کد خبر:۱۸۰۶۵۲
ما فـقـط یکبار گفتیم ای خدا و ای الـه
از ازل خـواندی هـزاران بـار ما را با وفا/ در جوابـت نه بـیاوردیم از روی جـفـا/ ما فـقـط یکبار گفتیم ای خدا و ای الـه/ با هزاران شـوق فرمودی اجـابت با وفا!
به گزارش گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، همزمان با اعزام دانشجویان به حج عمره، جعفر جعفرزاده، دانشجوی بسیجی دانشگاه محقق اردبیلی شعری با موضوع «سفر عشق» سروده که از نظرتان می گذرد.
دیدگان باور ندارند این همه لطف و صفا
عـشـق بـازی با خدای عاشـق مهر و وفا
خـانه کـعـبه کجا و مـن کجا، آنجا کجا
به به از الطاف یزدان در حق صاحب جفا
عـشـق بـازی با خدای عاشـق مهر و وفا
خـانه کـعـبه کجا و مـن کجا، آنجا کجا
به به از الطاف یزدان در حق صاحب جفا
کی کنم بـاور خدایا ایـن همه لطـف و صفا
من که در حقت بسی کردم فقط جور و جفا
من که در بد عهدی ام شـرمنده از درگاه تو
ای خدا زیبنده باشد مر تو را صـدق و صفا
من که در حقت بسی کردم فقط جور و جفا
من که در بد عهدی ام شـرمنده از درگاه تو
ای خدا زیبنده باشد مر تو را صـدق و صفا
از ازل خـواندی هـزاران بـار ما را با وفا
در جوابـت نه بـیاوردیم از روی جـفـا
ما فـقـط یکبار گفتیم ای خدا و ای الـه
با هزاران شـوق فرمودی اجـابت با وفا!
در جوابـت نه بـیاوردیم از روی جـفـا
ما فـقـط یکبار گفتیم ای خدا و ای الـه
با هزاران شـوق فرمودی اجـابت با وفا!
گفـتم آنک با خـودم تا کی کنم جور و جفا
لحظه ای برخود بیا و محو شو از این صفا
لـحـظه ای در دل بـگـفـتم ذکر لبـیک الـه
تا به خویشم آمدم خود را بدیدم در صفا
لحظه ای برخود بیا و محو شو از این صفا
لـحـظه ای در دل بـگـفـتم ذکر لبـیک الـه
تا به خویشم آمدم خود را بدیدم در صفا
کار ما نـبود خـدایا صـحبت از صـدق و صفا
بس که در حقت بسی من کرده ام جور و جفا
از ازل فـرمـوده بـودی تو ألـَـسـتَ رَبـّکُـم؟
گـفته ام قالـو بـلـی لکـن نـکـردم من وفـا
بس که در حقت بسی من کرده ام جور و جفا
از ازل فـرمـوده بـودی تو ألـَـسـتَ رَبـّکُـم؟
گـفته ام قالـو بـلـی لکـن نـکـردم من وفـا
تـا کـه پـوشـیدم لـباس و کسوت اهـل وفـا
ناگـهان گشتـم خجل چون کرده بودم بس جفا
غـبطه خـوردم مـن به حال آن لباس ساده چون
بس که با خود داشت رنگ سادگی صدق و صفا
ناگـهان گشتـم خجل چون کرده بودم بس جفا
غـبطه خـوردم مـن به حال آن لباس ساده چون
بس که با خود داشت رنگ سادگی صدق و صفا
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰