Show اردوهاي جهادي در رسانه ملي
مي توان گفت بهترين قالب براي ارائه و انتقال تصوير اردوهاي جهادي قالب مستند است كه تلويزيون هم از همين قالب استفاده كرده و موفق هم عمل مي كند؛ ولي نكته اساسي توقف تلويزيون در ارائه تصوير از اردوها و بستن چشم خود و در نتيجه مخاطب بر حقيقت اردوهاست. مستندهاي اردوهاي جهادي با تمركز بر ظاهر و پوسته بيروني اردوها و ناتواني از كشف حقايق ناب جاري در مغز اين حركات به پستال ها و تصاويري بي جان از جواناني بدل شده اند كه از زاويه دوربين به كاري غير عادي كه در ساحت جامعه امروز غريب و غير معمول مي نمايد مشغول اند. اكتفاي فيلمساز به انعكاس تصاوير بدون توجه به درونماي وقايع و روح جاري در اردوهاي جهادي به آسيب جدي ديدن مستند منجر شده و اثر را به ظرفي خوش آب و رنگ ولي تهي از مظروف تبديل مي كند.
مهمترين نقاط ضعف مستندهاي جهادي در ارائه حقيقت اردوها را مي توان اينگونه برشمرد:
تنهايي و غربت رزمندگان دوره صلح
اولين نكته موجود در اين مستندها غربت رزمندگان زمان صلح و دوره آيت الله خامنه اي است. اين افراد كه خود را رهرو بسيجي هاي 8 سال دفاع مقدس مي دانند با ارائه گفتمان استمرار مبارزه با الگوگيري از نظر امام و مقام معظم رهبري مبني بر عقيدتي بودن جنگ، خود را مبارزيني مي دانند كه هنوز در جنگند و با عوض شدن نوع مبارزه خاكريز و سنگرشان عوض شده است؛ يعني در زمان صلح ظاهري به جنگ حقيقي مشغول اند، ولي در مستندهاي نمايشي اين افراد غريبه و عجيب مي نمايند.
مي توان گفت غربت رزمندگان در مستندها نه ناشي از نگاه مردم جامعه بلكه حاصل نگاه فيلمسازي است كه مشغول ضبط تصاوير مورد نظر خود و نه حوادث جاري در مقابل دوربين و در بطن واقعيت جامعه است. يعني فيلمساز به جاي اهتمام براي كشف حقيقت وقايع روبرو به حقنه كردن نگاه خود بر فيلم و جريان مستند كه از نظرش عجيب و غيرمنطقي است، مشغول است و چون خود از فضايي ديگر كه مسافتي نوري با مبارزه انسان انقلابي امروز دارد به جهادگر مي نگرد، مخاطب را نيز در همين فاصله نگه مي دارد.
مرگ و حذف ادبيات جهادي دوره صلح در مستندها
با ورود به دوره صلح و آشنايي با ابعاد اين زمانه، رزمنده امروز براي پيگيري آرمان هاي انقلاب كه تا به حال در شرايط جنگ سخت پيگيري مي شده اند مجبور به اتخاذ و كشف روش ها و تاكتيك هايي است كه در دوره صلح معني مي يابند. روش هايي كه هدف شان تحقق همان آرمان ها در بستر جامعه امروز است.
اين روش ها كه جنگ در زمان صلح ناميدشان بيراه هم نيست داراي ابعادي هستند منحصر به خود و حتي جالب و خلاقانه. يكي از نمودهاي اين نوع مبارزه و تلاش را مي توان در اردوهاي جهادي ديد و يافت، آنجا كه جوان براي انتقاد سازنده و اعلام اعتراض و خشم خود و نسلش دست به كار شده و وارد ميدان مي شود.
عدم شناخت صحيح فيلمساز و حتي ديگر هنرمندان از اين فضا موجب پنهان ماندن حقيقت اردوها و نگاه اعتراضي و انقلابي جوان مسلمان و شكل نگرفتن ادبيات و الفباي جهاد در زمان صلح در بطن سينما و ديگر هنرها و در نتيجه عدم حفظ و انتقال آنها به مخاطب امروزي و حتي مخاطبان آينده مي شود.
مغفول ماندن ويژگي هاي رزمنده زمان صلح
با غفلت فيلمسازان جهادي از ابعاد روشن اردوها، روحيات و لايه هاي دروني افكار و نوع بينش و روش و مشي انسان انقلابي زمان صلح از ديد آنها ناپديد شده و كشف روحيات آنها به مثابه انساني معرفتي ناممكن مي شود. چه اينكه اين جوان در حاليكه جنگ را پايان يافته و مبارزه را مستمر مي داند با تمرين و تلقين روحيات جهادي و سعي در حفظ آنها در زمان غلبه نفسانيات و سرگرمي ها و آرامش، با مشغول بودن به سخت ترين نوع جهاد، داراي حالات و روحياتي است خاص و معنوي و در عين حال پيچيده كه در صورت واكاوي زيباترين صحنه ها را در دل هستي به نمايش مي گذارند.
نگاه غير فطري به مخاطب و جهادگر
فيلمسازان مستندهاي جهادي با فراموش كردن مخاطبان خود و جايگاه و بينش آنها نسبت به نظام، ولايت فقيه و جهادگران انقلابي به ضبط تصاويري مشغول مي شوند كه با دلمشغولي ها و آرمان هاي مردم فاصله اي عميق دارند، چه اينكه جوانان جهادگر همگي از دل خانواده هايي بلند شده اند كه نگاهشان به انقلاب و نظام و رهبري نگاهي الهي و فطري است و التزام آنها به اين اصول مسئله اي است عقيدتي و ايماني؛ اين است كه فيلم ساز جهادي بدون درك صحيح اين نكته مهم در ارائه حقيقت اردوها با مشكل مواجه خواهد شد.
روشن است كه در صورت فطري دانستن حقيقت اردوها و نيز فطري دانستن نگاه مخاطب انقلابي، اين فيلم ها و زاويه توليد آنها نسبت به وضعيت موجود چرخشي عظيم خواهند يافت. يعني مشكل فيلمسازان ما نگاه غير فطري به اردوها و نيز مخاطبان است كه به ايجاد تحريفي عميق در دل اين مستندها منجر مي شود.
حذف حقيقت واحد جاري در جهاد و دفاع مقدس
قطع ارتباط حقيقي و پيوند دروني اردوهاي جهادي با دفاع مقدس 8 ساله و جنگ نرم 22 ساله و ناتواني در انتقال حقيقت آنها ديگر ايراد مستندهاي جهادي است.
مستندسازان جهادي با منفك دانستن اين اردوها از حقيقت جهاد كه در دفاع مقدس 8 ساله به صورت سخت و در جنگ 22 ساله به صورت نرم جريان داشت و دارد از انتقال حقيقت جاري و كل به هم پيوسته اين حقيقت واحد در اردوها و جامعه انقلابي ايران عاجز مانده اند.
نگاه پازلي در بطن انقلاب كه همچون امام و رهبري و شهيد آويني مبارزه را فراتر از 8 سال جنگ مي دانند قادر است اين اجزاي متعدد و پراكنده را در كنار هم ديده و حقيقت آنها را كشف كرده و سپس در سينماي حقيقي خود منعكس كند.
حال آنكه اين مستندها بدون انتقال روح حاكم بر جريانات جهادي كه در مسير دفاع مقدس 8 ساله و به صورت نرم جريان دارند، به ارائه تصاويري عاري از حقيقت و پيام خاص انقلاب كه همان خودسازي براي ديگر سازي است، مشغول اند.
فيلمسازان جهادي نه جهادگراني دلبسته انقلاب و حقيقت كه فيلمسازاني اند در خدمت دوربين و هنر خود، از اين روست كه درك اتفاقات روبروي دوربين از عهده آنها و دوربين شان خارج است.
اين فيلمسازان همانطور كه به ساخت مستندي در رابطه با فوتبال مشغول مي شوند، به سراغ جهادگران مي روند و درست مانند قصه ديگر مستندها كه با وجود جريان داشتن در دل واقعيت، نشات گرفته از ذهن فيلم ساز است به ضبط تصاوير مورد نظر خود از اردوها دست مي زنند. اينجاست كه پيام منتقل شده نه حقيقت اردوها كه قصه مورد نظر فيلمساز است، قصه اي كه به اثري خنثي تبديل شده و نهايت آن show و نمايشي است زيبا از اردوها در حالي كه از جهادگران و رزمندگان زمان صلح در آن خبري نيست.