کد خبر:۱۸۲۸۱۵
ديدگاهي چند از آقا نجفی قوچاني(ره)؛
چرا ایراني قدر خود را نميداند؟
در اين سياحت با آرمانهاي ملي و نگرشهاي سياسي فقيه فرزانه آيتالله آقانجفي قوچاني آشنا ميشويد.
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛ گفتار ساده و بي پيرايه آیت الله آقا نجفی قوچانی از ضميري روشن و آگاه برخواسته و آرزو داشته است كه ارزش هاي ايماني و انساني در جامعه ما حكم فرما باشد و ايراني قدر خود و وطن خود و دين اسلام را بداند.
سخنان زير نمونه اي از اين ديدگاه است:
در آن گلزار كه ما جلوه گريم، كيست كه در قبال ما عرض اندام كند.
راستي راستي، قدر خودمان را نمي دانيم.
ميهن عزيز در همه چيز بايد استقلال داشته باشد.
چنين عناصري كه در اين مملكت موجود است، در هيچ مملكتي نيست.
از مُوْ به تو نصيحت كه دست از زو زن نياكان وَرنِدَري.
متدين نيستند آيا متمدن هستند.
اجناس زرد و سرخ خارجي را مي فروشند و طلا و نقره مملكت را مثل نهر براي آنها جاري مي سازند.
و در ادامه سياحتي ديگر؛
و سياحتي ديگر كه نه شرقي است و نه غربي، نه شرح حالي است روشن و بي پيرايه از نوجواني سيزده ساله، پوينده در راه علم دين و دانش و كمالات معنوي و سالك در هفت شهر عشق، (سياحت شرق) و نه گزارشي است عارفانه رواني رها شده از تنگناي زندگي مادي و قفس تن، سائر در عالم ملكوت و ارواح (سياحت غرب)
سياحتي است در انديشه هاي ديني، آرمان هاي ملي، نگرش هاي سياسي پيري روشن ضمير و فقيهي فرزانه، آگاه و جهان بين كه در مجموعه اي از يادداشت هاي وي انعكاس يافته است.
وي غيرت وطن خواهي و مردانگي را بهترين انگيزه براي مقاومت در برابر دشمنان سياسي مي داند و زبان پارسي را برترين عامل حفظ استقلال و مليت در مقابل دشمنان فرهنگي و تهاجم آنها مي شناسد. هرجا كلمه ميهن را آورده با كلمه عزير همراه كرده است.
تاكيدي كه درباره عدم وابستگي اقتصادي به كشورهاي خارجي دارد، در صفحه 9 كتاب سياحت شرق اين گونه تجلي يافته است؛ «غيرت حب الوطن اين است كه اهالي يك مملكت و يك آب و خاك، چشم طمع و دست احتياج به جانب خارجه نگشايند و اگر ممكن نيست، هرچه ممكن است احتياج خود را كمتر كنند و و اين هم نمي شود، مگر آن كه هيئت دولت و ملّت از مردمي انتخاب شوند كه همّ آنها نوع پروري و وطن خواهي باشد. آنها انظار شخصيه را به دور اندازند، بلكه چنين چشمي را كور نمايند. همچنان كه قوانين محكمه اسلاميه نظرهاي شخصي را كور كرده است. آيا تاكنون و پس از گذشت اين همه سال به آنجا كه آن فقيه روشن بين مي خواسته است، رسيده ايم؟»
آقانجفي بر اين باور است كه كشور ايران از لحاض طبيعي (كشاورزي، جنگل و معدن) داراي آنچنان امكاناتي است كه هر كشوري نمي تواند آن را داشته باشد.
ايراني را داراي استعدادهاي فطري و ذاتا باهوش مي شناسد، ولي نگران است كه چرا اين استعداها ضايع مي شود يا تغيير جهت مي دهد؟ چرا ايراني قدر خود را نمي داند؟ چرا از اين امكانات و توانايي ها در جهت رفاه مردم و آبادي كشوري كه شايسته و تشنه آبادي است، بهره گيري نمي شود؟
آقانجفي(ره) دل را خانه خدا مي دانست و مي خواست كه اين دل گنجينه اي براي مهر و وفا و محبت و صفا باشد. ارزش هاي ديني و معنوي محفوظ بماند.(محمدتقي رحماني، محقق و نويسنده؛ ديدگاهي چند از آيت الله سيد محمدحسن قوچاني(ره) از مجموعه يادداشت هاي يك صد و يك صفحه اي ايشان)
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰