متهم: خواب‌آلودگی عامل تلفن و آدرس اشتباه /نماینده دادستان: بیش از 50 میلیون وجه چک‌ها چگونه ظرف دو ماه وصول شده؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۸۵۱۵
سومین دادگاه بیمه ایران-4

متهم: خواب‌آلودگی عامل تلفن و آدرس اشتباه /نماینده دادستان: بیش از 50 میلیون وجه چک‌ها چگونه ظرف دو ماه وصول شده؟

متهم «م -ف»  درباره  آدرس‌های اشتباه پشت چکها گفت: به خاطر خواب‌آلودگی ناشی از کار بعضا شماره تلفن و آدرس را اشتباه می‌دادم.
به گزارش گروه سیاسی »خبرگزاری دانشجو»، در ادامه رسیدگی به پرونده اختلاس شرکت بیمه در دادگاه کیفری استان تهران نماینده دادستان کیفرخواست متهم دیگر پرونده به نام «ز- ت» که یکی از نمایندگی‌های بیمه ایران بود را مبنی بر معاونت در اختلاس و وصول 3 فقره چک به مبلغ 678 میلیون ریال را قرائت کرد.

با توجه به اینکه متهم در دادگاه حضور نداشت وکیل مدافع وی در جایگاه قرار گرفت و گفت: موکل من نمایندگی بیمه ایران را نداشته بلکه فقط آنجا مشغول به کار بوده است. او فقط 2 فقره چک وصول کرده و از چک سوم بی‌خبر است.

وکیل مدافع متهم گفت: چک‌ها توسط شوهر موکلم ارائه شده و او با مباشرین اختلاس ارتباطی نداشته است.

در ادامه نماینده دادستان اتهامات یکی دیگر از متهمان به نام «م -ف» به اتهام معاونت در اختلاس توأم با جعل و وصول 4 فقره چک به مبلغ 680 میلیون ریال را قرائت کرد.

متهم در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه اتهامات را قبول ندارد گفت: هر  4 فقره چک به نام من بود و همه آنها را وصول کرده‌ام. در قبال ارائه آنها به آقای «ف» هیچ پولی دریافت نکردم.

وی درباره آشنایی خود با آقای «ف» گفت: فقط در حد آشنایی دورادور در شهرستان و سلام علیک جزئی او را می‌شناختم تا اینکه برای کار بیمه خودرو به تهران آمدم و به خاطر مشکلاتی که داشتم آقای «ف» به من پیشنهاد خرید خودرو داد.

وی ادامه داد: من هم با توجه به مشکلات کاری که داشتم پذیرفتم و پولی را از او گرفتم.

در ادامه نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت و گفت: در مرحله تحقیقات از متهم سؤال شده آیا برای این کار پولی دریافت کردی که در جواب گفته است آقای «ف» برای خرید ماشین به من پول داده بود و چون نمی‌توانستم پول را برگردانم این کار را برایش انجام دادم.

ذبیح‌زاده ادامه داد: 4 فقره چک بابت دیه به نام متهم صادر شده که در این 4 فقره 4 آدرس متفاوت داده است.

متهم درباره  آدرس‌های اشتباه گفت: به خاطر خواب‌آلودگی ناشی از کار بعضا شماره تلفن و آدرس را اشتباه می‌دادم.

متهم گفت: من از اختلاس بی‌خبر بودم و برای تلافی کمکی که به من کرده بودند با آنها همکاری کردم.
 
«ن -خ» یکی دیگر از متهمان پرونده به اتهام معاونت در اختلاس توأم با جعل و وصول 5 فقره چک به مبلغ  853 میلیون ریال در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه این اتهامات را قبول ندارد، گفت: این چک‌ها را پدرم به من می‌داد و بعد از وصول پول را به او می‌دادم و اصلا نمی‌دانم به نام من بود یا خیر؟

وی ادامه داد: مشخصات به غیر از آدرس‌ها درست بود و اگر هم اشتباه بود به خاطر این بود که پدرم گفته بود اشتباه آدرس بدهند.

متهم در بیان‌آخرین دفاع خود گفت: هیچ اطلاعی از اختلاس نداشتم و چون تمام کارهای بانکی پدرم را من انجام می‌دادم وصول این چک‌ها را هم به عهده گرفتم.

پدرم گفته بود اگر از شماها درباره اینکه پول را به چه کسی می‌دادید سوال کردند بگویید پول‌ها را به آقای « ع » و «ف» می‌دادم.

متهم درباره آشنایی با آقای «ج -ع» گفت: آقای «م -ح» شوهر عمه من است و از طریق او با آقای «ج- ع» متهم ردیف پنجم ارتباط داشتیم.

بعد از اظهارات این متهم نماینده دادستان کیفرخواست یکی دیگر از متهمان پرونده به نام «س -خ» را به اتهام معاونت در اختلاس توأم با جعل و وصول 5 فقره چک به مبلغ 850 میلیون ریال قرائت کرد.

با توجه به اینکه متهم در جلسه دادگاه حضور نداشت وکیل وی در جایگاه قرار گرفت و گفت: موکل من کارمند آقای «خ» بود و تعدادی چک را که او به موکل داده بود وصول می‌کرد. همانطور که متهم ردیف اول پرونده و آقای «خ» اعلام کرده‌اند کارمندان شعبه از جمله موکل من در جریان اختلاس نبودند.

وی ادامه داد: آقای «خ» همراه موکل من به بانک می‌رفت و بعد از وصول وجه چک پول را دریافت می‌کرد. نقش موکل من در همین اندازه بود و غیر از حقوق 150 هزار تومانی که برخی ماه‌ها پرداخت نمی‌شد پول دیگری دریافت نمی‌کرد.

وکیل مدافع متهم گفت: با توجه به تعریف قانون نمی‌توان بحث وحدت قصد با متهمان دیگر را تحت عنوان معاونت در جرم در نظر گرفت.

نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت و درباره اینکه می‌توان یا نمی‌توان وحدت قصد در نظر گرفت، گفت: 3 فقره از 5 فقره چکی که توسط متهم وصول شده در اختیار من است و همه آنها بابت دیه صادر و توسط متهم نقد شده است.

ذبیح‌زاده با بیان اینکه اثبات و برقرار کردن وحدت قصد بسیار راحت است گفت: متهم درباره آشنایی با آقای «خ» گفته از طریق دوستش که در دفتر او کار می‌کرد با وی آشنا شده و مدتی بعد مشغول به کار شده است. 5 فقره چک نقد کردم که خود آقای «خ» با من به بانک می‌آمدند چک را به حساب من نوشته و در روز وصول از من وجه را دریافت می‌کردند.

نماینده دادستان گفت: متهم اظهار داشت که با وجود اینکه یک حساب در بانک ملی داشته آقای «خ» به او توصیه کرده حساب دیگری در بانک دیگر افتتاح کند. در  3 فقره از این چک‌ها 3 آدرس و شماره تلفن متفاوت وجود دارد آیا اینکه آدرس‌ها و شماره‌های متفاوت در چک‌ها دیده می‌شود و با توصیه این فرد حساب جدیدی افتتاح شده است دلیلی بر وحدت قصد نیست؟ به کارگیری و ارتباط گیری توسط متهمان آیا فعالیت شبکه‌ای نیست، در واقع فعالیت آنها نشان می‌دهد هم کار شبکه‌ای بوده و هم قصد وجود داشته است.

وکیل مدافع متهم خطاب به قاضی گفت: باید حساب موکل من را از کارمندان شعبه جدا کرد زیرا او تنها یک منشی بود و تحت امر کارفرمای خود فعالیت می‌کرده است.

وکیل مدافع همچنین درباره اتهامات دیگر موکل خود که در جلسه دادگاه حضور نداشت مبنی بر معاونت در اختلاس توأم با جعل و وصول 5 فقره چک به مبلغ بیش از 987 میلیون ریال گفت: دفاعیات من از این موکلم هم مانند دفاعیات موکل قبلی است.

نماینده دادستان اظهار داشت: این متهم در دفتر آقای «خ» فعالیت می‌کرده و تعدادی از چک‌ها را وصول کرده است. این چک‌ها در وجه شخص متهم و بابت دیه صادر شده است او هم مانند همکارش اقدام به ارائه آدرس و شماره تلفن متفاوت کرده است.

ذبیح‌زاده ادامه داد: آموزش ارائه آدرس و شماره تلفن اشتباه بین متهمان نشان‌دهنده وحدت قصد در اقدام به جرم بوده است.

بعد از این اظهارات نماینده دادستان خانم «الف -الف» در جایگاه قرار گرفت و بعد از تفهیم اتهام مبنی بر معاونت در اختلاس توأم با جعل و وصول 3 فقره چک به مبلغ  464 میلیون ریال گفت: اتهام را قبول ندارم و چک ها را در محل کار آقای «ف» از خودش تحویل گرفتم.

وی ادامه داد: بعد از اینکه چک‌ها را وصول کردم پول‌ها را به همسرم دادم. چک‌ها در وجه من و بابت دیه بود و به خاطر اینکه همسرم در جریان امور بود هیچ سؤالی درباره چک‌ها نکرد.

این متهم نیز مانند بقیه متهمان در آخرین دفاع تأکید کرد اتهام را قبول ندارد.

در بخش پایانی سومین جلسه رسیدگی به اختلاس بیمه ایران به اتهامات س- ق متهم به معاونت در اختلاس به واسطه وصول دو فقره چک به مبلغ 45 میلیون تومان رسیدگی شد.

این متهم در پاسخ به قاضی پرونده درباره پذیرش یا عدم پذیرش اتهاماتش گفت: من به هیچ عنوان کیفر خواست را نمی‌پذیرم.

وی گفت: من در جریان اختلاس نبودم و تنها زمانی که برای مهمانی به تهران آمده بودم از آقای د ف یک فقره چک گرفتم تا آن را نقد کنم و به محض نقد شدن وجه چک آن را به او تحویل دادم.

متهم گفت: از آنجا که ما در تهران مکانی نداشتیم خود آقای «د ـ ف» چک‌ها را پشت‌نویسی کرده بود و به این ترتیب من از جعلی بودن آدرس‌ها باخبر نبودم.

وی گفت: من اصلا حضور ذهن ندارم که چه آدرس و تلفنی در پشت چک‌ها قید شده است.

نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت و مدعی شد متهم اظهار می‌کند که از پشت‌نویسی چک‌ها باخبر نبوده در حالی که دست‌خط امضاء ایشان با مطالب نوشته شده برگ چک‌ها شباهت دارد.

نماینده دادستان گفت: ایشان از خودشان نپرسیده که بیش از 50 میلیون وجه چک‌ها چگونه ظرف دو ماه وصول شده و اصلا ایشان که خسارتی ندیده چگونه چکی برایش صادر شده است.

قاضی خطاب به متهم گفت: خانم «س ـ ق» شما اظهاراتان متناقض با مطالب گفته شده در بازجویی‌هاست به شما یادآوری می‌کنم که صداقت شما تأثیر به سزایی در صدور رأی دارد.

صداقت می‌تواند برای شما نجات بخش باشد تکذیب رهایی شما را تضمین نمی‌کند.

بعد از این اظهارات قاضی ،متهم جعلی بودن آدرس‌ها را پذیرفت اما مدعی شد من اصلا نمی‌دانستم این اتفاق برای یک اختلاس رخ می‌دهد.

قاضی پرسید آیا به ذهن شما نیامد که چرا از شما می‌خواهند که از شمال کشور به تهران بیایید و چک نقد کنید گفت نه این موضوع اصلا به ذهنم نیامد شوهرم با این گروه مراودات مالی داشت.

در ادامه جلسه دادگاه به اتهامات خانم «م ـ د» رسیدگی شد که آخرین متهم جلسه صبح امروز دادگاه بود.

در کیفر خواست این متهم اشاره شده بود که این فرد متهم است به معاونت در اختلاس به موجب وصول 6 فقره چک به مبلغ 162 میلیون تومان.

خانم « م ـ د » نیز به محض قرار گرفتن در جایگاه منکر اتهامات وارده شد و گفت: البته این در حالی است که من هیچ دفاعی هم از خود ندارم.

وی گفت: من یک خیاطم که سروکارم با نخ و سوزن است. «د ـ ف» همسایه ما بود که به دلیل لطفی که به ما کرده بود و پسرم را به سرکار برده بود نسبت به او احساس دین داشتم.

وی گفت: من 6 فقره از چک‌ها را خودم  نقد کردم و سه فقره از آن را دخترم نقد کرد.

قاضی از او پرسید ایا دخترتان امروز در جلسه حاضر است متهم گفت آقای قاضی دخترم یک فرزند دو ماهه دارد که نمی‌تواند در دادگاه حاضر شود. خواهش می‌کنم هر جرمی که برای او متصور هستید را به من نسبت دهید و من را به جای او مجازات کنید.

متهم گفت: دخترم  به خاطر اشتباه من امروز متهم شده است خواهش می‌کنم اگر می‌خواهید او را مجازات کنید به جایش من را مجازات کنید.

نماینده دادستان از متهم پرسید: چگونه است که شما 6 فقره چک برای دریافت دیه به نامتان صادر می‌شود اما سؤال نمی‌پرسید که چرا این اتفاق افتاده است .

متهم گفت: آقای قاضی به خدا صرف اعتمادی که به «د ـ ف » داشتم و همچنین احساس دینی که می‌کردم باعث شد دست به این کار بزنم.

در آخر از این متهم نیز دفاعیات آخرش نیز اخذ شد و او بار دیگر خود را بی‌گناه قلمداد کرد و از دادگاه خواست در صورت تعیین مجازات او را به جای دخترش مجازات کنند.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار