از ميان خاک و خاکستر
محمدرضامحقق
آتش سبز اثر صعب العبور جناب اصلاني به نمايش عمومي درآمده و همزمان با شاهکارهايي چون خواستگار محترم و چارچنگولي اکران شده است!ظاهرا جريان اتفاقات عجيب و غريب سينماي ايران تمامي ندارد و هر دم از اين -باغ که چه عرض کنم – برزخ بري ميرسد!
پيش از ورود به فيلم به اشارهاي يادآوري مي کنم موضع دوراني جماعت به اصطلاح منتقد را که باز هم به مناسبت،بحث تکراري و تا حدي نخ نما شدهي مخاطب و جايگاهش را علم کردند تا کم سوادي يا بهتر بگويم بيسواديشان را در پس آن مخفي کنند.
خوشم ميآيد که جماعت،خسته نمي شوند و همچنان در حلقهي رفقا به نقد دلسوزانه و سازنده مشغولند،مشغول بودني!
طرف مي انديشد که ميتواند همانطور که درباره 21گرم و بعد از خواندن بسوزان و سه زن و... نسخه مي پيچد و با چشمان کاملا بسته غيب مي گويد،براي فيلمي چون آتش سبز هم تعيين تکليف کرده و ضمن درهم پيچيدن طومار ساخت و سازش، ارشادات متعهدانه اي را نيز حواله کارگردان نمايد که مثلا "چرا به مخاطب و امروزي کردن فيلمتان توجهي نداشته ايد و...".
تا به حال فکر مي کردم دوستانمان از احوالات تاريخي هنرهايي چون سينما بي خبرند اما اکنون مي بينم که از فهم مقولاتي چون مخاطب هم عاجزند.
سينما چيست؟مخاطب کدام است؟اساسا مخاطب به چه معناست؟از کدام مخاطب سخن ميگوييد؟ امروزي بودن يعني چه؟ آيا آنطور که از نوشته هايتان برمي آيد همهي دليلتان آمار گيشه و فروش سينماهاي تهران است؟ فکر نمي کنيد در سخن راندن علمي و مستدل، کمي ولخرجي کردهايد؟!
تعجب مي کنم(تعجب چرا؟!)که فردي تحت عنوان منتقد، در نقد فيلم مهمي چون آتش سبز با آن عقبه ي فلسفي،کلامي،اسطوره اي و شمايل روايي و آييني ، به ضرب و تقسيم و مقايسهي فروش گيشه بسندن نموده حکم ميدهد که چنين و چنان.
شايد هم اشتباه از من است که عباي نقادي را بر تن مشتي گزارش نويس و طوطي صفت اساتيد روزنامه اي و وبلاگي ،پوشانده و به اتلاف وقت مشغولم!
نه دوستان عزيز!
بهتر است پيش از دست به قلم بردن خاصه دربارهي آثاري چون آتش سبز حتما از چند نفر از آگاهان اين حوزه اندک اطلاعات حداقلي را بدست آوريد و يا به کتب مربوطه تفالي بزنيد تا اينگونه به هرزه درآيي مبتلا نشويد.
مخاطب از باب تفاعل است و تخاطب يعني امري دوسويه ميان دو صاحب خطاب و در اصطلاح هم ديالوگي ميان دو قوهي ناطقه که شان تخاطب ميانشان حکمفرما باشد و...الخ.
يا اينکه به روز شدن را به معناي روز آمد شدن مي گيريد يا روز مرگي يا طوري که منجر به تکامل شود يا اينکه بخشنامه اي ذيل عنوان ساختن فيلم بر مبناي ميزان بينش و آگاهي و مهمتر از آن سليقهي سينمايي حضرات؟!
واقعيت آنست که رسانه هاي کشور به شکل اعجاب آوري در چنبرهي روزمرگي،تکرار،ميکس و مونتاژ و نهايتا اريه محصولات سخيف و بدون بنيه علمي حداقلي گرفتار آمدهاند.و مسلم است تا زمانيکه وضع بر اين منوال باشد اهالي "اصل"منزوي مي شوند و ميدان به دست کساني مي افتد که معناي لفظي تخاطب را هم نميدانند و نسخهي مخاطب شناسي مي بندند و يا نيازي به ذکر حتي اشاره اي به مراجع فکريشان درباب قطعياتي که صادر فرمودهاند نمي بينند.آيا اينست معناي نقد و منتقد؟!/اتهاي پيام/