کد خبر:۱۹۰۵۹۳
نگاهي به نمايش برتر جشنواره تئاتر فجر؛
معيار انتخاب آثار برتر نزد داوران چيست؟!
تكرار صحنهها براي نشان دادن قدرت تقدير و استفاده از نشانههاي درون صحنهاي از ويژگيهاي نمايشنامه «به مرگ داداش خوش آمديد» است؛ هر چند نويسنده...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ نگاهي به نمايش «به مراسم مرگ داداش خوش آمديد» نويسنده سلما رفيعي و كارگرداني سمانه زندينژاد، سالن سايه ارديبهشت و خرداد 91
«كاش به جاي برشت، كاتب ياسين را ميشناختيم و به جاي ژان پل سارتر، عمو مولود يا عمراُزگان را ميشناختيم. به جاي آلبر كامو، آمهسه زر و فرانتس فانون را ميشناختيم، تا بدين وسيله خودمان را بشناسيم، اين روشنفكران غربي كساني هستند كه به ميزاني كه آنها را بشناسيم از خودمان بيگانه ميشويم.»
«دكتر شريعتي»
«دستگاه نقرهها» كه نسل به نسل به آقا عبدالصمد به ارث رسيده است، توانايي آن را دارد كه زمان را در دست بگيرد.
آقا عبدالصمد ميخواهد طريقه كار با دستگاه را به فرزند خود بياموزد، اما فرزند به دنبال بازي و سرگرمي است. آن هم از دنياي بازيهاي جديد مثل فوتبال و علاقهاي به يادگيري فنون سنتي ميراث نسل خود ندارد.
اكنون سالها گذشته و فرزندان صاحب خانوادهاي شدهاند، دستگاه نقرهها كار نميكند و داداش نوه آقاي عبدالصمد قرار است از خدمت به خانه برگردد.
ترانه دختر كوچك خانواده خوابي را ميبيند كه با رسيدن داداش و خوردن ميوه از دست مادر از دنيا ميرود، او براي تغيير آينده و زنده ماندن برادرش ميراث پدري را نابود ميكند تا داداش زنده بماند.
متن با توجه به تعدد نويسندگان و كارگاهي بودن خواهان ايجاد فضاي كمدي را دارد.
تكرار صحنهها براي نشان دادن قدرت تقدير و استفاده از نشانههاي درون صحنهاي از ويژگيهاي نمايشنامه «به مرگ داداش خوش آمديد» است؛ هر چند نويسنده يا نويسندگاني در تكاپوي لايههاي زيرمتن در اثر نبودند، بلكه متن در دل متدهاي كارگاهي شكل گرفته و پخته شده است.
دستگاه نقرهها كه بجز نماد و سنت ارتباط ديگري نميتوان با آن برقرار كرد، از موارد مهم نمايشنامه است.
فنون دستگاه كه تنها جهت نشان دادن كاركرد دستگاه مي باشد و ديالوگهاي مادر و پدربزرگ كه به علت گسيختگي و نداشتن رمزگان مرتبط، به ديالوگهاي سطحي رسيده است.
هر چند نويسنده نابودي سنت و قوانين سنتي را تنها راه نجات از تقدير شوم دانسته، اما نگاه سنتگريز در خانوادهاي تقريباً سنتي براي نشان دادن اين مفهوم از تضادهايي است كه بيجواب ميماند.
سمانه زندينژاد كه فارغ التحصيل دانشگاه تربيت مدرس است در مورد كارگرداني نمايش «به مرگ داداش خوش آمديد» سعي در خلق فضاي فانتزي و شاد را در بن مايه اجرا داشت كه تقريباً اين تم فانتزي و كمدي يكدست نيست.
استفاده از نمادهايي كه مدلول بر نشانه خاصي در بيرون و داخل صحنه نيست، اگر از نشانههايي كه در اجرا استفاده شده بود، كاربرد ضدمعنايي به كار گرفته ميشد، باز قابل قبول بود.
اما تمامي آنها در نيمه راه رها ميشوند و همچون دستگاه نقرههاي پدربزرگ كاربردي بيشتر از درون اجرا و براي رسالت نويسنده ندارد.
نمايش بعد از 10 دقيقه اول به بازي تكرار و تسلسل همچون آثار آبزورت با مايههاي فانتزي سوق پيدا ميكند.
بازيگران نمايش به خوبي با انرژي جوان و دانشجويي خود، مخاطب را در يك ساعت زمان نمايش مجذوب نگه مي دارند و بازي بازيگران و طراحي صحنه از نكات قابل ذكر است كه در لحظه به لحظه اجرا به كمك كارگردانان مي آيد، اما آنچه كه اثر را متفاوت ميسازد پايان شاد آن است كه با نجات داداش شكل ميگيرد و تقريباً با آثار مشابه اين چنيني متفاوت است.
در جامعه تئاتري و فضاي دانشگاهي به خاطر ورود فلسفههاي نمايشنامه نويسهاي غربي و بزرگنمايي از تفكرات اين نويسندگان، در بين هنرمندان ما اين گرايش به وجود آمده است كه متنهاي پوچ گرا با دنيايي با قوانين پوچ و بيهوده و حمله به سنتهاي گذشته و شكستن آنها همچون نوشتههاي سارتر، كامو و بكت، خطري است كه دوري هنرمند تئاتر ايران را از جامعه خويش روز به روز بيشتر ميكنند.
نمايش «به مرگ داداش خوش آمديد» برنده جايزه اول كارگرداني، طراحي صحنه، اول متن و تقدير بازيگري مرد از بخش مسابقه سيامين جشنواره بين المللي تئاتر فجر شده است.
اين به معناي آن است كه اين نمايش بالاترين امتياز را در جشنواره فجر از آن خود كرده است؛ پرداختن به سوال هميشگي در اين مبحث نميگنجد كه معيار انتخاب آثار برتر نزد داوران چيست.
با همه اين حواشي اين گروه دانشجويي يا تازه فارغ التحصيل شده، اجرايي موفق را در تئاتر شهر داشته و توانسته مخاطب تئاتر را راضي نگه دارد كه اين مسئله در تئاتر حرفهاي ما كمتر اتفاق ميافتد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰