استراتژی کشورهای 1+5 نسبت به پرونده انرژي هسته‌ای صلح‌آمیز ایران
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۰۷۰۱

استراتژی کشورهای 1+5 نسبت به پرونده انرژي هسته‌ای صلح‌آمیز ایران

در زمانی که جهان بین دو قطب قدرت تقسیم شده بود، جمهوری اسلامی با سیاست ذکر شده منافع و اهداف آمریکا را در منطقه با خطر جدی روبرو ساخت.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو» - غلامرضا صفرپور؛ فشار آمریکا در مورد پرونده انرژی اتمی ایران به ماهیت نظام جمهوری اسلامی ایران بر می گردد. ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، سیاست «نه شرقی نه غربی» را در پیش گرفت و نظام دوقطبی را به چالش کشید و در زمانی که جهان بین دو قطب قدرت تقسیم شده بود، جمهوری اسلامی با سیاست ذکر شده منافع و اهداف آمریکا را در منطقه با خطر جدی روبه رو ساخت. استراتژی آمریکا در مورد پرونده هسته ای ایران را می توان به سه مرحله تقسیم کرد:
 
الف: همکاری:
 
این مرحله برمی گردد به دوران قبل از انقلاب اسلامی که آمريكا در سال 1975(1336ه ش) یک موافقت نامه همکاری هسته ای غیر نظامی با ایران امضا می کند و در چارچوب حمایت و همکاری غرب از ایران در تاریخ 1976(1335) قرداد خرید دو راکتور 1200 مگابايتی برای نصب در نیروگاه بوشهر بین شرکت زیمنس آلمان غربی و ایران به امضا می رسد و هم چنین در اکتبر 1977(1356) ایران حدود 20 تا 25 درصد در شرکت یوردف سرمایه گذاری کرد تا اورانیوم غنی شده برای سوخت اتمی نیروگاه های خود را تهیه کند.
 
ب: کارشکنی:
 
با پیروزی انقلاب اسلامی و متعاقب آن شروع جنگ تحمیلی از سوی عراق آلمانی ها به بهانه عدم امنیت و فشار آمریکایی ها از ادامه کار سرباز زدند. مقامات کاخ سفید تلاش کردند کشورهای مختلف را از همکاری هسته ای با ایران بازدارند، لذا آمریکا اقدام به اعمال فشار و تطمیع کشورهای طرف قرارداد با ایران از جمله روسیه، چین، آرژانتین، کانادا، اکراین، کره شمالی، آفریقای جنوبی، پاکستان و ... نمود.
 
با روی کار آمدن کلینتون از حزب دموکرات در آمریکا و اعلام استراتژی (مهار دو جانبه) تحریم ایران شدت بیشتری به خود گرفت و مقامات کاخ سفید از جمله وزیر امور خارجه وقت آمریکا مادلین آلبرایت سفرهای مکرری به کشورهای صنعتی داشتند تا آنها را وادار به پیروی از سیاست تحریم کنند. برای نمونه در سفری که وزیر امورخارجه وقت آمریکا به اکراین داشت با دادن وعده کمک 220 میلیون دلاری مقامات این کشور را وادار به لغو قرارداد با ایران نمودند و از دادن توربین نیروگاه خودداری کردند.
 
همچنین آرژانتین براثر فشار آمریکا از فروش یک راکتور و سایر تجهیزات فنی به ایران خودداری نمود. کانادا نیز تحت تأثیر فشار آمریکا با صدور راکتور ترکیبی با ایران مخالفت نمود. از جمله اقدامات دیگر آمریکا در این زمینه اعمال فشار بر آژانس بین المللی انرژی اتمی بوده است که با توجه به تأمین 25 درصد بودجه آژانس از سوی آمریکا، آژانس را در فشار قرار داده که به شرطی کمک مالی در اختیار آژانس قرار می دهند که هیچگونه کمک فنی هسته ای به ایران نکنند.
 
روسیه نیز هرچند که خواسته های آمریکا در عدم همکاری با ایران را نپذیرفت اما در عین حال ملاحظات آمریکا را مد نظر قرار داده و با به تعویق انداختن زمان راه اندازی نیروگاه بوشهر، تهران را وادار به پذیرش بیشتر خواسته های غرب کرد.
 
تعلیق موقت:
 
آمریکایی ها برای تحقق سیاست تعلیق با تجربه عراق، سعی کردند که از یک سیاست چند جانبه گرایی در قبال برنامه هسته ای ایران تبعیت کنند، بدین منظور از طریق اتحادیه اروپا وارد عمل شدند. تشویق و تنبیه و وعده یک سری امتیازات از قبیل: برداشتن موانع برسر راه پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی و فروش هواپیمایی ایرباس تا بسته به تشویق بتوانند سیاست تعلیق را برای مدت نامعلومی ادامه دهند.
 
برچیده شدن:
 
همانطور که عنوان شد غرب در چارچوب تعلیق به دنبال دست کشیدن ایران از چرخه سوخت هسته ای حتی در حد تحقیقات آزمایشگاهی بود که این مسئله با مخالفت مسئولان نظام رو به رو شد و با تهدید اینکه اگر ایران تسلیم سیاست های غرب نشود پرونده به شورای امنیت و صدور قطعنامه ایران را با تحریم بین المللی روبرو سازند تا ایران دست از چرخه سوخت هسته ای بردارد. جمهوری اسلامی ایران نیز همانطور که بارها اعلام کرده است در چارچوب مفاد آژانس و N.P.T به تعهدات بین المللی خود پایبند خواهد ماند.
 
موضع سه کشور اروپایی نسبت به پرونده هسته ای ایران:
 
در اوت 2003 ( 1382) سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلیس نامه محرمانه ای را به تهران ارسال کرده بودند و آمادگی خود را برای رایزنی جهت حل و فصل مسائل هسته ای ایران اعلام کردند.
 
هدف عمده آنان این بود که با توجه به تشدید فشارهای آمریکا تهران را ترغیب به امضای پروتکل الحاقی نمایند. اروپا و آمریکا در قبال ایران با یکدیگر اختلاف نظر نداشته بلکه نوع نگرش آنان در قبال ایران متفاوت بوده است بدین معنا که آمریکا معتقد است تنها از طریق اعمال فشار شدید و ایجاد محدودیت می توان دولت ایران را وادار به تغییر رفتار به ویژه در سیاست خارجی نموده اما اروپایی ها معتقد بودند از طریق گفت و گو می توان تهران را به تغییر رفتار ترغیب کرد.
 
در نشست بروکسل (82) اتحادیه اروپا ( فرانسه_ آلمان _ انگلستان) به تفاهم ضمنی دست یافتند که به دنبال تعلیق غنی سازی ایران اروپا در نشست شورای حکام در جهت بسته شدن پرونده هسته ای ایران اقدام کند و مانع از ارجاع آن به شورای امنیت شود.
 
اما اروپایی ها نه تنها به این تفاهم عمل نکردند بلکه همسو با آمریکا بانی قطعنامه علیه ایرن شدند. متعاقب عمل نکردن اروپا به تعهدش در قبال ایران، تهران نیز اعلام کرد تفاهم بروکسل دیگر وجود خارجی ندارد. ایران غنی سازی اورانیوم، فعالیت قطعه سازی و مونتاژ دستگاه سانتیریفوژ را از سر می گیرد؛ که این امر باعث نزدیک ترشدن اروپا و آمریکا در قبال ایران شد. نقش روسیه و چین در پرونده هسته ای ایران هرچند که در مذاکرات اولیه ایران با سه کشور اروپایی (تودنیکای اروپا) روسیه و چین در حاشیه قرار گرفتند ولی روسیه و چین را در جریان گفت و گو های خود قرار می دادند.
 
پس از گزارش پرونده ایران به شورای امنیت و در جلسات (1+5) روسیه و چین برای ایران و غرب جایگاه مهمی یافتند و سیاست آنان یک حالت پارادوکس به خود گرفت؛ زیرا هر دو کشور روسیه و چین روابط سیاسی و اقتصادی خوبی با ایران و آمریکا داشتند و حتی الامکان سعی می کردند که خود را با این وضعیت وفق دهند و مواضعی اتخاذ کنند که نه مستلزم از دست دادن ایران باشد و نه مقابله با آمریکا.
 
سیاستی که این دو کشور در پیش گرفتند این بود که با قطعنامه مخالفت نکنند (عدم مقابله با آمریکا) اما آن را از خاصیت بیندازند.
 
ج: همکاری و مذاکره؛
 
سومین گزینه جمهوری اسلامی ایران در زمینه چگونگی مدیریت بحران هسته ای خود ادامه دادن همکاری با آژانس و پایبندی به تعهدات بین المللی می باشد که می تواند از امنیتی شدن پرونده ایران تا حدودی جلوگیری کند که با توجه به موضع گیری مقام معظم رهبری و دیگر مسئولان نظام، این گزینه در دستور کارشورای عالی امنيت ملی قرار گرفته است، که با دیپلماسی و فضاسازی جهانی و منطقه ای، بازیگران اثرگذار بین المللی نیز وارد مذاکره شوند و با ارائه سازکارو های مبنی بر تضمین عینی بدون توقف به غنی سازی اورانیوم بپردازند.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار