تجديد خاطره‌اي با فتح خون (روايت محرم) نوشته شهيد آويني
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۶۲۵

تجديد خاطره‌اي با فتح خون (روايت محرم) نوشته شهيد آويني

چو کاروان رود...

«دستان عباس بن علي قطع شد بود که آن ملعون توانست گرز بر سر او بکوبد.اما تا دستان ظاهر بريده نشود، بالهاي بهشتي نخواهد رست. اگر آسمان دنيا بهشت است،آسمان بهشت کجاست که عباس بن علي پرنده‌ي آن  آسمان باشد

فرشتگان عقل به تماشاگه راز آمده‌اند و مبهوت از تجليات علم لدني انسان،به سجده درافتاده‌اند تا آسمانها و زمين،کران تا کران،به تسخير انسان کامل درآيد و رشته‌ي اختيار دهر به او سپرده شود.اما انسان تا کامل نشود،در نخواهد يافت که دهر،بر همين شيوه که ميجرخد،احسن است.چشم عقل،خطابين است که مي پرسد: اتجعل فيها من يفسد فيها و يفسک الدماء...اما چشم دل خطاپوش است. نه اينکه خطايي باشد و او نبيند...نه! مي بيند که خطايي نيست و هر چه هست وجهي است که بي حجاب،حق را مي نماند.هيچ پرسيده‌اي که عالم شهادت بر چه شهادت مي‌دهد که نامي اينچنين بر او نهاده‌اند؟»

فتح خون روايت شهودي و تاريخي واقعه‌ي کربلا در آميخته با آدابي اديبانه است و در ميان آثار مرتضي آويني،نقطه‌اي متمايز و منحصربه فرد. گرچه نوع انديشه و نگاه و قلم کشف و شهودي و عميقا مؤمنانه‌ي آويني در تمام آثار او جريان دارد و در اين حيطه مي توان از نقدهاي سينمايي تا بررسي توسعه و تمدن غرب را سراغ گرفت و واحه هايي اينچنين را در آنها برشمرد اما فتح خون به لحاظ موضوع و هم نوع پرداخت و در عين حال وامدار بودنش به جانمايه‌ عاشورا و کربلا،اثري ديگر و کلماتي ديگر است.

فتح خون را مي توان تجلي بروز و ظهور تام وتمام روايتي عاشقانه دانست از مهمترين و معتبرترين واقعه‌ي عاشقانه‌ي عالم خلقت.

نوع منظري که تحت عنوان راوي در کتاب، به بسط منطق عشق مي پردازد،جلوه‌اي بسيار تکان دهنده و فوق‌العاده زيبا از انديشه‌ عرفاني-شيعي نويسنده است.

روايت،گوياي سير تطور انساني انسان هاي مختلفي است که در روند شکل گيري حادثه عاشورا،نقشي ايفا مي کنند.و در اين ميان،راوي،که به نوعي تجلي موضع اهورايي نويسنده است،به شرح عرفاني واقعه مي پردازد.

«کجا رفتند آن تابعين و صحابه اي که با حسين بن علي در منا بر اداي امانت،پيمان تبليغ بستند؟آيا اين هفتصد تن حق اين مناشدات را آنگونه که با حسين عهد بسته بودند، در شهرها و در ميان قبايل خويش ادا کرده اند؟ اگر اينچنين بوده، پس آن احرار حق پرست کجا رفته اند؟ آيا در ميان آن فراموشيان عالم اموات جز آن هفتاد و چند تن، زنده اي نمانده است که امام را پاسخ دهد؟ آيا جز آن هفتاد و چند تن در آن ديار، مردي که مردانه برحق پاي فشارد باقي نمانده است؟»

علاوه بر اين فتح خون در مهمترين خصوصيتش، عميقا تکان دهنده و داراي مضاميني فرا زميني و فرا زماني است. تو گويي کتاب براي امروزيان و انديشه هايشان و براي بازتاباندن جلوه هاي عبرت آموز تاريخ عاشورا به آدميان اين دوران و همه‌ي دورانهاست.

«قافله عشق در سفر تاريخ است و اين تفسيري است بر آنچه فرموده‌اند:کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا...

اين سخني است که پشت شيطان را مي‌لرزاند و ياران حق را به فيضان دائم رحمت او اميدوار مي‌سازد.» 

فتح خون را کلمه به کلمه،دهها بار-هم آنچنان که خودش-عاشقانه و مظلومانه نيوشيده‌ام و هر بار از نو، نوايي نينوايي بر گوشت و پوست و استخوانم جاري و ساري گشته و بر ايمان خود لرزيده‌ام.

فتح خون را مي توان چيزي شبيه معجزه‌ي شهودي کسي دانست که آوردگاه حيات و ممات را جلوه‌گاه محک منطق عشق ساخت،گرچه «سيد اهل جلوه نبود».

آغاز هجرت عظيم،کوفه،مناظره‌ عقل و عشق،قافله‌ي عشق در سفر تاريخ، کربلا،ناشئه‌اليل، اتمام حجت، غربال دهر،سياره‌ رنج و تماشاگه راز عناوين فصلهاي فتح خونند.

و اينک:
«و اينچنين بود که آن هجرت عظيم آغاز شد و قافله‌ي عشق روي به راه نهاد. آري آن قافله،قافله‌ عشق است و اين راه، راهي فراخور هر مهاجر در همه‌ تاريخ.هجرت مقدمه جهاد است و مردان حق را هرگز سزاوار نيست که سر و سامان اختيار کنند و دل به حيات دنيا خوش دارند آن گاه که حق در زمين مغفول است و جهال و فساق و قداره بندها بر آن حکومت مي رانند.»
 

پربازدیدترین آخرین اخبار