کد خبر:۱۹۳۸۵۴
حاشيههاي تقدير از نويسندگان جانباز/شعر خواني صابر خراساني
جمعه را سرمه کشیدیم، مگر برگردی!
جمعه را سرمه کشیدیم ،مگر برگردی /با همان سیصد و فرسنگ نفر برگردی!/زندگی نیست ،ممات است تو را کم دارد! /دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد!
به گزارش خبرنگارفرهنگي فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، شعر زير سروده اي است از صابر خراساني كه امروز در مراسم بزرگداشت و تجليل از نويسندگان جانباز مدعوين برنامه را به ياد نيمه شعبان بدون حضرت حجت انداخت.
از خود صبح به راه تو قمر میریزم
ساحل چشم من از شوق به دریا زده است!
چشم بسته به سرش، موج تماشا زده است!
جمعه را سرمه کشیدیم، مگر برگردی!
با همان سیصد و فرسنگ نفر برگردی!
زندگی نیست ،ممات است تو را کم دارد!
دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد!
از دل تنگ من ،آیا خبری هم داری؟
آشنا، پشت سرت مختصری هم داری؟
منتی بر سر ما هم بگذاری، بد نیست!
آه، کم چشم به راهم بگذاری، بد نیست!
نکند منتظر مردن مایی، آقا؟
منتظرهات بمیرند، میایی آقا؟
به نظر میرسد این فاصله ها کم شدنی ست!
غیر ممکن تر از این خواسته ها هم شدنی ست!
دارد از جاده صدای جرسی می آید!
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید!
منجی ما به خداوند قسم آمدنی ست!
یوسف گم شده اهل حرم آمدنی ست!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۳
نظرات شما
درود به صابرخراسانی
پاسخ