سوریه و منشاء شناسی تحولات سیاسی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۹۲۱۰

سوریه و منشاء شناسی تحولات سیاسی

همزمانی تحولات سوریه با رخدادهای انقلابی کشورهای منطقه زمینه‌ساز این پرسش شده است که آیا تحولات این کشور مانند سایر قیام‌های مردمی منطقه به طور طبیعی رخ داده یا حرکتی شبیه‌سازی شده از سوی قدرت‌های خارجی به همراه برخی از کشورها و رژیم‌های منطقه‌ای است؟
گروه بين‌الملل «خبرگزاری دانشجو»؛ بطور اجمال این نکته مبرهن است که آمریکا، عربستان و سایر بازیگران متضرر در تحولات منطقه ای، سعی دارند تا از یک سو قیام ها و حرکت های مردمی  در کشورهایی مانند یمن، بحرین، اردن و کویت به نتیجه نرسد و از سوی دیگر کشورهای تونس، مصر و لیبی نتواند در نظام سازی جدیدشان مدل و الگوی اسلامی، بویژه الگوی جمهوری اسلامی ایران را برگزینند.
 
موضوع دیگری که قابل توجه می باشد این است که آمریکا به کمک برخی کشورهای منطقه در تلاش است تا با تجهیز و توانمند سازی برخی جریانات سوری یکسری اقدامات دیپلماتیک تحولاتی مانند کشورهای تونس، مصر، بحرین، یمن و لیبی را در کشور سوریه ایجاد كند.
 
به بیان دیگر آمریکا همانگونه که تلاش می کند تا با کمک همه ابزارها و فشارها، جنبش های انقلابی در منطقه مهار، خنثی و یا منحرف شوند در فضای سوریه نیز سعی می شود تا حرکت های اغتشاش گرایانه، آشوب طلبانه و جو ترور و ناامنی تشدید و دولت سوریه قادر به مهار و مدیریت آن نگردد.
 
بررسی سیاست های آمریکا در خصوص سوریه در دو دهه اخیر به ویژه پس از 11 سپتامبر نشان می دهد که تحولات داخلی سوریه که تا حدودی پس از پایان یافتن بحران لیبی آشکارتر شده، بیش از اینکه منشا کاملا داخلی داشته باشد، ریشه در برنامه ها و طراحی های محور واشنگتن – تل آویو دارد. اگر مطالبات و تهدیدات گذشته رژیم صهیونیستی ضد سوریه مورد بررسی قرار گیرد، نشان می دهد که مطالبات غرب از دمشق همان خواسته ها و انتظاراتی است که رژیم صهیونیستی از سوریه داشته و حاضر است برای آنها با دمشق وارد جنگ شود.
 
بر این اساس، آنچه انگیزه اساسی طراحی های محور واشنگتن – تل آویو را جهت براندازی رژیم سوریه تشکیل داد، جایگاه سوریه در تحولات و معادلات قدرت در خاورمیانه و نوع سیاسیت هایی که تا کنون این کشور نسبت به برنامه های خاورمیانه ای آمریکا و بویژه در خصوص رژیم صهیونیسیتی اتخاذ کرده و همچنین نوع رابطه ای که با جمهوری اسلامی داشته است.
 
بطور کلی سوریه به خاطر واقع شدن در منطقه استراتژیک خاورمیانه، قرار گرفتن بر کناره شرقی دریای مدیترانه و برخورداری از 186 کیلومتر ساحل و همسایگی با فلسطین اشغالی، لبنان، ترکیه و عراق در راهبردهای منطقه ای بسیار پر اهمیت است. به همین دلیل سوریه در اکثر مسائل خاورمیانه دارای نقش کلیدی است.
 
عدم حمایت از رژیم بعثی صدام در جنگ تحمیلی علیه ایران و ممانعت از عربی – فارسی شدن جنگ، حمایت از مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین در جنگ های 33 روزه و 22 روزه و مخالفت با روند سازش و به رسمیت شناخته شدن رژیم صهیونیستی از جمله این موارد است.
 
سوریه به جهت همین ماهیت همواره در راهبردهای دولت آمریکا بویژه در دوره بوش و اوباما به عنوان یکی از اهداف براندازی از طریق گزینه های مختلف از جمله نظامی بوده است و در این راستا پس از حادثه 11 سپتامبر سوریه یکی از هفت کشور مورد هدف پنتاگون قرار گرفت.
 
اما با توجه به ناکامی ها در عراق و فشارهای داخل آمریکا بر کاخ سفید سیاست های اوباما بجای تغییر رژیم، رویکرد تغییر رفتار را مورد توجه خود قرار داد، لذا وی از ابتدای روی کار آمدن سیاست نسبتا متفاوتی را درباره سوریه اتخاذ کرد که منجر به برگرداندن سفیر آمریکا به دمشق شد که از سال 2005 و در دوره بوش فرخوانده شده بود.
 
سیاست تعامل به دلایل مختلف دوام پیدا نکرد و از این رو اوباما مجددا برای تغییر رفتار سوریه سیاست فشار و ایجاد ائتلاف را پی گرفت. آمریکا و اسرائیل در چند سال اخیر تلاش بسیاری در جهت سرنگونی سوریه داشته اند و اوج این تلاش ها به بعد از ترور رفیق حریری و پرونده سازی علیه سوریه در شورای امنیت سازمان ملل برمی گردد، اما باز شرایط منطقه ای به اقدامات آمریکا اجازه ایجاد چنین ائتلافی را علیه سوریه نداد.
 
با شروع قیام های مردمی در منطقه، کاخ سفید رویکرد جدیدی درباره سوریه پیدا کرد. در واقع قیام های منطقه ای اگر چه برای کاخ سفید به عنوان کابوس تلقی می شد، اما از درون این تهدید کابوس گونه تلاش كردند تا با توجه به شرایط جدید منطقه ای فرصت ها را شکار كنند؛ از جمله این فرصت ها این بود که استراتژیست های صهیونیستی و آمریکایی مدل های شبیه سازی قیام های منطقه در سوریه را به کاخ سفید پیشنهاد دادند.
 
در ابتدای امر، امید آمریکا و صهیونیست ها از طراحی جدید براندازی سوریه به حدی بود که آنها بدون توجه به طرح ها بشار اسد، هیچ اعتنایی نکرده و سخن از پایان عمر سیاسی اسد به میان آوردند.در تاریخ 21/4/90 رئیس جمهور امریکا در سخنرانی خود حکومت بشار اسد در سوریه را فاقد مشروعیت رعلام کرد و گفت : «امریکا تلاش می کند که از طریق بین المللی فشار بر حکومت بشار اسد را افزایش دهد تا تغییرات واقعی در سوریه محقق شود.»
 
بنابراین، تحولات واقعی سوریه را نمی توان بدون انگیزه ها و اهداف بازیگران اصلی آن تحلیل كرد. در واقع بازیگران اصلی تحولات منطقه نه بازیگران داخلی یعنی گروه ها و سازمان ها آشوب در داخل سوریه و نه عربستان، ترکیه و سایر کشورهای خلیج فارس بلکه محور واشنگتن – تل آویو می باشد.
 
با این توصیف تغییر رژیم سوریه در چهارچوب راهبردی صورت می گیرد که محور اصلی آن را آمریکا – رژیم صهیونیستی تشکیل داده و سایر بازیگران دارای نقش های نیابتی می باشند.
پربازدیدترین آخرین اخبار