بهائیت؛ تقابل با اقتدار ملی ایران
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۹۵۳۹۷

بهائیت؛ تقابل با اقتدار ملی ایران

فریضه شکستن «کیان و انسجام ملی _ دینی» ملت مسلمان و شیعه ایران و ایجاد یا تقویت فرقه‌ها و مسلک‌های نوظهور، توسط دولت‌های خارجی قوت می‌گیرد و وجود اسناد و مدارک ...
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، دکتر سید سعید زاهدزاهدانی؛ سخن را با طرح یک سوال اساسی آغاز می کنیم؛ چیدمان و آرایش نیروهای خارجی (در زمان پیدایش فرقه های بهائیت) در ایران چگونه بود؟ نفوذ قدرت های امپریالیستی در این سرزمین چگونه استقرار یافت و آنان در مقابل نفوذ و اقتدارهای داخلی به چه صورت عمل کردند و نقششان در ربط با فرقه های نوظهور فوق چه بود؟
 
ضرورت طرح و پاسخگویی به این سوال، از آن رو است که هر چند کشورمان (ایران) خوشبختانه بین کشورهای آسیایی و آفریقایی، تنها کشوری است که هیچ گاه به استعمار رسمی و مستقیم دولت های غربی در نیامد، اما بر آگاهان به تاریخ این سرزمین، کاملا روشن است که نفوذ دولت های سلطه جو در کشورمان، از اوایل قرن 19 میلادی به بعد، برای سال های متمادی، بسیار تعیین کننده بود.
 
مقاله حاضر، با نگاهی فشرده و کلان به نحوه کسب این نفوذ و حیطه عملکرد آن در عصر فاجار می پردازد و با کالبد شکافی این امر، میزان احتمال تقویت یا ایجاد فرقه هایی نظیر بابیت و بهائیت توسط بیگانگان روشن می گردد.
 
ظهور سرمایه داری در غرب با مرام «افزایش ثروت از هر طریق ممکن»، موجب شد کشورهای صنعتی هر کدام به فراخور حال و موقعیت خود و به میزان توانایی شان، در کشورهای مختلف جهان برای به دست آوردن مواد اولیه و بازار مصرف حضور پیدا کردند. این کشورها که در زمان مورد بحث ما در خاورمیانه و جنوب آسیا عمدتا فرانسه و انگلیس بودند برای بازاریابی به هر دری می زدند.
 
هجوم بریتانیا به سرزمین زرخیز هند موجب شد ایران به عنوان «کلید فتح هندوستان»، نزد قدرت های رقیب در عرصه منطقه ای و جهانی اهمیتی مضاعف یابد.
 
در چنین شرایطی، حفظ هند اولویت اصلی سیاست خارجی و منطقه ای بریتانیا بود و به همین منظور سعی داشت با تضعیف دولت مرکزی ایران از طریق ایجاد درگیری های منطقه ای و داخلی، مانع حضور فعال ایران در تحولات منطقه گردد. از جمله کارهایی که بریتانیا برای پیشبرد اهداف خود به عمل آورد، بر افروختن آتش جنگ بین ایران و افغان بود تا خود را به راحتی بتواند در هندوستان حکومت کند.
 
ایجاد درگیری بین حکام منصوب از سوی ایران در افغانستان با حکومت مرکزی کشورمان، ترفندی بود که استعمار بریتانیا سعی داشت از طریق آن حاشیه امنیتی برای خود در هند فراهم سازد.
 
در سال 1213 ق زمان شاه، امیر افغانستان، مصمم شد به ایالات سند و پنجاب حمله کند. بریتانیا به فرماندهی لرد لسلی توانست مهدیعلی خان (نماینده شرکت تجاری انگلیس در بوشهر) را روانه دربار ایران کند. وی درخواست نمود که ایران جلوی زمان شاه را بگیرد متاسفانه زمان شاه سپاهی برای محاصره هرات روانه کرد؛ کاری که در آن شرایط حساس، عملا موجب انصراف حکام افغان از حمله به هند می شد.
 
در سال 1800 م برابر با 1215 ق سرجان ملکم به نمایندگی از طرف کمپانی هند شرقی به ایران آمد و موافقتنامه ای با فتحعلی شاه منعقد نمود. طبق این قرارداد ایران متعهد شد زمان شاه فرمانروای کابل و جانشینان او را از حمله به هندوستان باز دارد و در صورت حمله آنان به هند ایران از اتحاد با آنان خودداری کند. ایران حق نداشت با افغانستان صلح کند. در مقابل انگلیسی ها نیز متعهد شدند در صورت حمله افغان و یا فرانسه به خاک ایران از مساعدت نظامی و مالی خودداری ننمایند. بالاخره پس از 3 سال درگیری یعنی در سال 1216 زمان شاه ساقط و برادرش محمود ایران امیر افغانستان شد.
 
در همین زمان ناپلئون که نتوانسته بود جزایر بریتانیای کبیر را تصرف کند، برای به زانو در آوردن آن تصمیم گرفت با جلب موافقت ایران و عثمانی، به هند حمله کند. ایران گرفتار جنگ با روسیه و فتحعلی شاه برای پیروزی در پی جلب کمک یکی از دول اروپایی بود. به یاری انگلیس امیدی نبود؛ زیرا انگلیس و روسیه علیه فرانسه با یکدیگر متحد شده بودند.
 
فرانسه به رهبری ناپلئون از موقعیت استفاده کرد و معاهده فینکن اشتاین را در 1222 ق با ایران منعقد نمود. بر اساس این قرارداد فرانسه متعهد شد که ایران را در تقویت سپاه و اصلاح آن و نیز ارسال اسلحه، توپ، تفنگ و مهندس و معلم یاری کند. ایران نیز متعهد شد فرانسه را در جنگ با انگلیس و روس یاری دهد و برای شروع، افاغنه تحت نفوذ خود را به حمله به هند که از مستعمرات انگلیس بود وادار سازد.
 
ناپلئون در 1223 با روس پیمان صلح منعقد نمود و بر خلاف تعهدات خود با ایران طی نامه ای از خلف وعده فرانسویان شکایت کرد: «چرا باید آن دولت جاوید ... ننگ بد عهدی و سست پیمانی را که از همه عیوب بدتر است بر خود پسندیده چشم از پاس عهد و نگاهداری پیمان بپوشند؟» فرانسه نیز طی نامه ای علت اصلی پیروزی روسیه را خلف وعده و سست عهدی اولیای دولت ایران اعلام می دارد.
 
انگلیس از این موقعیت استفاده نمود و زمینه اخرج ژنرال گاردن فرانسوی را فراهم ساخت و با اعزام سرهارفورد جونز همراه با دیگر تعهدات تقبل نمود سالانه 120 هزار لیر به ایران بپردازد و افسران انگلیسی را برای تربیت سپاه ایران بفرستد. بدین ترتیب انگلستان توانست بدون جنگ و خونریزی حضور خود را در ایران افزایش داده و روابط خود را با ایران مجددا برقرار نماید. برعکس روابط ایران با فرانسه به سردی گرایید و به عبارت دیگر قطع شد. در سال 1224 ه ق ایران کلیه قراردادهایش را با کشورهای خارجی که بر علیه منافع بریتانیا بود ملغی اعلام نمود.
 
در طول دوران قاجار پس از فتحعلی شاه عمده ترین دول ذی نفوذ در ایران، روس ترازی و انگلیس بودند. روسیه پس از انعقاد قرارداد ترکمنچای، سفارتخانه دائمی در ایران تاسیس کرد و انگلستان نیز پس از وی به این امر مبادرت ورزید. به علت شکست نظامی ایران از روسیه، روس ها از امتیازات زیادی برخوردار بودند و انگلیس ها هم برای کسب همان نوع امتیازها به طور مستمر تلاش می کردند. بالاخره پس از اشغال جزیره خارک توسط انگلیسی ها و حمله آنها به بندر استراتژیک بوشهر (در زمان ناصرالدین شاه)، دلیران تنگستان به مقابله با آنان پرداختند و با شکست تنگستانی ها و یأس و سستی ناصرالدین شاه، عهدنامه ای بین ایران و انگلستان در پاریس امضا شد که بر جدایی هرات و افغانستان از ایران مهر تایید زد.
 
بریتانیا با زور و نیرنگ امتیازات دیگری نیز از دولت ایران گرفت که از آن جمله، امتیاز تاسیس بانک شاهی و نیز جواز کشتیرانی روی کارون بود.
 
چندی پیشتر، قرارداد رویتر منعقد شده و سپس با قیام علما (به رهبری حاج ملا علی کنی) و فشار روس ها، موقوف الاجرا شده بود. اما پس از در گذشت آیت الله کنی، امتیاز بانک شاهی و اکتشاف معادن ایران (جز معادن سنگ های قیمتی) به انگلستان واگذار گردید و نیز قرارداد استعماری رژی با یک کمپانی انگلیسی بسته شد که از حمایت دولت بریتانیا برخوردار بود، که آن نیز با قیام سراسری ملت ایران به رهبری علمای دین (و در رأس همه میرزا شیرازی) که در تاریخ از آن به عنوان «جنبش تحریم تنباکو » یاد می شود، سرانجام باطل و ملغی گردید و حتی دولت مقتدر لندن (به ریاست سالیسبوری) دچار بحران شده و سقوط کرد.
 
در برابر ترکتازی های بریتانیا، امپراتوری روسیه نیز بیکار نبود و درار تراز، پس از تصرف بخشی از شمال ایران، کار رقابت با انگلیس را ادامه داد و با گستاخی، امتیازاتی نظیر تاسیس بانک استقراضی روس کسب كرد و نیز اجازه تاسیس بریگاد مستقل قزاق را یافت که در حقیقت نوعی تسلط بر نیروی نظامی ایران بود. بدین گونه، دولت ایران در برابر روس و انگلیس به نوعی ذلت و عقب نشینی روز افزون گرفتار شده و توان مقاومت در مقابل زیاده خواهی های آنان را نداشت. آنها نیز گام به گام آمده و با کمال وقاحت، آنچه از دستشان بر می آمد امتیاز می گرفتند ...
 
با توجه به آنچه گفته شد می توان چنین نتیجه گرفت که دولت های خارجی در راه کسب منافع و تحمیل مطامع خویش، با دولت ایران چندان مشکلی نداشتند، اما ملت مسلمان و شیعه ایران (به رهبری روحانیت مجاهد) شدیدا در مقابل استعمارگران ایستادگی می کرد و در مواردی، همچون ماجرای گریبایدوف و قرارداد تنباکو، برای مقابله با استعمارگان حتی بر دولت و دربار ایران نیز می شورید.
 
نمونه های بارز تقابل ملت و روحانیت ایران با بیگانگان فزونخواه و متجاوز را می توان، از جمله، در موارد زیر مشاهده کرد: صدور حکم جهاد توسط علما و بسیج مردم در جنگ ایران و روس و پیروزی های شگرف اولیه حاصل از آن در آغاز دوره دوم جنگ های مزبور؛ مخالف مردم به رهبری علما با امتیازهای استعماری مختلف از جمله امتیاز رویتر و سپس امتیاز تنباکو و وام های کمرشکن امین السطان (صدر اعظم مظفرالدین شاه) از روسیه و بالاخره رستاخیز مردم ایران و عراق در جنگ جهانی اول بر ضد متفقین (روس و انگلیس) در پاسخ به احکام جهاد علمای شیعه دو کشور.

ملت دیندار و غیور ایران (که از حماسه عاشورا خط می گرفت) به هیچ روی پذیرای این سلطه نبود
 
بنابراین ضمن اینکه دولت های روس و انگلیس بر دولت ایران، به نوعی، اعمال سلطه می کردند، اما ملت دیندار و غیور ایران (که از حماسه عاشورا خط می گرفت) به هیچ روی پذیرای این سلطه نبود و هیچگاه نفوذ و سیطره بیگانگان را به رسمیت نشناخت.
 
از همین جا است که فریضه شکستن «کیان و انسجام ملی _ دینی» ملت مسلمان و شیعه ایران و ایجاد یا تقویت فرقه ها و مسلک های نوظهور، توسط دولت های خارجی (به ویژه روس و انگلیس) قوت می گیرد و وجود اسناد و مدارک فراوان تاریخی مبنی بر پشتیبانی مستقیم و غیر مستقیم دول یاد شده از فرقه هایی چون بابیت و بهائیت (که در خط شکستن مذهب تشیع؛ این قوی ترین عنصر هویت و اقتدار ملی ایران اسلامی، گام می زنند) مؤید دخالت بیگانگان سلطه جو در «کاشت» یا دست کم «برداشت» این فرقه ها است.
پربازدیدترین آخرین اخبار