کد خبر:۱۷۹۴۳۰
هنرمند هم نبايد سيب زميني باشد- 4
اسرائيل براي كاريكاتور هولوكاست ما را تهديد به مرگ كرد/در 22 كشور ممنوع الورود شدم
آيا حتما حضرت آقا بايد يك دستور و يا امري بدهند كه ما گوش كنيم؟ آقاي ضرغامي اگر شما اين اتفاقات خوب را منعكس نكنيد ما ضربه مي خوريم ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ سيد مسعود شجاعي از آن دسته هنرمنداني است كه ما را براي تاكيد بر اسم رو تيتر ستونمان الحق قانع كرده است اينكه هنرمند نبايد سيب زميني باشد؛ طباطبايي از همان روزهاي اول كه وارد دانشگاه هنر شده بود؛ تلاش كرد كه با جريان روشنفكري مبارزه كند و روزهاي بعد سلاح كاريكاتور را به دست گرفت تا به سيد مرتضي ها بگويد هنوز هم فتح جنگ نرم را روايت خواهد كرد... براي هنرمند اين هفته به سراغ شجاعي رفتيم تا بگويد حرفهاي نگفته را ...
نقاشيهايي كه روي ديوارهاي فرودگاه مهرآباد كشيده بودم دفاع مقدس ما را به خبرنگاران خارجي نشان مي داد
از سي سال پيش كاريكاتور را به شكل جدي شروع كردم. از اواخر سال 60 تقريبا كارهاي من از لحاظ كمي و از لحاظ تاثير گذاري قابل توجه بود، به عنوان مثال نقاشي هاي ديواري كه در اطراف فرودگاه كار شده با موضوع جنگ.
اين طرح ها درست در فضاي خروجي مهمان ها قرار داشت كه توانسته بود براي آنها 8 سال جنگ تحميلي ما را به خوبي به تصوير بكشد؛ براي خبرنگاران خارجي اين تصاوير بسيار جالب بود.
صفحه ديدگاه نشريه اطلاعات هفتگي به سر پرتي من اداره مي شد
در همان زمان در نشريه اطلاعات هفتگي فعاليت مي كردم، سر دبير نشريه آقاي جوادي بودند كه به جوان ها ميدان مي دادند و خيلي ها توانستند آنجا استعدادهايشان را ظهور دهند، فضاي جنگ و جبهه فضاي اعتماد بود و ايشان صفحه ديدگاه را در اختيار من قرار داده بودند با موضوع جنگ سياسي.
در فضاي جنگ و جبهه به عنوان رزمنده و عكاس شركت داشتم و با بچه هاي روايت فتح همراه شدم و بعدها خيلي از نقاشي هاي ديواريم را با موضوع جنگ كار كردم مثل ديوار شهرداري شهر بوكان .
در فضاي روشنفكري دانشگاه هنر نمايشگاه هويت برپا كرديم
در سال 62 وارد دانشگاه هنرهاي زيبا شدم و با دكتر مقدم و حسين نيرومند آشنا شدم و كم كم شروع كرديم طرح ها را در دانشگاه نصب كردن و برپايي نمايشگاه.
اين كار با همت جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران انجام شد و نمايشگاه با موضوع هويت در تالار مولوي به تصوير كشيده شد. آن زمان كه بچه ها در فضاي دانشگاه هنر وارد فضاي روشنفكري شدند احساس كرديم لازم است كه برر روي موضوع هويت كار شود.
گروه ما اسم كاسني را انتخاب كرد چون تلخ ولي با فايده بوديم
در آن زمان ما دور هم جمع شديم و گروهي تشكيل داديم به نام كاسني؛ كاسني يك گياه تلخ پر فايده است.
برپايه حرف خواجه عبدااله كه «الهي اگر كاسني تلخ است از بوستان است واگر عبدلله مجرم است از دوستان است». از حوزه هنري حبيب الله صادقي ما را دعوت كرد و در سال 67 اين گروه سامان گرفت و كتاب چاپ كرديم و در ادامه اولين مجله تخصصي كاريكاتور كيهان را همين گروه كاسني راه انداخت كه بعدها مسئوليتش به من واگذارشد.
مسابقه كاريكاتور فلسطين خانه ندارد و هولوكاست براي ما در دسر ساز شد
در سال 72 ما طرح اولين مسابقه دوسالانه كاريكاتور را زديم و اين وسط آقاي وزيريان گرافسيت واسطه خير شدند براي اين كار، چون مجله ما توانسته بود با دنيا ارتباط برقرار كند ما خواستيم بين المللي كار كنيم.
اين جشنواره با شركت 43 كشور برگزار شد.در سال 65 خانه كاريكاتور شكل گرفته بود كه پيش نهادش را مرحوم ابو الفضل عالي زده بود. در خانه كاريكاتور بعدها اولين سايت تخصصي كاريكاتور با نام ايران كارتون تاسيس شد.
ما در جشنواره دو سالانه توانسيتيم نزديك 1000 كاريكاتوريست شناسايي كنيم ؛ما از طريق فراخوان هاي اينترنتي توانستيم مسابقات بين المللي با موضوعات زيادي برگزار كنيم؛ مثل فلسطين خانه ندارد و مسابقه غزه.
اين مسابقه درست 8 ماه قبل از حنگ 22 روزه برگزار شد. كاريكاتورهاي ما به عنوان پوستر در دنيا مورد استفاده قرار داده شد. بعد از جسارتي كه به پيامبر شد اعلام كردند آزادي حدو مرز ندارد ما در جواب مسابقه هولوكاست را گذاشتيم و تصاوير ما در شان عقايد ما بود كه باعث حق طلبي بسياري از افراد شد. يكي از مسابقاتي كه ما برگزار كرديم در فضاي اعتراض به ماجراي هولوكاست بود. زماني كه هنري من به هولوكاست اعتراض كرد فرانسوي ها قانوني تصويب كردند كه زير سوال بردن هولوكاست 300 هزار فرانك جريمه نقدي و يك تا 3 سال زندان داشت.
سوالات مسابقه ما اين طور نقل شد.
1-مسبب جنگ جاني دوم هيتلر بوده و خودش بايد غرامت جنگ را پرداخت كند چرا از خاك آلمان اشغال نكردند و خاك فلسطين به اشغال در امد؟
2-هولوكاست هاي معاصر بايد به تصوير كشيده بشود.
3-هولوكاست كه مال اسرائيل نيست چرا هيرو شيما و اتفاقات ديگر مطالبه نشده؟
سايت ايران كارتون را هك كردند و من به 22 كشور ممنوع الورودشدم
با برگزاري اين جشنواره شروع به تخريب ما كردند سايت ايران كارتون را هك كردند و ما به جايش 3 تا سايت ديگر زديم و اعلام كرديم هر سايتي كه حك كنيد ما 3 تا جايگزين مي گذاريم.
كاريكاتورهاي زشت به ما نسبت دادند، كارهاي اين ها باعث شد كه مخاطب براي دريافت حقيقت به سراغ سايت ما بيايد. آنها حتي من را تهديد به مرگ كردند و ما از اين بابت خوشحال شديم و من خودم 22 كشور ممنوع الورود شدم.
اسزائيل كاريكاتوريست استراليايي را كه براي ما كار فرستاده بود تهديد كرد
ما جواب دشمن را با هنر داديم و دشمن در فضاي مجازي آسيب پذير بود.طرح هاي آنها زشت و توهين آميز بود اما طرح هاي ما منطقي و با فكر بود. لابي صهيونيست ها بسيار قوي بود از استراليا كسي براي ما كار فرستاد اما از طرف اسرائيل تهديد شد.
يك گروه برزيلي غير مسلمان حق را در سايت ما پيداكردند و اعلام كردند حاضرند در اين راه كشته شوند
خداوند بعضي جاها به ما نشان داد و مكرشان را به خودشان برگرداند. يك برزيلي براي ما كاريكاتور فرستاد ما از قبل بهش گفتيم اگر ممكن است دچار مشكل شوي كار نكنيم. گفت نه من دنبال حقيقت بودم و آن را در سايت شما پيدا كردم؛ اسرائيل اين فرد را تهديد به مرگ كرد و همه همكاران اين فرد اعلام كردند ما را هم در ليست مرگ اضافه كنيد. اولين خط شكن هاي ما در مسابقه هولوكاست همين ها بودند كه مسلمان هم نبودند. بعد از اين خط ماجرا باز شد.
بعد از سوزاندن كتاب آسماني ما سريع مسابقه كاريكاتور شيطان در برابر قرآن را كار كرديم.
جريانات سياسي خلاف نظام خواستند در انتخابات ما را تحريم كنند
رسانه هاي ما اين طور كه شايسته است اين اتفاقات را پوشش نمي دهد يا در فضاي 2 سالانه كاريكاتور خواستند از آب گل آلود گروهي ماهي بگيرند كه انتخابات را ملغي كنند و ما را تحريم كنند.
با عده ايازبچه هاي حوزه هنري نزد حضرت آقا رفتيم و كه ايشان فرمودند برخي جريانات سياسي، حتي جريانات هنري را هم بر نمي تابند. روز اختتاميه جشنواره نامه دفترحضرت آقا باعت شد كه همه شبكه ها برنامه اختتاميه جشنواره 2 سالانه كاريكاتور را پوشش دهند.
تنها نامه دفتر حضرت آقا در اختتاميه باعث پوشش برنامه ما در رسانه شد
سوال من اين است آيا حتما حضرت آقا بايد يك دستور و يا امري بدهند كه ما گوش كنيم؟ آقاي ضرغامي اگر شما اين اتفاقات خوب را منعكس نكنيد ماضربه مي خوريم چون آنها در كفر خودشان نسبت به حق ما راسخ ترند. به اسم رانان لوري مسابقه بين المللي در سازمان ملل برپا مي شود و از پول ملت ها خرج مي كنند؛ اولين تصوير وب سايت شخصي اين شخص با لباس انگليسي و مسلسل ظاهر شده اين يعني راسخ بودن در كفر.
وقتي چفيه بندازيم انگ دولتي بودن به ما ميزنند/چرا از بچه هاي انقلاب دعوت نمي شود؟
در حالي كه در ايران بچه هاي جنگ ما مظلوم اند يه عكس با چفيه ما در اين جا چاپ كنيم انگ دولتي بودن به ما مي زنند. ما از اين بچه هايي كه جانانه از دين اسلام دفاع كردند بايد تنديس ساخت. واقعيت هاي جنگ گفته نشده.از بچه هاي انقلاب دعوت نمي شود.
براي آقاي چليپا از امريكا براي برپايي نمايشگاه دعوت نامه آمد اما ايران براي شناساندن اين فرد چه كرده؟
امثال كاظم چليپا، مصطفي گودرزي و احمد قلي زاده بچه هايي هستند كه در حيطه هنرمقاومت براي جنگ كار كردند.
چليپا هنرمند بزرگي است كه از آمريكا برايش دعوت نامه فرستادند تا آنجا نمايشگاه برگزار كند از اين كشورها دارند براي بچه هاي ما كمند مي اندازند اما ما نه. اگر يك مو از سر اين بچه هاي انقلاب كم شود ما مي خواهيم چه كنيم نه فيلمي از اين ها موجود است نه فايل صوتي و تصويري مسئولين بايد بچه هاي انقلاب را در يابند.
آقا در صحبت هاشان چند بار راجع به اهميت فضاي مجازي در امسال صحبت كردند بايد به اين نكته توجه كرد.
راش براي آويني مقدس بود و بي وضو به آن دست نمي زد
سيد مرتضي آويني اقيانوسي از معرفت بود اولين برخورد من با آويني زماني بود كه من رفته بودم كه با ايشان صحبت كنم و سيد مرتضي پشت ميزش نبود و براي گرفتن وضو رفته بود چون بي وضو كار نمي كرد. سيد مرتضي براي نشستن پشت دستگاه و دوربين وضو مي گرفت. چون معتقد بود راش هايي كه حاوي تصاوير شهداست متبرك است.
شهيد آويني در برخورد با افراد خيلي متواضع بود
تمام جملات شهيد آويني كه روي مستند هاي روايت فتح است يك دنيا معرفت دارد. آويني يك فيلسوف عارف شاعر بود. از لحاظ اخلاقي مرتضي خيلي متواضع بود ما هر وقت مي خواستيم با يك مسئول صحبت كنيم به سختي اين اتفاق مي افتاد اما مرتضي با افراد خيلي عادي برخورد مي كرد.
شهيد آويني به خود آگاهي زمان و مكان شهادت رسيده بود
شهيد آويني خيلي دغدغه رسانه داشت از مقالات مجله سوره و كتاب آيينه جادوش مشخص بود. از لحاظ قرب الهي سيد مرتضي به به مقام خود آگاهي شهادت رسيده بود مرتضي مي دانست كه كي قرار است شهيد بشودحتي مكان ان را هم مي دانست.
شب قبل از شهادت شهيد آويني تا صبح گريه مي كرده
وقتي فكه بودند و به سمت قتلگاه حركت مي كردند مسير را هدايت مي كرد كه بايد به چه سمتي بروند. بچه هايي كه آن چند روز با ايشان بودند. همه اذعان مي كنند كه شب قبل شهيد آويني تا صبح راز و نياز و توبه مي كرده.
چمران هم مي دانست كه قراره كي و كجا شهيد شود همسرش تعريف مي كرد آخرين بار كه خواست برود از من اجازه گرفت كه اجازه رفتن مي دهي و ايشان سكوت كرده بود و بعد از سكوتش پشيمان شده بود
خواب همسر شهيد آبشناسان راجع به شهادت ايشان
شهيد آبشناسان همسرشان در خواب مي بينند كه امام و شهيد مطهري نشسته اند و دفترچه اي مطالعه مي كنند و راجع به آبشناسان مي گويند پرونده اش كامل است.
در عمليات كربلاي 1 كه در طي 3 مرحله عراقي ها با ما درگير بودند آن زمان به يك رزمنده اي رسيدم كه گفت از من عكس بگير و من تمايلي به اين كار نداشتم چون فرم كم داشتم و به شوخي گفت شايد ديگر نباشم. چند لحظه بعد خمپاره اي آمد و شهيد شد.
در عمليات خيبر رزمنده اي گفت از ماندن مي ترسم و فردا شهيد شد
اين خود آگاهي شهدا را نشان مي دهد يادم هست در عمليات خيبر يكي از شهدا كه هميشه پر روحيه بود و فضا را عوشض مي كرد گوشه اي كز كزده بود و ناراحت بود علت را كه پرسيدم گفت از ماندن مي ترسم همان شب در عمليات شهيد شد.
كتاب هاي شهيد آويني بايد در دانشگاه و دبيرستان ها تدريس شود
اين ها همه نشان دهنده خود آگاهي شهداست كه مرتضي هم جز اين دسته بود. كتاب هاي شهيد آويني بايد در دانشگاه ها تدريس شود. مرتضي واقعا جلوتر از زمان خودش بود نظريات آويني در مدارس و دبيرستان ها هم بايد آموزش داده شود.
رسانه در اين مطالبات كم كاري مي كند از وصيت نامه هاي شهداي كم سن و سال مي توان كلي مفهوم توليد كرد افرادي كه دشمن مدعي شده بود با احساساتشان بازي شده كه به جنگ رفتند.
چرا مستند خنجر و شقايق شهيد آويني فقط يك بار از رسانه ملي پخش شده؟
همين مستند خنجر و شقايق شهيد آويني كه راجع به بوسني بود فقط يكبار پخش شده اين برنامه بايد بارها پخش شود و تحليل گرها روي ان نظر بدهند. متاسفانه برنامه هاي صداو سيما مناسبتي شده است رسانه از پشت پرده هاي جنگ حرف نمي زند.
چرا مسئولين به مستند و مستندساز بها نمي دهند؟/اين همه برنامه خوب تلويزيوني ميشود راجع به شهدا ساخت
شهيد آبشناسان به صدام نامه مي نويسد كه اگر مردي بيا در دشت عباس براي دوئل. آبشناسان رنجري بوده كه در اسكاتلند دوره ديده بود صدام قبول مي كند و قادر عبد الحميد را براي دوئل مي فرستد و آبشناسان ژنرال را اسير مي كند. اين ماجراها بايد به شكل فيلم و خاطره بيان شود.ما مستند سازهايي داريم كه از شدت شور و شوق حاضرند ماشين خودشان را بفروشند تا مستند بسازند مسئولين بايد به مستند بها بدهند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰