آقا معلم چرا اصغرخان يك اسطوره است؟!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۶۰۷۵
چرخشي در فضاي گوگل پلاس؛

آقا معلم چرا اصغرخان يك اسطوره است؟!

روی تخته عکسی را نصب کرد و با خنده نشست روی صندلیش، آن مرد اخمو که تا به حال نمی‌خندید؛ شاد بود! یکی پرسید: آقا این عکس چیست روی تخته؟ معلم لبخندش را قورت داد و گفت بچه: این اصغر فرهادیه ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ معلمان امروز با یک کت شلوار نو آمد سر کلاس و یک گل هم روی یقه کتش بود صورت را 7 یا 8 تیغه کرده بود سیبیل و موی خودش را به رنگ شماره 1 پر کلاغی رنگ کرده بود.

روی تخته عکسی را نصب کرد و با خنده نشست روی صندلیش. آن مرد اخمو که تا به حال نمی خندید شاد بود!
 
داستان چیست؟ یکی از بچه ها پرسید آقا این عکس چیست روی تخته؟ معلم با لبنخد و با غرور جواب داد این عکس یک ایرانی واقعی و یک مرد با صلابت، فکور، دانشمند، علامه، خوش تیپ، با فرهنگ و آزاد اندیش است. احمد از ته کلاس پرسید یعنی کی آقا؟

معلم لبخندش را قورت داد و گفت: بچه این اصغر فرهادیه... نمی شناسید؟

بچه ها همه با تعجب گفتند: نه

معلم که ناراحت شده بود دفتر حضور غیاب را باز کرد و می خواست شروع کند، که جواد از ته کلاس پرسید: آقا این اصغر خان چیکار کرده؟ معلم گفت: پسرم ایشون نام ایران را بلندآوازه کرده،
 
بچه ای از سمت راست کلاس پرسید یعنی مدال آورده؟ معلم گفت: بالاتر عزیزم! ایشون اسکار گرفته
 
بچه ها حال کردن گفتند: از کجا آورده؟ گفت از آمریکا ...

معلم بلند شد چند قدمی زد و گفت: این مرد یک اسطوره است؛ تمام هستی خود را برای ایران داده.
 
محمد از ته کلاس گفت: یعنی شهید شده است؟
 
معلم گفت: نه پسرم این اسطوره زنده است.
 
یکی از بچه ها گفت: خوب شهدا هم زنده هستند.
 
معلم که کم کم داشت عصبی می شد، گفت: این چرت و پرت ها قدیمی شده باید به فکر دموکراسی بود!
 
یکی بی اجازه گفت: دموکراسی با فیلم درست می شود؟
 
معلم که آمپرش روی نود درصد بود گفت: هر چیزی می تواند نشانه دموکراسی باشد ندیدی جناب استاد فرهادی گفت ما عاشقان دموکراسی و آزادی هستیم؟ پس او اسطوره زنده ماست.
 
نوه یک شهید گفت: اصغر آقا ترکش خورده یا چند گلوله برای آزادی ملت ها شکلیک کرده است؟
 
معلم که عینکش را برداشته بود، گفت: او با قلمش می جنگد.
 
من با صدای رسا گفتم: ببخشید آقا کدام قلم؟
 
معلم با عصبانیت گفت: قلم آزادیخواهی و اینکه غبار دیکتاوری ایران را گرفته ...

یکی از بچه ها بی مقدمه گفت: آقا بوسیدن زن ها حرام است؟
 
معلم آب دهنش را قورت داد و گفت: در عصر امروز ما این چه حرفی است؟ استاد فرهادی باید نشون بده ما صلح طلبیم، بوسیدن قهرمان هم خیلی خوبه!

محمد گفت: آقا راست میگه بچه ها مادر بزرگم وقتی داشت خواهر زاده شهیدش رو می بوسید گفت: دارم یک قهرمان رو می بوسم.

معلم که دست پاچه شده بود، گفت: مهم اینه كه نام مارو بلد آوازه کرده، هرجوری باشه ...
 
فریبرز گفت: ولی احمدی روشن هم یک قهرمان ملی بود.
 
معلم با یک هوار حرفش را قطع کرد و گفت: ما انرژی هسته ای نمی خوایم ما نفت داریم.
 
سکوتی مهیب کلاس را گرفت و معلم با بغضی همراه با عصبانیت گفت: امروز چی داریم داوود با صدای آرام از نیمکت اول گفت: املا آقا معلم!
 

معلم گفت: برگه ها روی میز بنویسید، اصغر فرهادي یک ایرانی واقعی و ملی است. 
 
ديروز همه بچه ها برگه ها راسفید تحویل دادند...
 
پربازدیدترین آخرین اخبار