آغاز سرود عشق در اردوی جهادی با اللهم عجل لوليك...
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۹۸۹۸۴
سفرنامه اردوی جهادی سلمان فارسی در روستای توابع ارسنجان؛

آغاز سرود عشق در اردوی جهادی با اللهم عجل لوليك...

هر صبح از اردوی خدمت را با ناله هجران آغاز مي‌كنند و تا عهد صبحگاهي را تجديد ننمايند سجاده خدمت را پهن نخواهند كرد. كلاس درس را براي كودكان و نوجوانان روستايي با سرود عشق بازي موجودات عالم آغاز مي‌كنند و الهم كن لوليك...
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»- محبوبه افراسیابی؛ هر صبح از اردوی خدمت را با ناله هجران آغاز مي كنند و تا عهد صبحگاهي را تجديد ننمايند سجاده خدمت را پهن نخواهند كرد. كلاس درس را براي كودكان و نوجوانان روستايي با سرود عشق بازي موجودات عالم آغاز مي كنند و الهم كن لوليك...

مثبت يك
 
اگرچه در اردوی جهادی از سواحل كيش و قشم خبري نيست اما زيباترين و آرام ترين سواحل عاشقي را در خود جاي داده است كه يكبار خدمت بي‌مزد و منت آنچنان طعم شيريني را به مذاق راهيانش مي چشاند كه سخت ترين شرايط و صعب العبورترين راه ها را با كمترين امكانات و با آغوشي باز و رويي گشاده از زمين ضمير وجودي اش مي پذيرد و حاضر نيست لحظه اي از عمر خويش را در به ظاهر زيباترين ويلاهاي شمال سپري كند؛ حتي اگر زير كولرهاي گازي بنشيند و درياي مديترانه را با امواج پي درپي آن مشاهده نمايد.
 
چرا كه بر صورت آن جهادگر، خنكاي لبخند پيرمرد روستايي حياتي ابدي بخشيده و وجود او غرق در درياي عشق و مهرباني و قدرشناسي اهالي گرديده است. من قشم و كيش نمي روم... اگر هم روزي عازم آنجا گردم حتما روستاهاي محروم آنجا را برمي گزينم تا در سواحل عاشقي اش آرام گيرم.

مثبت دو
 
از فرش تا عرش وارد روستا که شدند، رفتند بر سر زمین و شروع کردند با عشق کار کردن. اهالی روستا یکی یکی می آمدند و با تعجب به بچه ها نگاه می کردند که اینها از کجا آمده اند و چه کار می کنند... ! خلاصه چند روزی به همین منوال گذشت که تا صدای اذان از همان زمین بلند شد و همه نماز جماعت را آنجا برگذار کردند...
 
آری آنجا قرار بود مسجد بنا شود. در جایی که اهالی روستا سالیان سال آرزو می کردند... اشك شوق اهالی روستا، سيلابي از قطرات به هم پيوسته اشك هاي بچه هاي جهادي به راه انداخت و دستان غيرت ديني شان را به آسمان ها برد تا هنگامي كه به زمين برمي گردد كلنگ و بيلي را بر عمق زمين بكوبند... و اینک اهالی تا آخرين روز قيامت دعاي شان كردند و دود اسپند خود را حائل آنها و شيطان قرار دادند تا از چشمان پليد گنهكاران دور بمانند و آنها را به سرزمين پاكي ها عروج داد...
 
و تا زماني كه دستان دعايش به زمين برگردد جهادگران بر بال ملائك پروازشان تداوم خواهد يافت.

مثبت سه
 
خالص تر از مرواريد آنقدر كار مي كردند و از جسم و جان جوانشان مايه مي گذاشتند كه برخي از اهالي آرزو مي كردند به ميزان بچه هاي جهادي حقوق بگيرند؛ چون بيشتر از اضافه كارشان، سر ساختمان يا در كلاس درس مي ماندند؛ حتي نمازهاي يوميه را سر زمين مي خواندند... اما دو سه روزي كه گذشت در اوج شگفتي فهميدند كه حتي از پول شخصي شان نيز دريغ نورزيده اند. اهالي متحير و مبهوت از اين اخلاص، مرواريدهاي گم شده شان را يافته بودند كه درخشش مرواريد وجودي هر جهادگر براي روشنايي ابدي روستا كافي مي نمود.

مثبت بي نهايت
 
هر صبح از اردو خدمت را با ناله هجران آغاز مي كنند و تا عهد صبحگاهي را تجديد ننمايند سجاده خدمت را پهن نخواهند كرد. كلاس درس را براي كودكان و نوجوانان روستايي با سرود عشق بازي موجودات عالم آغاز مي كنند و الهم كن لوليك...
 
و شب هنگام نيز كه جسم خسته شان بر موكت هاي زمخت مدرسه روستا آرام مي گيرد نگرانند كه آيا رضايت مولا حاصل گرديده است يا خير.
 
آري غايت مطلوب جهادگران بسترسازي ظهور مصلح هستي است كه محروميت را از كل گيتي نابود كرده و عدالت گستري حكومت جهاني آن موعود آسماني جايي براي محروميت‌زدايي گروه‌هاي جهادي نخواهد گذارد و نيز جايي براي پيرشدن زود هنگام جهادگران از فقرها يا كمبودها.
پربازدیدترین آخرین اخبار