فتحعليخاني: علوم انسانی متداول دانشگاه های دنیا باید قید علوم انسان مدرن را بپذیرند / ابطحی: تعاریف ارائه شده در حوزه علم دینی واگراست
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۷۰۴۸
مناظره علم دینی در دانشگاه هرمزگان؛

فتحعليخاني: علوم انسانی متداول دانشگاه های دنیا باید قید علوم انسان مدرن را بپذیرند / ابطحی: تعاریف ارائه شده در حوزه علم دینی واگراست

دو عضو گروه فلسفه پژوهشگاه حوزه و دانشگاه درخصوص «علم دینی» در دانشگاه هرمزگان به مناظره پرداختند.
به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از بندرعباس، مناظره علم دینی به میزبانی مرکز تحول علوم انسانی بسیج دانشجویی دانشگاه هرمزگان شامگاه دیروز بین محمد فتحعليخاني، استاديار گروه فلسفه و كلام و عضو هیئت علمی گروه فلسفه پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با سید محمدتقی موحد ابطحی، دانشجوی دکتری فلسفه‌ علم پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و عضو گروه فلسفه‌ علوم انسانی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه انجام شد که در ادامه مي آيد:
 
محمد فتحعليخاني در ابتدای این مناظره  در تعریف علوم انسانی و ضرورت حرکت به سمت علم دینی، علوم انسانی و اسلامی با اشاره به این جمله که علوم انسانی متداول علوم دانشگاههای دنیا باید قید علوم انسان مدرن را بپذیرند ،اظهار داشت: علم در ترکیب اسلامی ، دینی و انسانی را هر سه علم در واقع یک شاخه و بعدی از ابعاد موقت به عنوان عام کلمه است پس اگر علم می گوییم این به معنای عام شناخت و معرفت مورد نظر نیست.

وی افزود: وقتی علوم انسانی می گوییم منظور علومی ایت که در موضوعاتی به کاوش و تحقیق علمی در موضوعات می پردازد که آن موضوعات حاصل و نتیجه آگاهی و اختیار آن علم است که برخلاف علم طبیعی که اگر انسان هم نبود موضوعات آن برقرار بود همانند زمین شناسی و کیهان شناسی، زیست شناسی وجود داشتند و تحقیق علمی در مورد آنها قابل تصور می شد پس علم انسانی علمی است که به شیوه علمی تحقیق می کند درباره موضوعاتی که وجود آن موضوعات فرع وجود آدمی است.

به گفته فتحعليخاني؛ اما قید اسلامی ، این بحث نیاز به گسترش است تا زمانی که علوم انسانی را بعضی از مسائل در مورد آن طرح نکینم فهم اینکه چرا غیر اسلامی می آوریم، دچار اشکال است، بنده با این تصور که علوم انسانی مانند سایر علوم ترکیبی از گزاره های مشاهدتی نیستند تصور می کنم که علم به طور علوم و علوم انسانی به طورخاص ترکیبی از دستاوردهای روش تجربی و بنیان هایی که در حوزه های دیگر همانند فلسفه نتیجه گیری می شود.
 
عضو هیائ علمی گروه فلسفه پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ادامه داد: بنابراین همه علوم و به وطور خاص علوم انسانی همه قیدی دارند که در پسوند خودشان یک قید فلسفی را پذیرا هستند در واقع علوم انسانی متداول علوم دانشگاه های دنیا باید قید علوم انسان مدرن را بپذیرند یعنی همه آنها در ذیل ایدئولوژی مدرن هستند که مطرح شده اند.

وی اضافه کرد: این علوم به دنبال تحقق اهداف مدرنیسم هستند و مبتنی بر اندیشه مدرنیته؛ پس بنابراین قید مکتب فلسفی امر بیگانه ای نیست منتها چون علوم انسانی مدرن ادعای انحصاری را دارند از آوردن قید مدرن در پسوند خودشان اجتناب می کنند حالا ما می توانیم بال توجه به خواستگاه علوم مدرن طالب این باشیم که علوم انسانی دیگری دراندازیم که آنچه را که از مکتب فلسفی می گیرد از فکر و فلسفه اسلام بگیرد.

سید محمدتقی موحد ابطحی در این ادامه این بحث اظهار داشت: من می توانم به دکتر بگویم که در تعریف علم دینی امروزه تعاریف متنوعی در خصوص علم دینی وجود دارد و این تعریف شماست که از علم دین دارید بلکه تعریف دیگری که از علم دینی شده علمی است که با استفاده از روش اجتهادی به آیات و روایات از دل آن فیزیک ،ریاضیات و... دربیاوریم ، مشکلی که در زمینه علم دینی داریم ما هنوز نتواسته ایم به یک تعریف مورد توافق و در بین فلاسفه برسیم و نه تنها به یک تعریف جامع نرسیده ایم بلکه تصور می شود که تعاریف ارائه شده در حوزه علم دینی واگراست یعنی همگرا نیست.

این عضو گروه فلسفه‌ علوم انسانی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه نیز گفت: وقتی تعاریف متنوعی درباره علم دینی داشته باشیم و هر کس بخواهد مبتنی بر تعریفی خودش گام بردارد و به سمت علم دینی برود دچار تشتت بسیار جدی در این عرصه خواهیم شد؛ لذا این اختلاف در تعریف علم دینی باعث می شود ما نتوانیم یک سیاستگذاری روشنی در حوزه علم دینی داشته  باشیم.

موحد ابطحی افزود: به لحاظ علمی یک تفاوت جدی بین نگاه دکتر و اینکه که در حوزه علم هم متافیزیک شما در نگاه شما تاثیرگذار است و هم علم شما منتها در علم دینی ظاهرا این جهت یکطرفه می شود به این معنا که دستاوردهای علمی ما هیچ گاه نمی تواند متافزیک دینی ما را خدشه دار کند و کنار بگذارد درحالی که این اتفاق در علم می افتد یعنی بسیاری از باورهای متافیزیکی تحت تاثیر دستاردهای علمی تغییر کرد.

وی اظهار داشت: به عنوان مثال خدای رخنه پوش؛ علم، اعتقادی به این واژه ندارد  لذا نداشتن تعریف واحد باعث می شود یک سیاستگذاری واحد داشته باشیم دوم اینکه در فعالیت علم جدید رابطه دوسویه است (تاثیرگذاری علم و متافیزیک ) در حالی که در علم دینی که در کشور داریم آن طور که دکتر فتحعليخاني مطرح کردند رابطه یکسویه است و سوم اینکه ما آموزه هایی داریم که برای فعالیت علمی مناسب نیست از جمله باز بودن دست خداوند  در طبیعت.

علوم انسانی قلمرو حضور اراده هاست

فتحعلیخانی  در پاسخ به این صحبت گفت:  این اشکال در خصوص علم دینی در خصوص علم طبیعی قابل طرح است چون علوم انسانی قلمرو حضور اراده هاست حتی اگر چنانچه ما به طبیعی ترین شکل به علوم انسانی نگاه کنیم قوانین علوم انسانی قوانین احتمالاتی هستند که می توانند احتمال مداخلات فوق طبیعی در رفتارهای انسانی همیشه به عنوان مولفه درنظر بگیرد.

استاديار گروه فلسفه و كلام  در ادامه افزود: در خصوص امکان علوم طبیعی اسلامی و دینی این اشکال هم قابل طرح و هم قابل پاسخ است.

وی بیان داشت: در خصوص اختلاف تعابیر و تعریف ها در علوم انسانی و اسلامی من اینکه می پذیرم  این اختلافات تعابیر وجود دارد ولی به نظم می آید این اختلافات نظیر اختلافی است که در ذیل اختلاف علوم انسانی مدرن هم وجود داشت.

فتحعلیخانی با طرح این سوال که مگر در علوم انسانی مدرن مکاتب مختلف نداریم؟ یا در روانشناسی سه موج اصلی روانشناسی نداریم که هرکدام بخشی از آموزه های یکدیگر را خدشه می کنند ؟ یا مگرجامعه شناسی آمریکا قابل مقایسه با جامعه شناسی آلمان است؟ گفت:بنابراین اینها در ذیل یک حرکت عقلی با یک مفروضات مسیری که انحصار در عالم طبیعت و نفی ماوراست و همه در دامن یک حرکت فکری همزیستی دارند پذیرفته می شوند و با هم همزیستی دارند.

وی ادامه داد: هیچ اشکالی ندارد که ما علوم انسانی اسلامی داشته باشیم که هر کدام از جهتی با هم متفاوت باشند بلکه یک مزیت است برای اینکه بعضی از دور نگاه می کنند که این تکرار رفتارهایی است که کلیسا در برابر دانشمندان داشته و می خواستند به یک مرجعیت فوقانی برساند و هیچ مجال انتقادی ندارد.

موحد ابطحی در واکنش به این سخن فتحعلیخانی اظهار داشت: اینکه شما بحث تفاوت جامعه شناسی سه جامعه آمریکا،آلمان و فرانسه را مطرح کردید بله این درست است که جامعه شناسی این سه کشور باهم متفاوتند منتها ما در یک کشور زندگی می کنیم که یکسری ارگانهای واحد می خواهند سیاستگذاری واحد از علم دینی تولید کنند؛ لذا ما نمی توانیم چند نوع تعریف متفاوت واگرا داشته باشیم بنابراین سوال من اینجاست که متافیزیک دین کجاست ؟

وی اضافه کرد: آنچه ما امروزه به عنوان متافیزیک دینی مطرح می کنیم اینکه آیا فلسفه اسلامی می تواند چیزی به عنوان فلسفه دینی داشته باشد؟ ، علیت را قبول داریم یا نه ؟ لذا اراده الهی این طور نیست که فقط در پدیده های طبیعی رخ می دهد بلکه در امور انسان ینز دخیل است.
 
فتحعلیخانی  گفت: من هم گفتم می شود اراده الهی در بین اراده های متزاحم و غیر متزاحم حضور آن را پذیرفت و سهم احتمالاتی هم دارد و نگفتم نمی شود یا اصلا حضور ندارد ؛بنابراین این تلقی خام عامیانه ای است که مداخله اراده الهی بدون هیچ قانونی فرض کنیم، اصولا علوم در دامن ادیان رشد کرده اند پس یک تحلیل فنی تر از این مداخله وجود داشته که مانع شده است که پژوهشی صورت گیرد به نظر می رسد وقتی نوبت به علم دینی می رسد بیش از اندازه  سخت گیر می شویم.

وی خاطرنشان کرد: اگر به این مسیر تاریخی تولید دانش ها توجه کنیم خواهیم دید فصل هایی که درست می کنیم تحت عنوان عوامل متافیزیکی، اجتماعی و تاریخی با هم تداخل دارند و واقعیت این است که علوم انسانی و طبیعی، اینها همه در تعامل و ارتباط تنگاتنگ با پدیده های اجتماعی تحقق پیدا کرده اند اصلا خود دانش یک پدیده اجتماعی است.

موحد ابطحی در ادامه در واکنش به طرح این موضوع گفت: جنس جامعه شناسی که در کشوری مثل آلمان رشد می کند با جنس نظریاتی که در فرانسه و آمریکا مطرح می شود  جنس اینها باهم متفاوت است نه تدریس آنها بنابراین اگر بناست نگاه جامعه شناختی  و تاریخی به علم داشته باشیم و آمریکا را به عنوان الگو  یا مثال مطرح کنیم باید ببینیم علم در کدام بسترهای اجتماعی توانسته رشد پیدا کند.
 
 فتحعلیخانی در ادامه سخنان ابطحی افزود: یکی از مشکلات علوم انسانی این است که علوم انسانی را به دانشگاه ها گره می زنند این مثل این است که صنعت را بخواهند در دانشکده های صنعتی مطرح کنند درحالی که مشکل صنعت فراگیر است و دانشگاهها در این حوزه نقش راهبری دارند.

وی یادآور شد: مادامی که در دامنه علوم انسانی مدرن حرکت می کنیم چهره اقتصاد ما یک چهره اقتصاد اسلامی نخواهد داشت چون انسان اقتصادی انسانی است که فقط به منافع خود  فکر می کند و انگیزه هایی برای مدیریت اجتماع دارد پس تا زمانی که در ذیل اندیشه مدرن و اقتصاد مدرن این انسان بخواهد حرکت کند به جایی نمی رسد. پس واجب است علوم انسانی تولید کند که در غیر این صورت در دستیابی به اهدافش ناتوان خواهد بود .

این نویسنده فلسفه اخلاق و آموزه های بنیادی علم اخلاق در پایان این بحث اظهار داشت: یک ضرورت تاریخی برای هر کسی است که معتقد است اسلام یک دین اجتماعی است و انگیزه هایی برای مدیریت اجتماع دارد و اگر چنانچه مدیریت اجتماعی بخواهد واقعیت عینی پیدا کند و رنگ جوامع دینی از جوامع دیگر متمایز کند و حیات طیبه را تعریف نماید باید این علم پدید آید.

مناظره فتحعلیخانی که قرار بود با صادق زیباکلام برگزار شود، به دلیل مشکل شخصی زیباکلام با سید محمدتقی موحد ابطحی در سالن فرهنگ دانشگاه هرمزگان برگزار شد و تعدادی از دانشجویان به نشانه اعتراض سالن دانشگاه را ترک کردند.
پربازدیدترین آخرین اخبار