کد خبر:۱۹۸۸۱۷
ماندگاري در جمع دانشجويان طرح ولايت تشريح كرد:
راههاي كسب معرفت / 4 زنداني كه انسان مقابل خود ميبيند
حجتالاسلام ماندگاري گفت: انسان در مقابل خود چهار زندان را ميبيند و در واقع اين زندانها يك حقيقتاند، اما جدا كردن آنها فهم مطلب را بيشتر ميكند؛ اولين زندان...
به گزارش خبرنگار «خبرگزاري دانشجو» از مشهد، حجتالاسلام ماندگاري عصر امروز با حضور در جمع دانشجويان حاضر در طرح ولايت در مسجد امام رضا دانشگاه فردوسي مشهد با جمع بندي مطالب روزهاي گذشته ضمن اشاره به نتيجه كسب معرفت ديني در مدرسه ولايت و ديانت خطاب به دانشجويان تصريح كرد: در جلسات گذشته به سه مقطع ارتقايي مدرسه ولايت و ديانت اشاره، و اشاره شد كه راههاي كسب معرفت ديني به چه صورت است. يكي از راههاي كسب معرفت ديني، باور دين پاسخگو، جامع و پوياست.
در توضيحي بايد بگويم كه تا انسان باور ديني نداشته باشد به آن رجوع نميكند و ما هنوز نگاهمان به دين به عنوان يك منبع منحصر به فرد نيست، بايد باور داشته باشيم كه دين تنها منبع راهنماست.
در دو آيه سورههاي مزمل و انسان به ارتباط بين قرآن و عترت اشاره شده است.شايد اين دو آيه از سورههاي مذكور بهترين پاسخ باشد براي اهل سنت خداوند در سوره مزمل. بارها و بارها به قرآن تاكيد ميكند در آيه 19 اين سوره خداوند قرآن را مايه روشني راه انسان ميداند و از طرفي خداوند سوره انسان را در شان اهل بيت نازل كرده است، اين اذعان از زبان مفسران شيعه نيست، بلكه اكثريت مفسران اهل سنت نيز چنين تفسيري داشتهاند.
در اين سوره 12 پاداش بهشتي براي اهل بيت پيغمبر در نظر گرفته شده آيه 29 اين سوره كه تكرار آيه 19 سوره مزمل است ميگويد كه فقط اهل بيت ميتواند راهنماي انسانها باشد.
اين تفاوت سخن نشان از دو مطلب دارد يا اينكه خدا اشتباه ميكند، يا اينكه اين دو موضوع با هم در ارتباطند. وجود مقدس خدا در مقام اشتباه نيست؛ بنابراين نتيجه اول قابل قبول نخواهد بود و بايد تاكيد كنيم كه قرآن و عترت پيوسته در ارتباط با هم هستند و اين بهترين دليل قرآني است كه قرآن و عترت يك حقيقتاند؛ بنابراين اگر دين را كه مجموعهاي از آموزههاي قرآني و روايي است باور داشته باشيم آنگاه دائما به سراغ دين خواهيم رفت.
يكي ديگر از راههاي كسب معرفت ديني تفكر و تعقل است در بيش از 254 آيه قرآن به تفكر و تعقل اشاره شده، امروز جوانان ما يا تفكر ديني ندارند يا به سمت تفكر ديني نميروند و بايد گفت كه تفكر، قطبنماي حركت انسان است به شرطي كه روي سطح صاف باشد و ميدان مغناطيسي مخالف در اطراف آن نباشد اين ميدانهاي مغناطيسي مخالف در مقابل تفكر انسان ميتواند هواها و هوسها، عادتها، عرفيات غلط و جلوههاي دنيا باشد.
اگر دنيا در جلوي چشم انسان زيبا بيايد ديگر حتي براي رسيدن به آن پدر و مادر خود را نميشناسند. عمر سعد شب تا صبح فكر كرد كه در قبال عبدالله چگونه عمل كند و در طرفي حر نيز همين شرايط را داشت نتيجه تفكر اين دو بسيار متفاوت بود.
شايد يكي از راههايي كه انسان به تفكر وادار شود، فكر كردن به مرگ باشد در روايات داريم كه اميرالمومنين ميفرمايند: هر كس به ياد مرگ، قبر و قيامت باشد فكرش از زندان رها ميشود.
انسان در مقابل خود چهار زندان را ميبيند و در واقع اين زندانها يك حقيقتاند؛ اما جدا كردن آنها فهم مطلب را بيشتر ميكند؛ اولين زندان، زندان چهرهسازي است؛ دومين زندان، زندان ماديات؛ سومين زندان، زندان ظاهر و آخرين زندان، زندان دنياست.
زندان ظاهر، اكثرا در ازدواج بروز ميدهدو اكثر جوانان به دنبال صورتهاي زيبا هستند؛ در صورتي كه حضرت رسول (ص) ميفرمايد: از سبزههاي لجنزار بپرهيزيد. گفتند: اين سبزههاي لجنزار چيست. حضرت فرمودند: همان خوشگلهايي كه در دامن زشتي تربيت شدهاند در ازدواج نبايد به دنبال خوشگلي صورت باشيم اين حقيقت در حالي است كه امروز اكثرا طرفدار ظاهر هستند.
حقيقت ديني زماني است كه انسان از اين زندانها رها شود. رهايي از اين زندانها سه رمز آزادي نياز دارد، يكي اينكه آخرت را باور داشته باشيد، دومين رمز آزادي باور كردن قيامت است و سومين آن اين است كه مراقب وسوسههاي شيطان باشيم؛ وقتي اين سه اتفاق بيفتد انسان با عرفيات، آداب و جلوههاي دنيا مخالفت خواهد كرد و به معرفت ديني خواهد رسيد.
اما آخرين مطلبي كه بايد به آن اشاره شود نتيجه اين معرفت ديني است و در واقع پس از كسب معرفت ديني انسان تكليفمحور ميشود، هر كس به معرفت ديني عمل كند تكليف خود را ميداند. بايد بگوييم كه تكليف يعني معامله با خدا و قيامت و سنجش و منبع آن نيز تكليف بر اساس شرايط و دادههاست ما هميشه بايد مسئله و موضوع را به دين بدهيم و حل آن را از دين بخواهيم.
تكليفي كه دين به ما ميدهد بايد عملي شود و بايد پاي آن بايستيم پس از انجام اين تكليف بندگي و قرب به خدا وجود دارد (إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً)
در انجام تكليف علاوه بر سپردن موضوع به دين دريافت تكليف از دين و پايبندي به آن شش عامل معنوي وجود دارد؛ اولين عامل توكل به خداست يعني اينكه به خدا اعتماد داشته باشيم دومين عامل واگذار كردن نتيجه امور به خداست در سومين عامل معنوي بايد به دين توسل كنيم و از قرآن و عترت كمك بگيريم در عامل بعدي نياز به استغفار داريم و در عامل پنجم بايد صدقه بدهيم. صدقه موانع را برطرف ميكند؛ اما آنچه كه امروز از مضمون صدقه بيان ميشود، درست نيست. صدقه فقط براي رفع بلا نيست، بلكه موانع تكليف را نيز برطرف ميكند در واقع صدقه يعني اينكه از داراييهايي كه داريم به ديگران نيز بدهيم چه اين داراييها مادي باشد، چه فرهنگي و چه علمي باشد.
و در آخرين عامل معنوي كه بايد در انجام تكليف مدنظر باشد، دعا كردن است. لازم است كه براي انجام هر تكليفي دعا كنيم؛ پس نتيجه تمام مطالبي كه بيان شد كسب معرفت ديني و به تبع آن تكليفمداري است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰