کد خبر:۱۸۲۲۸۵
کاش صبرمان تمام میشد و او میآمد ...
کاش صبرمان تمام میشد و او می آمد. هی فلانی چه طاقتی داری تو ... دعا کن برای دل آن مادری که هنوز پسرش برنگشته.
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ این روزها زیاد یاد آن مادری می افتم که رفت نزد امام صادق علیه السلام و گفت: پسرم خیلی وقت است از مسافرت برنگشته، خیلی نگرانم. حضرت فرمود: صبر کن پسرت برمی گردد.
زن رفت و چند روز دیگر برگشت و گفت: پس چرا پسرم برنگشت.
حضرت فرمود: مگر نگفتم صبر کن؟ خب پسرت برمی گردد دیگر.
زن رفت اما از پسرش خبری نشد... برگشت؛ آقا فرمود: مگر نگفتم صبر کن؟
زن دیگر طاقت نیاورد و گفت: آقا خب چقدر صبر کنم؟ نمی توانم صبر کنم. زن گفت: به خدا طاقتم تمام شده. حضرت فرمود برو خانه پسرت برگشته. زن رفت خانه، دید واقعاً پسرش برگشته.
آمد پیش امام صادق و گفت: آقا جریان چیست؟ نکند مثل رسول خدا به شما هم وحی نازل می شود؟
آقا فرموده بود به من وحی نازل نشده، اما «عند فناءالصبر یأتی الفر» يعني اينكه صبر که تمام بشود فرج می آید.
(وسائل الشیعة، جلد ۱۵، باب استحباب الصبر فی جمیع الاُمور، حدیث20462)
کاش صبرمان تمام می شد و او می آمد. این شب ها روضه که می روی یک بار هم به خودت بگو، هی فلانی چه طاقتی داری تو ...
و دعا کن برای دل آن مادری که هنوز پسرش برنگشته.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰