از مهجوریت میرزای شیرازی و فال‌اسیری تا تجلیل از فراماسون‌ها در بنیاد فارس‌شناسی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۶۰۹۵

از مهجوریت میرزای شیرازی و فال‌اسیری تا تجلیل از فراماسون‌ها در بنیاد فارس‌شناسی

در سایت بنیاد فارس‌شناسی از میرزای شیرازی دوم و سید علی‌اکبر فال اسیری خبری نیست؛ آیا کسانی که این بخش را تنظیم کرده‌اند، شناختی از امثال حکمت نداشته‌اند؟ آیا حذف فال‌اسیری و میرزای‌شیرازی دوم ...
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»- حسین قاسمی؛ 24 اردیبهشت سالروز صدور حکم تاریخی میرزای شیرازی بزرگ در خصوص تحریم توتون و تنباکو می باشد؛ حکمی که در فقه سیاسی و حیات روحانیت شیعه تاثیر بسیار شگرفی داشت، حکمی کوتاه و قاطع: «الیوم استعمال توتون و تنباکو بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان – سلام الله علیه – است».
 
حضرت امام خمینی جمله بسیار زیبا و پرمغزی درباره این حکم دارند: همان نصف سطر میرزای شیرازی رضوان الله تعالی علیه، مملکت ما را از توی حلقوم خارجی‏ ها بیرون کشید.
 
هدف از نگارش این مطلب تشریح ابعاد این حکم و چگونگی آن نیست، بلکه نقش علمای فارس و شیراز در معادلات ضداستعماری و آزادیخواهانه و بی مهری به آنها را اشاره خواهم کرد.
 
میرزای شیرازی پایه گذار مکتب سامرا می باشد
 
۱- میرزای شیرازی پایه گذار مکتب سامرا می باشد، در این مکتب بر پیوستگی سیاست با دیانت و دخالت دین در سیاست تاکید می شود. در مکتب سامرا عالمان به دخالت در امور اجتماعی و رفع مشکلات مردم و در سطح بالاتر بر دخالت در سیاست و نظارت بر حاکمیت جامعه تشویق می شدند. از آنان خواسته می شد که در راه رفع مشکلات مردم، از میان برداشتن ظلم و ستم و اداره جامعه وارد میدان شوند.
 
میرزای شیرازی به کسانی که اخلاق خوبی نداشتند اجازه اجتهاد نمی‌داد
 
مردم داری در نزد میرزا بسیار مهم بود. در مکتب میرزای شیرازی روحانیونی که توانایی برخورد صحیح با مردم را نداشتند، و از اخلاق حسنه و مردم داری محروم بودند، میرزا به انان اجازه اجتهاد نمی داد.
 
نقل می کنند یکی از شاگردان میرزا که عازم ایران بود از ایشان درخواست اجازه اجتهاد کرد، میرزا به ایشان فرمودند:«اگرچه شما ملا و مجتهد هستید، ولی اخلاق خوب و مردم داری ندارید. به این لحاظ این اجازه به نفع شما نیست.»
 
میرزای شیرازی بزرگ بجز حکم تحریم توتون و تنباکو، اقدامات مهم دیگری نیز داشتند که می توان به بعضی از انها اشاره کرد:
 
ـ تربیت و اعزام مبلغان ویژه برای مناطق حساس و زیر سلطه انگلیس نظیر تبت و کشمیر.
 
- جلوگیری از خرید زمین ‏های شهر طوس توسط دولت روسیه و نقش بر آب کردن توطئه روسیه در این رابطه.
 
ـ فرستادن سید عبدالحسین لاری به عنوان نماینده خود به منطقه حساس جنوب ایران.
 
ـ جلوگیری از تجاوز یهودیان به مسلمانان همدان.
 
ـ دفاع از شیعیان مظلوم افغانستان.
 
- تربیت شاگردانی مبرز و برجسته که نقش بی نظیری در تحولات ۱۵۰ساله اخیر داشته اند مانند: میرزای شیرازی دوم، آقانجفی اصفهانی، شیخ عبدالکریم حائری موسس حوزه علمیه قم، شیخ فضل الله نوری، سید عبدالحسین لاری، ملامحمد کاظم خراسانی و...
 
۲ـ از دیگر فقها و علمای برجسته فارس و شیراز باید به میرزای شیرازی دوم (میرزا محمدتقی شیرازی) اشاره کرد. میرزای دوم که درسال ۱۲۵۶ در شیراز بدنیا آمد، نقش بسیار مهمی در مبارزات ضد استعماری در خاورمیانه داشته است.
 
از مبارزات و فتواهای ضد استعماری ایشان می توان به موارد زیر اشاره کرد:
 
ـ در سال ۱۳۲۹ ه.ق. پس از تجاوز نیروهای روس به شمال ایران و کشتار مردم بی گناه و آزادی خواهان، فتوایی در لزوم مقابله با متجاوزان روس صادر کرد.
 
- در آغاز جنگ جهانی اول در ۱۳۳۲ ق / ۱۹۱۴ م که متفقین به دولت عثمانی اعلام جنگ دادند، وی نیز همانند دیگر علما و مراجع بزرگ عراق بر ضد تجاوزات متفقین به سرزمین های عثمانی، اعلام جهاد داد: «... چون در این ایام عفت فرجام هجوم کفار بر ممالک اسلامیه عیناً مشهود و بر احدی مستور نیست، پس بر کافه مسلمین لازم و واجب است که کمر حمایت از اسلام را محکم بسته، در مقصد اتحاد و دفاع از استیلاء کفار و اعادی دین مالا ًو روحاً و نفساً ساعی و جاهد باشند تا این که اسلام و ممالک اسلامیه از غلبه کفار، محروس و مشاهد مشرفه واذان و اقامه و نحو آنها که از شعایر اسلام است مبدل به کنایس و نواقیس و نحو آنها که از علایم عبده اوثان است نگردد...». 
 
ـ پس از اشغال فاو توسط نيروهاي نظامي انگليسي كه مقدمه اشغال عراق بود، ميرزا محمد‌تقي در سامرا سه فتواي جهادي ديگر صادر كرد و عموم عشاير و آحاد مسلمانان را به وحدت كلمه و مبارزه به هر صورت ممكن بر ضد اشغالگران انگليسي دعوت نمود و فرزندش شيخ محمد‌رضا را به نيابت از خود جهت پيوستن به مبارزين و همراهي آنها در جبهه‌هاي جنگ، به كاظمين فرستاد.
 
ـ ارزشمندترین فعالیت سیاسی آیه الله میرزا محمد تقی شیرازی، رهبری انقلاب بزرگ عراق در 1920 بود.
 
پس از اینكه انگلستان در 29 تشرین اول 1914 م. (1332 ق.) علیه امپراتوری عثمانی اعلان جنگ كرد در ششم تشرین هم تصمیم گرفت، شهر بصره در عراق را به تصرف خویش در آورد.
 
چون اهالی بصره از این موضوع اطلاع پیدا كردند سخت به هراس افتاده از علما كمك خواستند.
 
آیت الله میرزا محمد تقی شیرازی كه ساكن كربلا بود. روح مبارزه با انگلستان را در كالبد مسلمانان دمید. خود نیز شجاعانه برای به دست آوردن حقوق پایمال شده عراقیان قیام كرد، و فتوای تاریخی و حماسی خویش را كه غیرت وطنی و دینی مردم عراق را به جوش آورد، صادر كرد و مردم عراق را برای جهاد مقدس در مقابل بریتانیای تجاوزگر مهیا نمود. در پی صدور این فتوا، انقلابی ملی و اسلامی به نام «انقلاب عشرین» یا انقلاب بزرگ عراق تبلور یافت كه سرانجام به رهایی عراق از تسلط انگلستان منجر شد.
 
آیت الله میرزا محمد تقی شیرازی فتوای مشهور خود را به نام «فتوای دفاعیه» كه مجوزی رسمی برای نهضت مسلحانه مردم عراق بود، بدین صورت صادر كرد: «مطالبه حقوق بر عراقیان واجب است و بر آنان واجب است در ضمن درخواست‌های خویش رعایت آرامش و امنیت را بنمایند و در صورتی كه انگلستان از پذیرش درخواستهایشان خودداری ورزد، جایز است به قوه دفاعی متوسل شوند.»
 
۳ـ اولین جرقه های ایستادگی مردم به رهبری روحانیت علیه امتیاز ننگین رژی از شهر شیراز که مرغوبترین توتون و تنباکوی ایران را داشت، آغاز شد و از شیراز به اصفهان و تهران و تبریز و سایر شهرهای ایران کشیده شد. مورخین می گویند: «فارس بیش از نقاط دیگر مورد توجه کمپانی رژی بود و عده ای تحت ریاست یک نفر انگلیسی به طرف شیراز حرکت کردند.»
 
شیخ حسین کربلایی هم می گوید: «به فراخور هر مملکت هیئتی را از فرنگیان به نام کمپانی وکلا تشکیل داده و نخست به مملکت فارس که قطر حاصلخیز عمده اجناس دخانیه ایران است ابتدا نموده فرنگیانی که نامزد مملکت فارس بودند با سفارشنامه دولت مخصوصا بر حکومت فارس حکم اکیدی در خصوص پذیرایی وکلای کمپانی و کمال مساعدت بر اجرا مقاصد آنان صادر شده بود از پی اجرای ماموریت خودشان روانه شیراز شدند.»
 
رهبری قیام در شیراز به دست مجتهد بزرگ سید علی اکبر فال اسیری بود. او داماد میرزای شیرازی بزرگ صاحب حکم تاریخی تحریم توتون و تنباکو بود.
 
سید علی اکبر فال اسیری بر فراز منبر، شمشیری از زیر عبا بیرون کشیده فریاد می زند: «موقع جهاد عمومی است. ای مردم بکوشید تا جامه زنان نپوشید. من یک شمشیر و دو قطره خون دارم، هر بیگانه ای که برای انحصار دخانیات به شیراز بیاید شکمش را با این شمشیر پاره خواهم کرد.»
 
حکومت به هر اقدامی برای ساکت کردن سید دست زد ولی فال اسیری مردی نبود که بتوان او را با تهدید یا تطمیع به تمکین کشاند.
 
کار به جایی رسید که ناصرالدین شاه به حاکم فارس می نویسد:
 
«سیدفال اسیری کیست که می‌خواهد مداخله در امر ولایتی و مملکتی بکند؟ یا باید او را سوار الاغ کرده به تهران بفرستید یا انکه برود کربلا»
 
فلذا سید توسط محمد رضا خان قوام الملک دستگیر و تبعید شد. با خبردار شدن مردم از تبعید سید، غوغایی در شهر به پاشد، و مردم در شاهچراغ تجمع کردند، اما در یک اقدام بی سابقه شاهچراغ و مردم متحصن در ان توسط افراد قوام الملک به خاک و خون کشیده شد.
 
میرزای شیرازی در اولین تلگراف خود به ناصر الدین شاه راجع به بی حرمتی به حرم احمد بن موسی و آزار فال اسیری اعتراض می کند:
 
«...واقعه شیراز از قتل وج رح جماعتی از مسلمانان در همای مطهر جضرت احمد بن موسی (ع )و هتک حرم ان بقعه مبارکه وتبعید جناب شریعت ماب حاج سید علی اکبر سلمه الله به وضع ناشایست نمونه ای از نتایج این امور است...»
 
پس از تبعید سید علی اکبر به سامرا، وی نزد پدرزنش میرزای بزرگ رفت و میرزا را از فاجعه شیراز و مفاد قرارداد ننگین رژی مطلع کرد. مورخین نقش ایشان را در صدور حکم تاریخی توسط میرزای شیرازی ، بسیار حائز اهمیت می دانند.
 
رهبر معظم انقلاب نیز در سفر به فارس از این شخصیت بزرگ و میرزای دوم اینگونه تجلیل نمودند: «علماى مبارزى كه از اين استان به تاريخ دانش دين در كشور معرفى شدند، در كمتر نقطه‏اى از نقاط ايران نظير دارند. ميرزاى شيرازى را كه همه مى‏شناسند. مرحوم سيدعلى ‏اكبر فال‏اسيرى - عالم بزرگ - كه در همين شهر شيراز قيام كرد و با نفوذ انگليسها و نفوذ خارجيها مخالفت كرد، بعد هم آمدند و او را گرفتند و تبعيد كردند؛ لكن اثر كار او ماند.
 
نوشته‏ اند كه سيدعلى‏اكبر فال‏اسيرى در نزديك حافظيه - شايد در همين نقاطى كه الان شما حضور داريد - مشغول زيارت عاشورا بود كه ريختند و او را گرفتند و تبعيد كردند. ميرزاى دوم - ميرزا محمدتقى شيرازى - كه در سالهاى بعد از جنگ جهانى اول، رهبر مبارزه‏ى ملت عراق در مقابل تهاجم انگليسها و اشغال انگليسها بود.»
 
۴ـ برایم همواره جای پرسش بوده است که چرا در تمام سالهای پس از انقلاب یادی از میرزای شیرازی اول و دوم یا فال اسیری آنگونه که در شان آنها باشد، در شیراز دیده نمی شود؟ مگر میرزای اول و دوم، شیرازی نبودند؟
 
۵- سایت بنیادفارس شناسی را بررسی می کردم، در قسمت مشاهیر و بزرگان فارس، اسامی افرادی را دیدم که تاسف اور است. زینت الملوک قوامی دختر حبیب الله خان قوام (قوام الملک چهارم) و خواهر ابراهیم خان قوام (قوام الملک پنجم) می باشد.
 
خاندان قوام نماینده دولت انگلیس در جنوب ایران بودند.
 
یا در همان لیست از فرد دیگری از خاندان قوام به نام نصیر الملک نام برده است. در قسمت بزرگان فارس، علی اصغر خان حکمت، وزیر فرهنگ رضاخان و عامل کشف حجاب و فراماسونر را به عنوان فردی که اجداد وی همه از علمای طراز اول و معروف شیراز بوده اند، معرفی می کند و این در حالی می باشد که بر اساس بسیاری از روایت های تاریخی اجداد وی یهودی بوده اند.
 
یا از محمد نمازی نام می برد، کسی که عضو کابینه کودتا یعنی کابینه زاهدی بوده است. او نیز فراماسونر می باشد.
 
یا میرزا جهانگیر خان شیرازی معروف به صور اسرافیل را تبلیغ کرده است. این همان فردی می باشد که بعد از چاپ مقاله ای توهین آمیز به مقدسات در نشریه اش مرحوم طباطبایی به بهبهانی می گوید: «آقا شما مقاله صور اسرافیل را خوانده اید؟ بهبهانی با خونسردی جواب می دهد: بلی. طباطبایی با عصبانیت می گوید: نویسندگان این مقاله کافرند و به اسلام توهین کرده اند و واجب القتل اند».
 
عین السلطنه، در مورد میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل و نشریه اش نوشته است: این میرزا جهانگری شیرازی یکی از آن لامذهب ها است.
 
صور اسرافیل به شدت تحت تاثیر میرزا آقا خان کرمانی بابی مسلک بوده است؛ چنانکه فریدون آدمیت در این باره می نویسد:
 
«...شاید عنوان این جزوه با رساله در تکالیف ملت نوشته میرزا آقا خان کرمانی بی ارتباط ندانست. می دانیم که میرزا جهانگیر خان نویسنده صور اسرافیل با آثار میرزا آقاخان خوب آشنا بوده و متاثر از اوست. مقدمه ای هم بر رسانه مورد بحث نگاشته شده، رنگ تفکر میرزا آقاخانی را دارد، گرچه مقدمه از متن اصل رساله جداست. از سوی دیگر، مضمون رساله میرزا آقا خان به اعتراف خودش انقلابی بوده، حال آنکه رساله حقوق و وظایف ملت، آهنگ انقلابی ندارد... به نظر ما موضوع رساله با سلسله مقالاتی که به امضای «م.ا.د» (علی اکبر دهخدا) در روزنامه صور اسرافیل منتشر شده دقیقا جور می آید».
 
اینقدر این آقای صور اسرافیل اش را شور کرده بود که احمد کسروی درباره اش می گوید:
 
« از کفریات آن روزنامه ها، جسارت های عجیب صور اسرافیل به دین خاتم است.»
 
و اکنون نیز بر اساس نوشته محققین بهائی، می‌دانیم که صوراسرافیل مانند کسانی چون ملک المتکلمین و سیدجمال واعظ (پدر محمدعلی جمال زاده) بابی ازلی بوده است.
 
این فقط یک مشاهده و بررسی کوتاه در قسمت مشاهیر بنیاد فارس شناسی بود.
 
۶ـ در همین قسمت بنیاد فارس شناسی از میرزای شیرازی دوم و سید علی اکبر فال اسیری خبری نیست. آیا کسانی که این بخش را تنظیم کرده اند شناختی از امثال حکمت نداشته اند؟ آیا حذف فال اسیری و میرزای شیرازی دوم تصادفی می باشد؟ وقتی این را در کنار کم توجهی به این اسطورگان در فضاهای دیگر فارس می‌گذاریم، شک می کنیم.
پربازدیدترین آخرین اخبار