کد خبر:۱۹۸۴۲۰
«شور شیرین»؛ یک اتفاق شیرین در سینمای ایران
«شور شیرین» را میتوان یک اتفاق شیرین در سینمای ایران دانست که جایش در سینماهای كشور خالی بود، چراکه ...
گروه فرهنگي «خبرگزاری دانشجو»؛ ساخت فیلم «شور شیرین» به کارگردانی جواد اردکانی، تهیه کنندگی ابراهیم اصغری و بازی حمید عمارلو را می توان یک اتفاق خوشایند در سینمای ایران قلمداد کرد؛ چرا که این فیلم هم توانسته در زمینه ارتباط با مخاطب موفق باشد و آنها را با ژانر دفاع مقدس آشتی بدهد و هم اینکه به لحاظ ساختاری، تمام ویژگی های یک فیلم سینمایی را دارد.
«شور شیرین» در برگیرنده تمنیات قلبی مردم ایران است؛ از نقاط قوت این فیلم، تو در تو بودن فیلمنامه، پردازش به تشکیلات جاسوسی، کشمکش ها و فراز فرودهای بجا در فیلم که نیاز به تسلط خاصی بر دکوپاژ و میزانسن دارد، مي باشد و نشان دهنده تسلط کارگردان است.
همچنین داستان پردازی های متعدد و کلیت درام از ویژگی های فیلم شور شیرین است، بخصوص سکانس فینال و پایانی فیلم که به نظر من بهترین فینالی بوده که می شد برای این فیلم تصور کرد.
اما متأسفانه شور شیرین قربانی اختلافات و سیاسی کاری مدیران شد و عدم همکاری این مدیران که بعضاً اعتقاد دارند که چنین فیلم هایی مخاطب زیادی ندارند، به فروش این فیلم ضربه زد.
این فیلم به مقطعی از زندگی شهید کاوه پرداخته که به دوران فرماندهی او در کردستان باز می گردد و تلاش دارد، مقاومت و نبرد شهید محمود کاوه را در دوران دفاع مقدس در جبهه کردستان به نمایش بگذارد.
فیلمنامه این اثر دچار کمبودها و نقصان هایی است که بشدت در شخصیت پردازی، داستان های فرعی و تعلیق هایش قابل رویت است.
کومله های ضدانقلاب، مینی بوسی از مسافران را به گروگان می گیرند و در این بین، خانواده یکی از همرزمان شهید محمود کاوه به نام پوریا دستگیر می شود. آنها آمده اند تا در منطقه شاهد مراسم عقد پسرشان باشند. گروگانها به روستای «میان بو» منتقل شده و آنجا چهره وحشی ضد انقلاب ها را می بینیم که مسجد اهل تسنن و ماموستای آن را به آتش می کشند. به دختر جوان کرد چشم طمع داشته و نوجوان بی گناه را مظلومانه پیش روی خانواده اش به شهادت می رسانند. همه اینها را محمود کاوه فهمیده و دستور می دهد نیروها به آنجا اعزام شوند که البته کاری هم از پیش نمی برند.
نیروهای ضدانقلاب به سرکردگی علیار (با بازی احمد نجفی) از حمید میرابی، پدر پوریا می خواهند تا در قبال آزادی خانواده اش برای آنها جاسوسی کند که به این منظور او را حوالی مقر سپاه پاسداران در سقز رها می کنند. ابتدا بیننده از نقشه او باخبر نمی شود، اما خیلی سریع موضوع لو می رود که او قصد ضربه زدن به کاوه و همرزمانش را ندارد و به همین سادگی تعلیق از بین می رود.
البته این حفره های فیلمنامه ای و ضعف ها در جای جای اثر به چشم می خورد، مانند رابطه پوریا و نامزدش، تسخیر پایگاه بنفشه، تهدید خسرو (عامل گروهک منافقین) به مرگ و دریافت اطلاعات، تبادل گروگان ها، سرنوشت علیار و غيره که بی سرانجام و رها می ماند.
به این ها اضافه کنید تزلزل در شخصیت پردازی و ضعف شدید در معرفی شخصیت اصلی فیلم که قرار است شهید محمود کاوه باشد. مخاطب باید شهید کاوه را با چند تعریف از منافقین، نماز خواندن، فوتبال و برخی سجایای اخلاقی بشناسند، حال آن که حقیقت کاوه شخصیتی پر رمز و راز است.
در سینمای غرب برای به تصویر کشیدن عظمت شخصیت رایان در فیلم «نجات سرباز رایان» اثر تاریخی اسپیلبرگ، میلیون ها دلار هزینه می شود تا آنجا که به عنوان بهترین فیلم جنگی تاریخ سینمای جهان به شمار می رود، اما در اینجا برای به تصویر کشیدن شخصیت اسطوره ای مانند کاوه یک صدم آن، همت نمی شود.
آیا واقعاً این گونه به فرمایشات رهبری جامه عمل پوشاندیم و حق این شهید را ادا کرده ایم؟ چرا وقتی می خواهیم حماسه ای شورانگیز را تصویر کنیم و شخصیتی را بزرگ جلوه دهیم، این قدر فیلمنامه مان لنگ می زند و عین خیالمان هم نیست؟!
البته ظاهراً با همه اینها باید خوشنود باشیم که در این وانفسای سینمای ایران که هر کس به نحوی خیانت و مهاجرت را موضوع فیلمش قرار داده، فیلمسازی با همه دردها و رنج ها «شور شیرین» می سازد و از شهدا دم می زند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰