تحريم ها چه تاثيري در توليد ملي دارند؟ / بحران ارزي ايران داخلي بود يا بين المللي؟/ آيا چين مي تواند الگوي اقتصادي ايران باشد؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۰۴۰۱
مشروح مناظره دانشجويي در «خبرگزاري دانشجو»؛

تحريم ها چه تاثيري در توليد ملي دارند؟ / بحران ارزي ايران داخلي بود يا بين المللي؟/ آيا چين مي تواند الگوي اقتصادي ايران باشد؟

مناظره اي با موضوع بررسي مسائل مهم اقتصادي ايران با حضور دانشجويان اين رشته در «خبرگزاري دانشجو» برگزار شد.
به گزارش خبرنگار اقتصادي «خبرگزاري دانشجو»، مناظره دانشجويي با موضوع بررسي مسائل مهم اقتصاد ايران با حضور دانشجويان رشته اقتصادي از دانشگاه هاي مختلف تهران در «خبرگزاري دانشجو» برگزار شد كه مشروح اين مناظره به شرح زير است:
 
سال 91 آبستن تحولات فراوان براي اقتصاد ايران است
 
قاسم نيكجو كارشناس ارشد اقتصاد از دانشگاه علامه و كارشناس بورس در ارتباط با نامگذاري سال جديد گفت: به نظر من، سال 91 يكي از چالشي‌ترين سال‌هاي اقتصادي ايران پس از انقلاب خواهد بود.
 
كارشناس بورس خاطرنشان كرد: ايران زير بار تحريم‌هاي اقتصادي سنگين دشمن است و وضع معيشتي مردم هم تحت‌تاثير قرار گرفته است؛ تحريم‌هايي مثل تحريم سويفت در نظام بانكي و تحريم نفت ايران به عنوان يكي از ارز‌ آور‌ترين كالاهاي صادراتي ايران و يكي از منابع مهم و عمده صادرات ايران در واقع مسئله‌اي را رقم زده است كه سال 91 را بايد آبستن بسياري از حوادث و سختي‌هاي اقتصادي بدانيم.
 
وي با تاكيد بر اينكه بايد با ديد بسيار باز و برنامه منسجم و كارا به اين جنگ اقتصادي با دشمن برويم، افزود: در عرض چند سال اخير مسائل اقتصادي نمود خيلي بيشتري پيدا كرده و كشورهاي غربي براي تحت فشار گذاشتن ايران و رسيدن به مقاصد سياسي خود، از اين ناحيه وارد شده‌اند و مي‌توان گفت نامگذاري 6 سال اخير از طرف رهبر معظم انقلاب نيز به همين دليل بوده است و ما هم براي دفاع در اين زمينه بايد با برنامه پيش برويم.
 
نيكجو نامگذاري سال جديد را به عنوان توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني را حكيمانه دانست و گفت: اين نامگذاري باعث تاثيرات بسيار مثبتي بر بازار بورس و سهام شد.
 
وي ادامه داد: مسئله‌اي كه با آن مواجه هستيم، اين است كه موضوع حمايت از كار و سرمايه ايراني، پايه نظري خوبي داشته چون تحريم‌هايي كه عليه ايران صورت گرفته، اثر مستقيم و بسيار تاثيرگذاري را بر بازار ارزهاي خارجي گذاشته كه يكي از متغيرهاي بسيار مهم در اقتصاد است و بر معيشت مردم شديدا تاثيرگذار است، تبديل پول‌هاي داخلي به خارجي مانند دلار، خروج سرمايه از كشور است، سرمايه اي كه مي توان به وسيله آن براي نيروي كار ايراني اشتغال ايجاد كرد.
 
نيكجو در ارتباط با بازار ارز كشور و رابطه آن با كار و سرمايه ايراني افزود: با اين تلاطم كه در بازار ارز به وجود آمده و مي‌توان گفت بخش اعظمي از آن به خاطر تحريم‌هايي بوده كه غرب به كار بسته است و اين آشفتگي فضاي سنگيني را براي اقتصاد كشور تحميل كرده است باعث خروج سرمايه ايراني از كشور و بي‌ارزش شدن كار ايراني و آسيب توليد ملي شده است.
 
وي رابطه منطقي ميان تلاطمات بازار ارز و اقتصاد را يكي از دلايل نامگذاري سال جديد عنوان كرد و افزود: مقام معظم رهبري با اين نامگذاري تمام دستگاه‌هاي مسئول را موظف كردند كه به اين قضيه توجه كرده و بي تفاوت از كنار آن رد نشوند.
 
نيكجو ادامه داد: بحران ارزي، بحراني است كه در يكسري از كشورها اتفاق افتاده مانند بحران 1998 روسيه و 1997 آسياي شرقي و تاثيرات بسيار منفي بر اقتصاد اين كشورها گذاشته، مثلا رشد اقتصادي بسيار پايين در حد منفي 10 درصد و تورم 130 درصد در روسيه و به نظر مي‌رسد سال 1391 اگر ما نتوانيم برنامه منسجم و مفيد را براي مهار اين بحران تنظيم كنيم، اتفاقي كه براي روسيه و ساير كشورها افتاد شامل حال ايران نيز خواهد شد و ضربات شديدي به اقتصاد كشور وارد خواهد شد.
 
سليمي‌زاده: غربي ها به اين نتيجه رسيده اند كه تنها از طريق اقتصادي مي توانند به ايران فشار بياورند
 
در ادامه سليمي زاده، دانشجوي اقتصاد دو نكته را در خصوص نامگذاري سال جديد توسط رهبر انقلاب قابل توجه دانست و گفت: نكته اول اين است كه چرا اين سال به اين نام نامگذاري شد؟
 
وي گفت: ما مي‌توانيم در يك مقطع تاريخي مثلا چند سال اخير اين موضوع را بررسي كنيم يا اينكه كلي‌تر و در طول 30 سال انقلاب يا تاريخ اسلام به موضوع نگاه كنيم.
 
سليمي زاده با بيان اينكه يك نظام پس از مدت‌ها مقدمه چنيني در سال 57 به نتيجه رسيده است، افزود: اين نظام، نظامي است كه در خيلي از جنبه‌ها به پيشرفت كاملي نرسيده است، چه شده كه قدرت‌هاي مختلف اين قدر احساس خطر كرده‌اند و چه شده است كه در سال‌هاي اخير بحث اقتصادي اين قدر مورد تاكيد قرار گرفته است؟
 
وي گفت: دشمن يقينا هر لحظه به فكر ضربه زدن است و قطر ديواره دفاعي ما در زمينه‌هاي ديگر در اين سي سال بسيار مستحكم شده چه در زمينه سياسي، دولتمردان و تفكر اسلامي و انقلابي، چه در زمينه‌هاي اجتماعي، فرهنگي، لذا دشمن ضعيف‌ترين خاكريز را خاكريز اقتصادي ديده است.
 
سليمي زاده با بيان اينكه در زمان جنگ هم نفت ما مورد تحريم قرار گرفته است، خاطر نشان كرد: در آن زمان هم فكر مي‌كردند بحران ارزي كشور را زمين خواهد زد اما اين طور نشد.
 
وي در خصوص تحريم سويفت گفت: اين ابزاري است كه جايگزين فكس و تلفن براي انتقالات بانكي در حساب‌هاي كشورهاي مختلف شده است و هر چند شايد مقداري هيمنه داشته باشد ولي در اصل همان است.
 
سليمي زاده با طرح اين سوال كه چرا در سال‌هاي اخير فشار اقتصادي اين قدر افزايش يافته است، گفت: اگر در موسسات امنيتي خارجي گزارش‌ها را چك كنيد مي‌بينيد بارها و بارها نقاط حمله به ايران را كمتر كرده‌اند از وقتي موسسات اسرائيلي اعلام كردند كه اگر 15 ماه بگذرد، ايران نقطه غيرقابل بازگشت است به همين دليل به دنبال برنامه ريزي گسترده براي ضربه زدن به اقتصاد ايران هستند.
 
وي ادامه داد: فشار آوردن بر روي بحث دلار كار بسيار آساني است همان‌طور كه در غلات و بنزين فشار آوردند و حتي تعداد پمپ بنزين‌هايي كه قرار بود آتش بگيرد تا نظام سقوط كند نيز مشخص بود، در مورد بحران ارزي هم موضوع همين است.
 
سليمي زاده با تاكيد بر اينكه اقتصاد هدف نگرفته است بلكه به عنوان يك ابزار از آن استفاده مي‌شود، ادامه داد: ايران اسلامي در زمينه سياسي، خوشبختانه توانسته است تا حدودي به استقلال برسد و در زمينه‌هاي اجتماعي و فرهنگي هم همين‌طور و بحث بيداري اسلامي اين را اثبات مي‌كند و امام هم كل هدف از انقلاب را صدور آن مي‌دانستند و اين اهداف بعد از 30 سال محقق شده و امروز مي‌خواهند ايران را از الگو بودن بياندازند.
 
سمعي: شعار امسال واضح است؛ نيازي به كنفرانس و همايش ندارد/ بحران ارزي داخلي بود
 
در ادامه دانشجوي كارشناسي و جانشين مسئول بسيج دانشگاه علوم اقتصادي در خصوص نامگذاري سال جديد توسط رهبر انقلاب گفت: اگر نامگذاري سال‌هاي مختلف، مثلا از 78 تا 84 را بررسي كنيم، مي‌بينيم نام‌ها بيشتر متاثر از شرايط سياسي آن زمان است و اين برگرفته از فضاي بحران‌هايي است كه كشور طي يك دهه درگير آنها مي‌شود.
 
وي با اشاره به آخرين سخن برژنيسكي ادامه داد: او معتقد است گزينه جنگ عليه ايران عاقلانه نيست و اگر مقامات آمريكايي همين موضوع اقتصادي را ادامه دهند شايد به نتيجه برسند.
 
وي با تصريح اين موضوع كه متولدين دهه 60 در حال ورود به بازار كار هستند، افزود: در همين شرايط اصل 44 ابلاغ شده و بحث اصلاح ساختار اقتصادي كشور و هدفمندسازي يارانه‌ها نيز مطرح است و اين قضايا مشكلات خود را هم در داخل به وجود آورده است.
 
وي بحث كردن در مورد نامگذاري سال‌ها را بحثي مفيد ولي ناكافي برشمرد و خاطر نشان كرد: شعار امسال آنقدر واضح است كه نياز به هيچ سمينار و گفت‌وگويي ندارد بلكه بايد كار انجام شود و گرنه برگزاري سمينار، نطق نمايندگان و تشكيل كارگروه‌هاي متعدد در دولت كمكي به اين موضوع نخواهد كرد.
 
سمعي در ارتباط با سخنان مهرجو كه بحران ارزي را خارجي مي دانست گفت: بحران ارزي موضوعي كاملا داخلي است و ادامه داد: حداقل بحران ارزي كه در شش ماهه دوم سال 90 داشتيم كاملا داخلي بود و دليلش اين بود كه نرخ سود بانكي پايين‌تر از نرخ تورم بود و 36 درصد نقدينگي حاصل از هدفمندي يارانه‌ها رشد كرده بود و اينها براي تبديل شدن به دارايي پر سود به سمت بازار ارز و سكه رفت.
 
وي افزود: اين بحران ناشي از سياست‌هاي غلط، دستوري و تكليفي بود ولي در آينده احتمال اينكه دچار بحران اقتصادي ارزي شويم هست و نمونه‌اش موضوع‌ هند است كه گفته نصف پول نفت را به صورت روپيه پرداخت مي‌كند.
 
سمعي نامگذاري سال جديد را نشانه بازي خواني مسئولان ايراني و رهبر انقلاب است.
 
كيخواه: بحران ارزي داخلي نبود
 
مهدي كيخواه فارغ‌التحصيل كارشناسي ارشد از دانشگاه علامه در ابتداي سخنان خود، مباحث مطرح شده توسط ساير دانشجويان را كليشه‌اي و تكراري دانست و در خصوص بحران ارزي افزود: اگر بحران ارزي داخلي باشد، احتياجي نيست كه ما نسبت به يكي دو سال آينده اقتصاد ايران بدبين باشيم و مي‌توانستيم سياست‌هاي دستوري را عوض كنيم و به حالت عادي برگرديم.
 
 وي بحران ارزي را ناشي از سياست‌هاي عرصه بين الملل دانست و افزود: البته بخشي از مشكلات به سياست‌هاي غلط داخلي بر مي‌گردد اما در دنياي اقتصاد ثبات اقتصادي يك كشور را براساس نرخ ارز آن مي‌سنجند چون رابط ميان اقتصاد و داخل و خارج است و هر كشوري كه نرخ ارز آن نوسانات زيادي داشته باشد، روابط سياست بين‌الملل با ثباتي ندارد.
 
اقتصاد ما مصرفي شده است
 
در ادامه ابراهيم مهرورز كارشناس ارشد رياضي مالي دانشگاه علامه و عضو مديريت ريسك بانك رفاه در خصوص انتقال‌هاي ارزي بين‌المللي ايران گفت: ما در گذشته 600 قرارداد ارزي با بانك‌هاي سراسر دنيا داشتيه ايم، كه در حال حاضر به 20 قرارداد رسيده كه آن هم فقط از طريق مالزي يا اندونزي امكان پذير است، در گذشته از طريق امارات امكان پذير بود اما هم اكنون آن نيز امكان پذير نيست، جالب است كه اگر مالزي را هم ببندند ما هيچ راهي براي انتقال ارز نخواهيم داشت.
 
وي افزود: ما تا آخر خرداد فرصت داريم و اگر حساب‌هاي مالزي هم از دست برود، ما هيچ راهي براي انتقال ارز نداريم و نشانه‌هاي آن را مي‌توان ديد.
 
مهرورز خاطرنشان كرد: در حال حاضر تركيه 23 تا قراردادهاي نفتي‌اش را كاهش داده و اروگوئه قرارداد برنج در برابر نفت را پيشنهاد داده لذا اين كوته فكري است كه بگويم موضوع تبديل فكس به سوئيفت است.
 
 وي مشكلات اقتصادي را خارجي دانست و ادامه داد: البته عوامل داخلي هم وجود دارد اما مشكل باز به شرايط اقتصادي بر مي‌گردد و واقعيت اين است كه اقتصاد ما اقتصاد توليدي نيست و صرفاً تبديل به اقتصاد مصرفي شده است و با اين شرايط وقتي در تحريم هم قرار مي گيريم، اين هشدارها علائم خوبي نيست.
 
وي ادامه داد: اگر اين تاريخ سه ماهه اجرا شود و ما عملاً نتوانيم نفت را به دلار بفروشيم، شرايط ارزي خيلي بحراني‌تر از امروز خواهد شد، يعني تنها راه باقي‌مانده براي ما، كالا در مقابل كالاست.
 
 
نرخ سفته بازي و ميزان نقدينگي در ايران بالاست
 
در ادامه قاسم نيكجو  با اشاره به صحبت‌هاي يكي از دانشجويان در مورد تحريم نفتي در دوران جنگ گفت: در زمان جنگ، قيمت نفت رشد قابل توجهي كرده بود و ايران از نظر درآمد نفتي مشكلي نداشت و هر چند برخي نفتكش‌هاي ما مورد هدف نيروي نظامي عراق قرار مي‌گرفت اما تحريم نفتي در كار نبود.
 
نيكجو گفت: شايد با اعمال تحريم نفتي از سوي كشورهاي پيشرفته هم شرايط اقتصادي كشور همانند زمان جنگ نشود.
 
وي افزود: سطح معيشتي مردم با كاهش درآمدهاي صادراتي ايران و رشد افسار گسيخته نرخ ارز تحت تاثير قرار مي‌گيرد به علت اينكه انباره سفته بازي در ايران بسيار بالاست و يك از پارامترهاي GDP ما سفته بازي پول است؛ نتيجه اين مي‌شود كه ما عرضه ارز و دلار در بازار نداشته باشيم و از طرف ديگر به دليل وجود انباره سفته بازي و رشد نقدينگي بالا با مشكل روبرو مي شويم.
 
نيكجو در خصوص افزايش نقدينگي گفت: نقدينگي هميشه بيشتر از ميزان نياز واقعي وارد بازار ايران شده و اين در حال حاضر دردسر ساز شده است و اگر تحريم نفتي بوديم و اين ميزان نقدينگي در كشور نبود، شايد مي‌شد چاره‌اي انديشيد اما با اين شرايط نمي توان به زور پول مردم را به بانك‌ها برد تا نقدينگي لازم تامين شود.
 
وي گفت: درست است كه ما در زمان جنگ شرايط سخت‌تري را متحمل شده‌ايم اما در آن سطح زندگي‌ها خيلي بالا نبود و اينكه يك زندگي سطح بالا يكباره افت معيشتي صورت گيرد، اتفاق بسيار بدي است. مشكلات اقتصادي ايران بسيار زياد است، تورم بالاست، مشكل رشد اقتصادي داريم ولي من فكر مي‌كنم تحريم‌هاي كه تا الان شده است هر چند بي‌اثر نبوده اما ايران توانسته است هم از لحاظ سياسي مواضع خود را حفظ كند و هم از نظر اقتصادي، و در نتيجه تحريم ها به نتيجه اي كه غربي‌ها انتظار داشته‌اند نرسيده است، اما اگر حلقه اين تحريم‌ها تنگ‌تر شود و تحريم نفتي كامل اعمال شود، قطعاً شرايط بسيار بحران‌زا خواهد بود.
 
نيكجو گفت: برنامه غربي‌ها اين است كه به يك همگرايي كلي برسند و برنامه نفت در برابر غذا را پياده كنند و اين براي كشور بسيار خطرناك است، كشوري كه از نظر سياسي داراي نظرات مختلفي هستند و ما براي اينكه بخواهيم اين يكپارچگي سياسي و اتحاد را حفظ كنيم، بايد حتماً چاره‌اي بيانديشيم و در برخي موارد تغييراتي را در پيش بگيريم چون تحريم همه جانبه نفت و اقتصاد ايران، اثرات بدي بر اقتصاد كشور خواهد گذاشت.
 
وي نامگذاري سال جديد را در جهت تلاش براي جلوگيري از افت سرمايه و كار و توليد داخلي دانست.
 
انباشت سرمايه اصلي‌ترين عامل رشد و توسعه اقتصادي و توليد داخلي يك كشور است
 
در ادامه مهدي كيخواه  در خصوص اهميت ارز در اقتصاد كشور گفت: با توجه به اينكه امسال، سال توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني است، توليد ملي در گرو انباشت سرمايه است و همه تئوري‌هاي رشد و توسعه اقتصادي با مباني نظري و تئوريك علمي، انباشت سرمايه را اصلي‌ترين عامل رشد و توسعه اقتصادي و توليد داخلي يك كشور مي‌دانند.
 
 وي ادامه داد: براي انباشت سرمايه، اولين اصل ثبات اقتصادي است كه آن هم در گروه متغيرهاي كلان اقتصادي آن كشور مانند تورم، نرخ بهره بانكي و از همه مهمتر نرخ ارز براي كشورهاي در حال توسعه است زيرا كشورهاي در حال توسعه به شدت نيازمند ورود ابزار تكنولوژي توليد هستند.
 
 استاد دانشگاه علامه عنوان كرد: اگر نرخ ارز در تلاطم باشد، ريسك ورود بخش خصوصي را به شدت زياد مي‌كند و اين در تناقض با اهداف 1404 و چشم انداز 20 ساله كشور است.
 
 وي تاكيد كرد: توليد ملي بدون ورود تكنولوژي امكان پذير نيست.
 
وي افزود: علت انقلاب ما اين بود كه دست استعمارگران را از داخل كشور كوتاه كند و اين از طريق رشد و توسعه اقتصادي كشور امكان پذير بود و اقتصاد وسيله‌اي براي رسيدن به اهداف و آرمان‌هاي انقلاب بود، پس اهميت مسائل اقتصادي از اين جهت بسيار زياد است.
 
چين در دهه 70 ميلادي موفق به جذب سرمايه گذاري خارجي شد
 
كيخواه در پاسخ به اظهارات خبرنگار اقتصادي «خبرگزاري دانشجو»در خصوص اينكه در چين علي رغم عدم وجود انباشت سرمايه و پايين بودن تكنولوژي در دهه 70 ميلادي، اين كشور رشد اقتصادي قابل توجهي را آغاز كرده بود، گفت: اين شكل مقايسه صحيح نيست، مثلاً برخي كارشناسان معتقدند افزايش نرخ ارز براي اقتصاد كشور مفيد است زيرا براساس تئوري‌هاي اقتصادي باعث افزايش صادرات و كاهش واردات مي‌شود، در صورتي كه عمده صادرات ما، كالاهاي لوكس هستند مانند فرش و زعفران و پروسه طولاني مدتي براي توليد نياز دارند به همين دليل چنين سياستي اثرگذار نيست و به علاوه باعث افزايش تورم مي‌شود.
 
وي نيروي انساي چين را غيرقابل مقايسه با ايران دانست و خاطرنشان كرد: انباشت سرمايه تنها به اين معني نيست كه تكنولوژي بالا برود بلكه همين نيروي كار  تخصصي شدن آن مي‌تواند بهره وري را افزايش دهد.
 
نيكجو در همين رابطه گفت: چين در 1972 دست به اصلاحات اقتصادي اساسي زد و خصوصي سازي را به طور گسترده آغاز كرد و هر چند سرمايه و تكنولوژي بالايي نداشت اما آنچه رخ داد اين بود كه سرمايه را از سرمايه گذاران خارجي گرفت و با انتقال تكنولوژي نيز تا حدود زيادي صورت گرفت و خيلي از شركت‌هاي بزرگ مبادرت به انتقال تكنولوژي به اين كشور كردند و نقطه قوت چين نيروي كار ارزان بود.
 
 وي گفت: سه عامل در رشد اقتصادي دخيلند كه عبارتند از رشد سرمايه، رشد تكنولوژي و رشد جمعيت دو عامل باعث درآمد سرانه مي‌شود كه يكي سرمايه و ديگري تكنولوژي هستند ما در مراحل و سير رشد، شديداً نيازمند انباشت سرمايه هستند. چون در مسير توسعه پايدار نيستند ولي وقتي به مسير رشد پايدار رسيد، سرمايه هم كنار مي‌رود و تنها عاملي كه باعث رشد درآمد سرانه و افزايش سطح زندگي مردم آن جامعه مي‌شود، رشد تكنولوژي است.
 
نيكجو افزود: ما براي آنكه از توليد ملي و كار و سرمايه ايراني حمايت كنيم، مجبوريم هم انباشت سرمايه داشته باشيم و هم تكنولوژي را افزايش دهيم كه از دو طريق ايجاد تكنولوژي داخلي و استفاده از تكنولوژي كشورهاي پيشرفته امكان پذير است.
 
وي گفت: ما بايد بپذيريم كه كشورهاي پيشرفته لوكوموتيو تكنولوژي دنيا هستند، چون زماني‌كه ما در خواب بوديم و پادشاهان قاجار و پهلوي حاكم بودند، به تكنولوژي نرسيديم در حاليكه اروپا بيش از 300 سال پيش مسير علم و پيشرفت را مي‌رفت و ما حدود 50 سال است اين راه را آغاز كرده‌ايم.
 
نيكجو گفت: كشورهاي پيشرفته صنعتي، وقتي ثروتمند شدند، با هزينه‌هاي هنگفتي كه روي گسترش تكنولوژي كرده‌اند، مسلماً رشد تكنولوژي‌شان بيشتر از ماست و مثلاً آمريكا دو يا سه برابر كل GDP ايران را فقط در توسعه علوم بنيادي هزينه مي‌كند. مطمئناً تكنولوژي آنها خيلي پيشرفته‌تر از ماست و شايد در برخي زمينه‌ها بتوانيم با گذاشتن فكر و تمركز به پيشرفت‌هاي بالايي برسيم ولي در زمينه‌هاي ديگر عقب مي‌مانيم.
 
هدف ما رسيدن به جايگاه چين و آمريكا نيست
 
سليمي زاده نيز در ادامه با توجه به اينكه هدف ما كشوري همانند چين و يا آمريكا نيست، گفت: ما وقتي مي‌خواهيم از اين جابه‌ جاي ديگري حركت كنيم، هدف ما مقصد است و ماشيني كه با اين مي‌رويم يك وسيله است و در حال حاضر با وجود مثلاً تحريم سولفيت، هدف ما ارتباطات اقتصادي است و اين تحريم‌ها يقيناً هزينه خواهد داشت مثلاً در مورد همين مالزي كه گفته شد دليلش تحريم‌هايي است كه جلوي كار مستقيم را از ما گرفت و مجبوريم از طريق مالزي اقدام كنيم، اما همه اين‌ها نبايد باعث شوند كه هدفمان را گم كنيم.
 
 وي با بيان اينكه خود آمريكا هم ازعبارت تحريم‌هاي هوشمند استفاده مي‌كند، خاطرنشان كرد: هدف اين است كه به جاهايي ضربه وارد شود كه از طريق آن چند جاي ديگر هم آسيب ببيند. در زمان جنگ هم چندين نوع طيف اقتصادي مطرح بود مانند ميرحسين موسوي و اطرافيانش، احمد توكلي يا آل اسحاق و صحبت‌هاي كه دارند و خاطراتي كه نوشته‌اند، بحث واقعي است و با تئوري كه در كتاب است متفاوت است.

سليمي زاده: چين كشور موفقي نيست
 
 سليمي زاده در خصوص انباشت سرمايه با تصريح اينكه چين را يك كشور موفق نمي‌داند، خاطرنشان كرد: چين از لحاظ اقتصادي توانسته است تا حدودي در آزادسازي و ليبراليسم پيشرفت كند اما در زمينه سياسي و اجتماعي به شدت فضاي بسته‌اي دارد، لذا يقيناً چين يا آمريكا هدف ما نيستند.
 
ما تمام صحبتمان اين است كه در برنامه اقتصادي ما بايد يكسري اقتضائات را رعايت كنيم. اقتصادمان هم مي‌تواند يكسري فرهنگ اسلامي و ايراني ما را در بر داشته باشد. آمريكا، اروپا كه با اقتصاد سرمايه داري دارند در حال حاضر با بدهي هاي فراواني روبرو هستند. بحران‌هاي اخير نشان دهنده اين است كه برنامه‌هاي آنها هم دچار مشكل است و برنامه‌هايي خود را نتوانستند به طور كامل اجرا كند. در قالب تئوري هاي اقتصادي كشورهاي اروپايي و آمريكا نبايد دچار مشكل شوند اما در حال حاضر مي بينيم اين كشورها در بحران اقتصادي فرو رفته اند.

كيخواه در ارتباط با ميزان بدهي كشورهاي اروپايي و آمريكا گفت: يك نفر است در اقتصاد شغلش فقط فروختن خودكار است اما يك نفر هست كه شغلش فروختن الماس و جواهرات است.

مطمئناً بدهي‌ها دو فرد با هم متفاوت است نبايد مقايسه كنيم درآمدهاي خودمان و بدهي‌هاي آنها را با خودمان.

سليمي زاده در پاسخ گفت: من منظورم مقايسه بدهي‌ها نيست منظورم اين است كه آنها نبايد در غالب تئوري‌ها، چالش داشته باشند. در غالب همين تئوري هاي توسعه انگلستان، چين، آمريكا، نبايد چالش داشته باشند.

نيكخواه در ادامه گفت: شما مي‌گوييد هدف ما با ديگر كشورها متفاوت است، چين را الگوي مناسبي نمي‌دانيد، مي‌دانيد رشد اقتصادي خوبي كرده است اما كافي نيست، آمريكا را هم الگوي مناسبي نمي‌دانيد ولي معتقديد كه رشد اقتصادي خوبي داشته‌اند.

شما معتقد هستيد درآمد سرانه چين‌ها پايين است، چين در سال 1970 جميعتي در حدود جمعيت ايران از نظر سوء تغذيه مي‌مردند و اينقدر فقير بودند اما امروز جزء كشورهاي پيشرفت كرده‌اند.

نيكخواه در ادامه گفت: نتيجه‌گيري كه ما و دوستان به آن رسيديم اين است كه،شما اقتصاد را ابزار مي‌دانيد و معتقدند براي رسيدن به برخي از اهداف بايد اقتصاد را رها كنيم.

نيكخواه گفت: هدفي كه شما داريد ما هم اعتقاد داريم ما هم فرهنگ ايراني و اسلامي را قبول داريم به نظام اسلامي اعتقاد داريم به اهدافش احترام مي‌گذاريم، چيزي كه مسئله است اين است مطمئناً اقتصاد ابزار است ولي ما براي رسيدن به اهداف نمي‌توانيم كاري كنيم كه از لحاظ معيشتي مردم تحت فشار قرار گيرند و كاري كنيم كه مردم ناراضي باشند.

وي ادامه داد، نام‌گذاري كه رهبر معظم انقلاب داشتند، ايشان در 5 سال اخير دست روي همين مساله گذاشتند كه نبايد مطالبات اقتصادي مردم را ناديده بگيريم، ايشان به اين مساله توجه دارند و به نظر مي‌رسد چيزي كه مورد نظر ايشان است اين كه نبايد براي رسيدن به اهداف اقتصادي رها كنيم و ناديده بگيريم.

سليمي زاده در پاسخ گفت: من اصلاً مسئله انباشت سرمايه را با بحث مرم در زمينه عدالت سازگار نمي‌بينم.

وي گفت: نمونه آن را خودتان در كشورهاي سرمايه داري و بحراني اقتصادي كه ايجاد شده مي‌بينيد.

تحليل من اين است كه همان طور كه در كتاب‌ها خوانديدم و در تئوري‌ها آمده است: كه بگذاريد سرمايه دار، سرمايه‌ اش شود، از واسطه پس انداز اوست كه چيزي گير بقيه مي‌ آيد.

اينكه بگذاريد كارگر در حداقل حقوق و حداقل معيشت بماند و سرمايه دار به انباشت سرمايه برسد، آيا ما هدفمان اين است؟ سرمايه‌دار چاق و چاق‌تر شود.

 كيخواه در پاسخ گفت: بخثي كه شما مطرح مي‌كنيد در كوتاه مدت درست است ما يك تئوري داريم به عنوان تئوري رخنه از بالا به پايين كه توسط كينز مطرح شد، كه اگر سرمايه دار انباشت سرمايه را داشته باشد درست است كه در كوتاه مدت شكاف طبقاتي را ايجاد مي‌كند اما در بلندمدت از طريق ايجاد فرصت‌هاي شغلي جديد از طريق افراد زيردست باعث افزايش رفاه آنها مي‌شود.
 
اقتصاد نمي تواند وسيله شود

مشكل اينست كه مسائل اقتصادي و سياسي به شدت در ايران در هم تنيده‌اند و تفكراتي كه شما مطرح مي‌كنيد، براي رسيدن به آرمان اقتصاد هدف است؛ نادرست است زيرا اقتصاد زيربناي خيلي از مسائل مي‌تواند باشد چه مسائل فرهنگي، چه مسائل اجتماعي و چه مسائل سياسي.

كيخواه ادامه داد:  وقتي شما در يك فضاي اقتصادي ركودي قرار بگيرند، تنها چيزي كه عامل ارتباط بين خريدار و فروشنده قرار مي‌گيرد اعتماد است، كه اين به شدت در اقتصاد ما در حال از بين رفتن است، اين حس اعتماد وجود ندارد بين مردم و دولت نيز از بين رفته است.

سليمي زاده گفت: اين حس اعتماد كه شما مي‌گوئيد بين مردم است روابط اقتصادي بين مردم است من نافي بحث شكاف طبقاتي نيستم، اين كه شما مي‌گوييد بايد درآمدهاي مردم و سرانه بالاتر رود اين كه شما مي‌گوييد در فقر مطلق هستيم. ما قبلا بسيار پايين تر از اين شرايط بوده ايم، ضريب جيني را كه مي‌بينيد به سمت رونق حركت كرده‌ايم.

سليمي زاده ادامه داد: انباشت سرمايه‌ مسئله‌اي كه با بحث الگوي ايراني- اسلامي ما سنخيت ندارد.

وي گفت: من نافي انباشت سرمايه نيستيم ولي شما همه بحث‌ها را به كتاب‌هاي كه خوانديد و چيزهايي كه اساتيد مطرح مي‌كنند مرتبط مي سازيد، مرادتان از آن انباشت سرمايه، دادن اولويت اصلي به سرمايه دار به هر بهايي است كه مورد قبول نيست.

كيخواه در پاسخ به سوال سمعي كه گفت به نظر شما آيا رخنه كه مد نظر شما است در اقتصاد آمريكا كه داراي اقتصادي آزاد است به وجود نيامده گفت: رخنه در اقتصاد باز آمريكا هم وجود دارد همان بحث فقر نسبي و مطلق، يعني كسي كه آنجا اعتراض مي‌كند اگر با ppp بخواهيم قدرت خريد آن را بسنجيم همان فرد يك فرد ثروتمند محسوب مي‌شود.
 
تئوري بهتر ارائه دهيد

نيكجو در همين ارتباط گفت: اينكه ما اگر يك تئوري غلط داشته باشيم بهتر از اين است كه هيچ تئوري نداشته باشيم. 
 
من معتقدم اگر ما از تئوري‌ها ايراد مي‌گيريم خوب تئوري جديدتر ارائه دهيم بدون ارائه تئوري بهتر، ما دست آوردهاي نظام سرمايه داري را به راحتي نقض مي‌كنيم و اين صحيح نيست.

وي گفت: فقر نسبي با مطلق فرق دارد، نظام سرمايه‌داري يكي از دستاوردهايش اين بوده است كه مردمي كه در اين جامعه اداره مي‌شود را از فقر مطلق در مي‌آورد و حداقل معيشت را براي آنها فراهم مي‌كند.

سليمي زاده نيز در پاسخ گفت: ما سرمايه‌داري را به اين شكل كه اين قدر بهاي مطلق به آن سرمايه‌دار دهيم را قبول نداريم. جنبش‌هاي كارگري كه كارشناسان آن را مانعي براي استثمار بيشتر كارگران مي دانند در آمريكا با آن مقابله مي شود.

نيكجو در پاسخ به سوال خبرنگار اقتصادي «خبرگزاري دانشجو»، در ارتباط با اينكه تحريم ها براي ايران و غرب بازي باخت، باخت است و آيا راهكار شما رفتن به سوي اقتصاد مقاومتي است گفت: خودكفايتي اقتصادي و اقتصاد مقاومتي يك راه حل غيرمنطقي است، چون تنها عامل رشد اقتصادي و رشد درآمد سرانه در كشورها سرمايه است و با اينكار انباشتي به وجود نمي آيد.

وي گفت: اينكه ما اگر درها را ببنديم و از بقيه دنيا فاصله بگيريم مي‌توانيم موفق شويم درست نيست.  در كشورهاي در حال توسعه دو عامل مي‌تواند باعث رشد درآمد سرانه شود.  يكي انباشت سرمايه و ديگري رشد تكنولوژي است. 

حتي در كشورهاي در حال توسعه كه مانند برزيل در مسير توسعه خود قرار گرفتند و كره، حتي انباشت سرمايه هم نقش پررنگي ندارد و تنها عامل براي رشد اقتصادي كه در اين شرايط مي‌توان به آن توجه كرد تكنولوژي است، من اعتقاد داريم ما مي توانيم در خيلي از تكنولوژي‌ها حرف‌هاي بسياري براي گفتن داشته باشيم اما شايد كمتر از 5 درصد باشد چون نه توان مالي داريم نه نيروي انساني، ما مجبور هستيم براي رسيدن به تكنولوژي نياز به ارتباط با جهان هستيم و مجبوريم رابطه مسالمت‌آميز مديريت شده حركت كنيم و سياست خارجي خودمان را در اين راستا حركت دهيم و براي رشد اقتصادي نياز به رابطه سالم با ديگر كشورها داريم.

سليمي زاده د رهمين ارتباط گفت‌: ما توانسته ايم در بيشتر كالاهاي استراتژيك خودكفا شويم. اين اتفاق با اقتصاد مقاومتي رخ داده است در بحث خودكفايي گندم و اخيرا بنزين، در زمينه بنزين ما توانستيم به خودكفايي دست يابيم در اين مسير برخي آسيب‌ها را داريم ولي به خودكفايي رسيديم با استدلال‌هايي كه گفتيد شما با اين اقتصاد مقاومتي موافق نيستيد در حالي كه كشور ژاپن در زمينه ماهي و برنج خودكفا است با بهاي 4 برابر قيمت جهاني.

نمي‌شود اهداف و شرايط بومي را ناديده گرفت. آيا اين اقدام ژاپن توجيه دارد؟

نيك جو در پاسخ گفت: تنها استثنايي كه در كشورهاي پيشرفته و تنها كالايي كه از اين قاعده مستثني است و همه كشورها بر اساس مزيت نسبي خود به سمت آن حركت مي‌كنند كالاهاي كشاورزي است، ولي اين طور نيست كه همه كشورها درهمه زمينه‌ها خودكفا شوند.  در كالاهاي كشاورزي اين قضيه فرق مي‌كند گندم، برنج و ... كالاهاي استراتژيك هستند كه تعداد آنها از 10 رقم تجاوز نمي كند كه شديدا از نظر اقتصاددانان بايد حمايت شوند چيزي كه دولت نتوانست در برخي از زمينه‌ها مانند برنج كه قوت روزانه مردم و كالاي استراتژيك است خودكفا شويم ولي فقط فقط كالاهاي استراتژيك است.

سليمي زاده در پاسخ گفت: اين كالاهاي استراتژيك براي عموم جهان تعريف دارد آيا در شرايط نرمال جهاني هستيم كه فقط همين كالاهايمان حياتي باشد آيا نبايد بنزين را اضافه كنيم، نبايد قطعات هوايي اضافه كنيم و... كالاهايي كه ناشي از شرايط بومي ما باشد.

سليمي زاده گفت: احتمال دارد كالاهايي كه براي ديگر كشورها استراتژيك نباشد براي ما باشد.

وي گفت: مي‌توانم پله پله در زمينه خودكفايي موفق شويم و به نتيجه برسيم اگر كالاي كشاورزي اولويت باشد مي‌توانيم همه كالاها بعد از چند سال توليد كنيم.

مهروز در ارتباط با شرايط اقتصادي ايران گفت: اقتصاد ما يك مشكل دارد و آن هم اين است كه دلالي در آن حرف اول را مي‌زد به توليد بها نمي‌دهد براي همين است، رهبر انقلاب بحث توليد را مطرح مي‌كند ما منابع طبيعي نفت داريم ما منطق استراتژيك داريم و اعتقاد اسلامي، كه آنها را دچار مشكل مي‌كند اما بحث دلالي چيزي نيست كه بتوانيم آن را ناديده بگيريم سرمايه در دست مردم وجود دارد اما اين پول وارد توليد نشده است وارد مباحث دلالي شده است. اگر كسي پول داشته باشد آن را در خريد و فروش خانه خرج مي‌كند و وارد بانك نمي كند. وي گفت اگر جهادوارانه وارد بحث توليد شويم مي‌توانيم به نتيجه برسيم، ما دانشگاهي داريم كه قشر تحصيل كرده دارد  و نتوانستيم از آن كاربردي استفاده كنيم .

نيكجو نيز در همين ارتباط گفت: به دليل وجود بيماري هلندي كه در اقتصاد ما هست، قيمت موادي كه كار روي آن صورت نگرفته، مانند نفت طبيعي. وقتي قيمت آن رشد كند در اين صورت با ثابت نگه داشتن نرخ ارز در اقتصاد خود باعث مي‌شود قيمت نسبي كالاهايي كه با رقابت خارجي رو به رو نيستند افزايش يابد كه عمدتا در كشورها نفتي رخ مي‌دهد. راهكار آن  هم اين است كه بايد ما از ورود دلارهاي نفتي در اقتصاد ايران جلوگيري كنيم و با ايجاد صندوق ذخيره ارزي از تبديل كردن دلار به ريال و خرج آن در اقتصاد جلوگيري كنيم و اين درآمدهاي نفتي را صرف تكنولوژي كنيم.

وي گفت: ما در تحريم‌ها مي توانيم رشد كنيم و بايد براي رسيدن به اهداف هزينه داد، اما اگر تحريم ها به صورتي اعمال نشود و حتي تحريم سوئيفت كه بدتر از تحريم نفتي است اين تحريم ها صورت نگيرد، و ايران راهكاري بيايد كه مبادلات آن قطع نشود مي‌توانيم رشد خوبي كنيم، اما اگر حلقه تحريم ها تنگ‌تر و تنگ‌تر شود و هيچ راهي براي دور زدن تحريم‌ها نباشد ما بايد يك كم محتاط‌تر و با تامل بيشتري حركت كنيم.

سليمي زاده در ارتباط با دلارهاي نفتي گفت: نفت سرمايه ملي است و نبايد خرج امور جاري شود و هميشه سهم بالايي را در بودجه داشته است به نظر شما چه كار بايد كرد؟

به نظر من در كنار آن بحث مديريت است. در خودروسازي ما صادرات خيلي كمي داريم، اما آيا نمي‌توان قوي‌تر عمل كرد؟ برخي از كشورها صنعت خودروسازي خود را با ما شروع كردند اما از ما جلوتر هستند.

نيكجو در اين ارتباط گفت: مشكل اساسي ما در اين زمينه اين است كه ساختار اقتصادي ما دست بخش خصوصي نيست  و بخش دولتي يا شبه دولتي بودن آن است.

مهروز نيز در پايان خاطرنشان كرد: تا زماني كه همه سلول‌ها نخواهند، بدن نمي‌تواند كار كند،  درست است در حال حاضر تحريم هستيم اما مشكل داخلي نيز وجود دارد. فرهنگ، فرهنگ ما در زمينه كار خوب نيست، در چين حاضرند با حقوق كم بهتر و بيشتر از كار كنند. 
پربازدیدترین آخرین اخبار