اتحاد روحانی؛ سرّ کربلا
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۹۲۵۲۴

اتحاد روحانی؛ سرّ کربلا

این سرّ کربلاست که شب عاشورا اصحاب اباعبدالله (ع) از خوشحالی نمی توانستند روی پایشان بایستند. ولی حب دنیا با کسی تعارف ندارد؛ عادت می‌کنی، خو می‌گیری به دنیا. بریدن و کندن از دنیا مشکل می‌شود. مگر اینکه جدی متوسل باشی.
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛ در مورد هدف خلقت زیاد صحبت شده است؛ رسیدن به تکامل یا اینکه خداوند می خواسته صفات خودش را ظاهر کند یا انسان ها عبودیت داشته باشند یا از دنیا بگذریم تا به آخرت برسیم یکی از اهدافی است که عرفانی تر مي باشد، آشنا شدن ما با ملکوت، با یک مقدمه دنیایی است. دنیا مقدمه ای باشد که با سیستم ملکوت آشنا شویم؛ خلق شدیم برای نظاره کردن به ملکوت.
 
ببینیم از نظر خداوند آدمی که قرار است خلیفةالله باشد چه خصوصیاتی باید داشته باشد تا بتوان او را انسان ملکوتی نامید.
 
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک  
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
 
فرق قفس و زندان همین است. در زندان بیرون را نمی توانی ببینی. برای اینکه بتوانیم ملکوت را بهتر ببینیم خداوند یک سری وسایل در دنیا برایمان فراهم کرده. قرآن کریم می فرماید به این وسایل تقرب بجويید تا بوسیله آن ها خدا را بهتر ببینید. این وسایل پیامبر و اهل بیت معصوم (ع) هستند.
 
در زيارت جامعه کبیره مي خوانيم: من أراد الله بدأ بكم. کسی که بخواهد ملکوت را بشناسد باید از شما شروع کند. به این تلاش برای ملکوتی شدن می گویند؛ «اتحاد روحانی»
 
اتحاد روحانی با وجود مقدس اباعبدالله (ع) در زیارت عاشورا می گوییم «الحمدالله علی عظیم رزیتی». یعنی در پایان زیارت، کار باید بجایی برسد که اتحاد روحانی با امام حسین (ع) ایجاد شده باشد؛ وقتی که می گوییم رزیتی؛ و نه رزیته. یعنی بقدری متحد شدم با حسین (ع) که مصیبت او، مصیبت من است.به قول مرحوم دولابی، کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا یعنی کلکم حسین (ع).
 
یعنی شما باید مصداقی از امام حسین (ع) باشید. هدف از کربلا، اتحاد روحانی با اباعبدالله (ع) بود.....خصوصیت دنیا این است که انسان ها بعد از مدتی به زندگی دنیا راغب می شوند. حتی اگر چیزی هم نداشته باشند، به دنیا خو می گیرند و جدا کردن‌شان مشکل می شود.
 
امام سجاد (ع) در مناجات می فرماید: سیدی، أخرج حُب الدنیا من قلبي.
 
ما چقدر از ته دل دعا می کنیم که خدا حب دنیا را از دلمان خارج کند؟ چقدر برایش دغدغه داریم؟ افراد 2 گروه هستند. یک گروه وقتی در دنیا زندگی می کنند، افق های مادی دنیا برایشان مهم است و گیرشان می اندازد.
 
سوءتفاهم ذهنی اش این است که من به بعضی چیزهایی که باید می رسیدم، نرسیدم! چون هدف خلقتش را رسیدن به قله های دنیایی می داند.
 
سرّ کربلا می گوید تغییر فرهنگ مردم؛ بر این اساس که قله های اصلی که در دنیا باید بهش برسیم، یک سری از قله های انسانی و الهی باشد. قله های دنیایی همه زمینه ساز است، که ما در این قله های انسانی بتوانیم بهتر خدمت کنیم.
 
اعتقادمان این باشد که خلق شدم که از بقیه خلائق دستگیری کنم، خلق شدم که ایثار و فداکاری و محبتم را نشان بدهم، شجاعتم را نشان بدهم. مردانگی و مروّت و جوانمردی ام را نشان بدهم. خور و خواب و شهوت همه زندگی من نیست. خلق شده ام که دغدغه مند باشم. درد مردم برایم بیشتر از درد خودم اهمیت داشته باشد.
 
و عجیب است که برخی بی دین ها به این قله ها می رسند.
 
قله های معنوی‌مان این ها باشد؛ خلق شدم که عبودیت کنم، خلق شدم زودتر و راحت تر از دنیا بگذرم، خلق شدم که بروم!
 
بعضی از ماها فکر می کنیم خلق شده ایم که در ایستگاه منتظر بمانیم. چیزی که باعث می شود مایل باشیم بیشتر در ایستگاه بمانیم و اتوبوس دیرتر بیاید، حُب دنیاست. سیدی أخرج حب الدنیا من قلبي ../ خارج شدن حب دنیا التماس کردن می خواهد؛ به خدا التماس کنی از قلبت بیرون کند. علی (ع) وقتی می خواست از دنیا برود، هم بالاترین لذت های دنیا را چشیده بود هم بالاترین مصیبت های دنیا را. ولی موقع رفتن فقط گفت: فزتُ و رب الکعبه. خداحافظ!
 
این سرّ کربلاست که شب عاشورا اصحاب اباعبدالله (ع) از خوشحالی نمی توانستند روی پایشان بایستند. ولی حب دنیا با کسی تعارف ندارد؛ عادت می کنی، خو می گیری به دنیا. بریدن و کندن از دنیا مشکل می شود. مگر اینکه جدی متوسل باشی.
 
نه حب دنیا داشتن به عمر تو اضافه می کند و نه نداشتنش از عمر تو کم می کند. امام (ره) که 90 سال عمر کرد، حب دنیا داشت !؟
 
مرگ سر جایش است. ولی حب دنیا ناراحتی و دلخوری و پریشانی ایجاد می کند.

اساس حرکت یاران امام حسین در عاشورا، این بود که هدف خلقت را رسیدن به قله های دنیایی نمی دانستند.
 
برگرفته از سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد در کانون رهپویان وصال شیراز.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار