دارد مي گويد «هميشه بي حجابي ارزان تر است. توي اين روزگار سوسول و خوش تيپ بودن خرجي ندارد اما اگر بخواهي با حجاب باشي بايد پول زيادي خرج كني.» كمترين قيمت مانتو در مغازه هاي ميدان هفت تير 50 هزار تومان است اما اگر طالب مانتويي مناسب و با پوشش مناسب باشي بايد روي بيشتر از 100 هزار تومان برنامه ريزي كني.
 
دختر دانشجوي 23 ساله اي در حاليكه كيف و كتاب به دست مشغول ديدن ويترين مغازه ها است، مي گويد: قيمت هاي هفت تير خيلي گران است اين پالتو را مي بيني از خيابان جمهوري خريدم 170 هزارتومان در حاليكه اينجا اين پالتو را 250 هزار تومان مي فروختند.
 
نزديكي هاي مترو فروشگاه ديگري است كه شعار لطفا شئونات اسلامي را رعايت كنيد را بر روي بشقاب زيبايي نوشته و روي ديوار نصب كرده اند اما دختر روسري فروش همين فروشگاه زيباترين مدل روسري هاي فروشي اش را به سر كرده و چند طره از موهاي خرمايي اش را ريخته روي پيشاني اش.
 
دختر جواني كه خود را دانشجوي دوره فوق ليسانس معرفي مي كند، مي گويد: به ما مي گويند بايد مانتو مناسب و اسلامي بپوشيم اما وقتي مانتو ي خوب توي مغازه ها نيست ما چكار كنيم مانتوهاي مناسب هم آنقدر گران هستند كه نمي توان نزديك شد.
 
نگاهي كه به رگال هاي مانتو مي اندازم به درستي حرفش پي مي برم ارزان ترين مانتو اين فروشگاه 40 هزار تومان است مانتويي كه به سختي مي توان اسم مانتو رويش گذاشت بيشتر شبيه لباس شبي سبك و كوتاه است تا مانتويي براي محيط هاي اجتماعي.
 
پرهياهو اما كم رونق
 
خيابان هاي منتهي به ميدان ونك شلوغ و پرهياهوتر از هفت تير است اما فروشگاه ها و مراكز خريد رونق چنداني ندارند. هرچند فروشنده ها با ترفندهاي مختلف سعي در جلب رضايت همين تعداد مشتري كم دارند اما قيمت ها آنقدر گران و دور از واقعيت جيب هايمان است كه ترفندهاي اقتصادي فروشنده ها چندان كارگر نيست.

وارد فروشگاهي مي شوم كه اجناسش را با تخفيف 50 درصد ارائه مي دهد. برچسب هاي قرمز رنگ تخفيف 50 درصد حتي عابراني را كه قصد خريد هم ندارند به سوي فروشگاه مي كشاند. فضاي فروشگاه نسبتا تاريك است ياد گالري هاي هنري مي افتي كه براي هنري تر كردن محيط چراغ ها را كم مي كنند. موسيقي تند پر حرارتي شنيده مي شود كه تناسب چنداني با فضاي نيمه روشن فروشگاه ندارد.
 
گوشه اي از فروشگاه خانم هايي دور ميز بزرگي پر از دستكش چرمي جمع شده اند كنجكاو مي شوم دستكش هاي چرمي مارك دار با قيمت 120 هزار تومان توي دست هاي مشتري ها مي چرخد اما كسي خريدار نيست از فروشنده قيمت را سوال مي كنم، مي گويد: «قيمت روي اجناس را نصف كنيد» 60 هزار تومان براي يك جفت دستكش. از خانمي كه با دقت دستكش ها را بررسي مي كرد پرسيدم واقعا مي ارزد 60 هزارتومان براي يك دستكش؟ دستي به موهاي طلاي اش مي كشد و جواب مي دهد نمي دونم مي ارزد يانه ولي قشنگه اين طور نيست؟
 
در ميدان ونك پالتو و مانتو اگر بخواهي اصلا نبايد به قيمت هاي كمتر از 300هزار تومان فكر كني. فروشنده فروشگاه چرم مي گويد: قيمت هايمان از بهمن ماه تا حالا بالا رفته. بهمن مدت كوتاهي حراجي داشتيم اما الان ديگه حراج نداريم. كفش هاي 400 هزار توماني و لباس هاي چرم 500 هزار توماني مجالي براي انتخاب نمي گذاشت اينجا با مذاق زندگي كارمندي اكثر تهراني ها سازگار نيست.  
 
از فروشگاه بيرون مي آيم پير مرد گل فروشي گوشه اي از خيابان نشسته نرگس مي فروشد هوا سرد است و دست هاي پيرمرد سرخ سرخ . فكر مي كنم به دست هايي كه قراراست با دستكش هاي 120 هزار توماني گرم شود و دست هايي كه اصلا گرم نشود
پربازدیدترین آخرین اخبار