سرمایه‌داری تنزل می‌کند اما سقوط نه / تئوری‌های آدام اسمیت برای تامین منافع انگلستان بود نه کل جهان
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۹۳۵۰۷
رزاقي در گفت وگو با «خبرگزاري دانشجو»:

سرمایه‌داری تنزل می‌کند اما سقوط نه / تئوری‌های آدام اسمیت برای تامین منافع انگلستان بود نه کل جهان

استاد اقتصاد دانشگاه تهران گفت: آدام اسمیت تئوری «تقسیم کار جهانی» را طبیعی می‌داند چرا که منافع انگلستان را تامین می‌کند، به این معنی که...
دکتر ابراهیم رزاقی در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی «خبرگزاری دانشجو»، در ارتباط با سرمایه داری و بحران های آن گفت: هنگامی که بحران وجود ندارد، نظام سرمایه داري می پندارد که هیچ وقت بحرانی ندارد و بحران های گذشته آن مربوط به تاریخ است و اینکه «نظام سرمایه داری به طور ذاتی و درونی بحران زاست» فراموش می شود، اما مواقعی که بحران بوجود می آید و مخصوصاً در حال حاضر که نظام سرمايه داري در اوج قدرت جهانی است، تصور می کند که این بحران نیز گذراست و برخلاف بحرانی که در شوروی بود و به بن بست رسید، سرمایه داری با تئوری های خود و نفوذی که در جهان سوم دارد، می تواند آن را پشت سر بگذارد.

استاد اقتصاد دانشگاه تهران گفت: حالا دلیل آن که از ابتدای پیدایش سرمایه داري، بحران نیز با آن همراه بوده است، چیست؟
 
نظام سرمایه داری به طور ذاتی و درونی بحران زاست
 
وی گفت: نظام سرمایه داری دارای تئوری‌اي است که می گوید اگر دولت دخالت نکند بازار همه چیز را ساماندهی می کند؛ به این معنی که دست نامرئی و قدرتی در بازار وجود دارد که اقتصاد را ساماندهی می کند و اين موضوع ربطی به سیاستگذاری ها ندارد.

رزاقی گفت: آدام اسمیت می گوید بر اساس این تئوری، در بازار یک نفر تولید می کند (عرضه) و یک نفر مصرف می کند (تقاضا)؛ این خرید و فروش ها که رقابتی است مناسب ترین قیمت را به وجود می آورد و در این قیمت مناسب کسی که ارزان ترین و باکیفیت ترین کالا را تولید می کند، فروش می کند.

استاد اقتصاد دانشگاه تهران ادامه داد: یک نکته که در اینجا دارای اهمیت است، این است که رونق در بازار اشباع نشده و مرتباً قیمت ها می توانند افزایش یابند و خریدار نیز بخرد که البته این رونق دائمی است و می تواند تکرار شود، اما تحلیلگران اقتصادی تاکید کرده اند که این رونق به بحران، و بعد به رکود و کسادی تبديل مي شود؛ چرا که در دوران رونق، قیمت ها به بالاترین مقدار خود می رسد و در این قیمت مصرف کننده توانایی خرید ندارد، در این مرحله رکود به وجود می آید، سطح تقاضا کاهش پیدا می کند و علامتی به بازار می دهد مبني بر اينکه خریدار با این قیمت حاضر نیست خرید کند؛ اين سبب ايجاد رقابتی در بين تولیدکنندگان می شود تا ارزان ترین قیمت ها را به بازار ارائه کنند.

وی گفت: حال کدام تولیدکننده می تواند کالای ارزان قیمت تولید کند؟ تولیدکنندگانی که تکنولوژی بالاتر و هزینه تولید پایین تری دارند؛ در این هنگام به مرور زمان تعداد خریداران کم می شود و تولیدکنندگاني كه تکنولوژی پایین تری دارند از بازار کنار می روند و قیمت ها به میزانی پایین می آید که تنها تولیدکنندگان دارای تکنولوژی بالا می توانند در بازار بمانند؛ چرا که هزینه تولید پایینی دارند؛ در این زمان به دلیل اینکه تقاضا نیز کم شده، انبارها با مازاد روبرو مي شود و تولید نیز به ناچار کاهش می يابد و از سویی دیگر بیکاری و فقر افزایش پيدا مي كند كه این، دوره رکود و بحران است.

رزاقی گفت: به مرور زمان، کاهش قیمت ها سبب می شود که تقاضا افزایش یابد و به دلیل اینکه تولید در سطح پایینی است، مازاد تقاضا به وجود می آید و یک بار دیگر برای جبران مازاد تقاضا، تولید شروع به افزایش می کند، این مرحله شروع دوره رونق است؛ آدام اسمیت معتقد است که هر کس به دنبال سود خود است، سود بازار را سامان می دهد، بنابراين وقتي بحران به وجود می آید، سبب می شود تکنولوژی افزایش یابد.

استاد اقتصاد دانشگاه تهران گفت: اسمیت کارگران را نیز یکی از عوامل تولید می داند و به همین دلیل بیکاری آنها را نیز همانند تکنولوژی، برای دوران رکود موثر می داند؛ این بیکاری سبب می شود در دوران رونق، تخصیص بهینه منابع و تقسیم کار به وجود بیاید كه اگر این کار در تمام دنیا انجام شود، به دلیل تخصیص بهینه منابع، منجر به افزايش ثروت مي شود.

وي گفت: تخصیص بهینه منابع سبب می شود کشوری که دارای صنعت پیشرفته است صنایع خود را به کشورهای دیگر صادر کند و کشوری که دارای کشاورزی قویتری است محصولات کشاورزی صادر کند، از این نظر یک تقسیم کار جهانی به وجود می آید و این تقسیم کار سبب می شود که کشورهای در حال توسعه مواد خام را برای کشورهای صنعتی تولید کنند.

رزاقی تصريح كرد: آدام اسمیت این تقسیم کار را طبیعی می داند؛ چرا که منافع انگلستان را تامین می کند، اگر چه وی به آن اشاره ای نمی کند، چرا که تنها کشور صنعتی آن دوران انگلستان بود؛ اسمیت معتقد بود بر اساس تقسیم کار جهانی، کشورهای توسعه نیافته نیازی به صنعتی شدن ندارند و باید کالاهای مورد نیاز خود را از کشورهای صنعتی وارد کنند و در مقابل سایر کشورها مواد خام به انگلستان صادر نمايند.
 
استاد اقتصاد دانشگاه تهران ادامه داد: انگلستان به دلیل داشتن قدرت نظامی، این تقسیم کار را به جهان تحمیل می کند و فقر را براي کشورهای جهان سوم به ارمغان می آورد؛ چرا که تولید صنعتی آنها تعطیل می شود؛ از سویی دیگر مواد خام نیز مورد نیاز آنها نيست و آن را برای انگلستان ارسال می کنند.

وي در ارتباط با دوره های رکود و رونق گفت: دوره های رکود قبل از بحران 1929 دارای دور منظم 7 تا 12 ساله بود، اما بعد از مطرح شدن تئوری کینز این دوران دارای دوره های زمانی متفاوت بود.
 
سرمایه داری تنزل می کند اما سقوط نمی کند

رزاقی گفت: مهمترین نکته دوره های رکود و رونق، پالایش سرمایه داری است؛ به این معنی که سرمایه داری خود را ترمیم می کند و تکنولوژی ها و صنایع جدید به وجود می آیند.

رزاقی در ادامه به مهمترین ویژگی سرمایه داری یعنی همان «ترمیم دوباره بعد از بحران» اشاره کرد و گفت: سرمایه د اری نظامی است که در مقابل شرایط مختلف شروع به واکنش های مناسب برای بقای خود می کند یعنی در واقع نرمش پذیری دارد. انسان های متفکر می اندیشند و راه حل ارائه می دهند. راه اول آنها تسلط به نفت بود. و راه دوم اینکه ما تولید کننده باشیم و دنیا مصرف کننده. اما در حال حاضر غرب تغییر کرده است. در حال حاضر ایران یک قطب در مقابل آمریکا محسوب نمی شود اما به عنوان یک نیروی مشکل ساز از نظر تامین منافع آمریکا محسوب می شود و هزینه کنترل آن برای آمریکا زیاد است. نکته ای مهمی که وجود دارد اینست که کشورهای همانند روسیه و چین و حتی کشورهای اروپایی نمی توانند در مقابل آمریکا ایستادگی کنند چرا که در دنیا تداخل منافع سرمایه داری به وجود آمده است.
 
وی گفت: به عنوان مثال هم اکنون بالغ بر 50 درصد صادرات چین توسط شرکت های آمریکایی صورت می گیرد و درصد بالایی از صادرات چین نیز به راهی این کشور می شود و به این معنی است که آمریکا با کمک چین برای مردم خودش کالاهای ارزان قیمت تولید می کند، و چین با این نفوذ خود، از تجارت با آمریکا سهمی می برد اگر چه اندک است. بنابراین چین نمی تواند از دایره نفوذ آمریکا بگریزد چرا که در صورت مقابله با این کشور اشتغال و صنعت خود را تحت و شعاع قرا می دهد. بنابراین ناچار است با آمریکا کنار بیاید و وارد بازی شود. به این صورت سرمایه داری در سراسر دنیا توزیع می شود. به همین دلیل کشورهای دیگری نیز که نظام اقتصادی سرمایه داری ندارند برای حفظ اقتصاد و ادامه رشد و توسعه خود ناچارند در جهت اجرای سیاست های سرمایه داری مطابق میل سیاست گذاران این نظام حرکت کنند. این یکی از دلایل مهم ادامه حیات سرمایه داری است.

از سویی دیگر سرمایه داری آمریکا و بسیاری دیگر از کشورهای غربی نمی توانند به این شکل به حیات خود ادامه دهند چرا که در نهایت باید در مقابل مردم بایستند، به همین دلیل ناچارند با تغییر مکانیسم خود به سرمایه داری کشورهایی نظیر نروژ، سوئد که انسانی تر و معتدل تر است روی بیاورند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: اگر سرمایه داری کنونی به همین سبک به حیات خود ادامه دهد قطعا سقوط خواهد کرد و اگر نظریه پردازان و تئورسین های اقتصادی نتوانند قبل از آن زمان، نظام های جایگزین را آماده کنند اقتصاد کل جهان در معرض نابودی قرار می گیرد.
 
الگوی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران

رزاقی گفت: تئوری های اقتصادی جمهوری اسلامی ایران که در قانون اساسی آمده است بر خلاف تبلیغات گسترده که بر علیه آن وجود دارد الگوی سه بخشی(تعاونی، دولتی، خصوصی) مناسبی برای اجرا در سایر کشورها نیز است اما با توجه به اینکه ما نتوانسته ایم حتی آنرا در کشور خودمان اجرایی کنیم نمی توانیم آن را به سایر کشورها پیشنهاد دهیم. یعنی اگر ما همانند جنبه های سیاسی قانون اساسی که توانسته ایم در سایر کشورها الگو باشیم می توانستیم در جنبه اقتصادی نیز عمل کنیم پیشنهاد دادن الگوی اقتصادی موجود در قانون اساسی به سایر کشورها امکان پذیر بود.
 
بحران بدهی های اروپا و آمریکا

رزاقی به بحران اخیر در کشورهای اروپایی و آمریکا اشاره کرد و گفت: در حال حاضر جنگی داخلی میان تولید کنندگان و سفته بازان در کشورهای سرمایه داری وجود دارد، سفته بازان در حال بلعیدن تولید کنندگان هستند. به گونه ای دیگر حتی شرکت های بزرگ تولیدی بخش بزرگی از سرمایه های خود را برای کسب سود بیشتر به بازار سفته بازی می آورند که متاسفانه این اتفاق در ایران نیز در حال روی دادن است.

وی گفت وام های که از سوی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول به کشورها اروپایی پرداخت می شود به عنوان یک مسکن هستند اما این بدهی ها موجب سقوط سرمایه داری نمی شود. قبلا سرمایه داری در انگلستان بود و هم اکنون در آمریکا است و در آینده پیش بینی می شود که در چین باشد ولی باز سرمایه داری وجود دارد این سرمایه داری تنزل می کند اما نابود نمی شود و بر علیه جهان سوم و مردمان فقیر خود متحد می شوند؛ اکثریت جامعه جهانی را فقیر می کنند و از آنها تنها به عنوان یک ابزار که آن هم مصرف کننده باشد استفاده می کند در عین حال یک دمکراسی پوشالی نیز وجود دارد.

رزاقی در پایان گفت: بسیاری از کارشناسان معتقدند حتی بحران موجود در اروپا را نیز آمریکا رهبری می کند چرا که هم اکنون یک واحد پر قدرت به نام یورو وجود دارد که بتواند در مقابل دلار آمریکا ایستادگی کند، و در صورت فروپاشی یورو،  کشورها عضو اتحادیه اروپا به واحد پول های قدیمی خود باز می گردند و در آن صورت مارک، فرانک به عنوان یک واحد پولی کوچک که تنها در یک کشور وجود دارد دیگر توان رویارویی با دلار را ندارند.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار