انتشار 30 روزنامه با یک تیتر در زمان خاتمی/ آزادی بیان دوران احمدی‌نژاد با زمان هاشمی و خاتمی قابل مقایسه نیست
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۰۰۳۵۳
«روزنامه‌نگاری پس از انقلاب» در گفت‌وگو با مهدی‌پور؛

انتشار 30 روزنامه با یک تیتر در زمان خاتمی/ آزادی بیان دوران احمدی‌نژاد با زمان هاشمی و خاتمی قابل مقایسه نیست

فرشاد مهدی پور به عنوان یک روزنامه نگار معتقد است، آزادی بیانی که در دوران احمدی نژاد وجود دارد قابل مقایسه با دوران هاشمی و خاتمی نیست.
گروه سیاسی«خبرگزاری دانشجو»؛ روزنامه و روزنامه نگاری دو عنوان است که تاثیر فراوانی را بر روی جامعه دارد. یک روزنامه نگار می تواند با دید خود جامعه را تغییر داده و به سمت خوبی ها سوق دهد و از طرفی با یک خبر دنیا را به سمت سیاهی بکشاند.
 
عرصه روزنامه نگاری تا پیش از انقلاب بیشتر جولانگاه افراد روشنفکر نزدیک به غرب بود اما پس از انقلاب حضور نیروهای حزب اللهی در روزنامه ها بیشتر به چشم می خورد.
 
از این رو برای بررسی پدیده روزنامه نگار انقلابی به سراغ یکی از با تجربه ها عرصه خبر رفتیم. کسی که در سابقه خود سردبیری همشهری و هفته نامه پنجره را دارد.
 
فرشاد مهدی پور معتقد است که جوانان حزب اللهی خیلی تند تر از حد معمول به مراتب بالای روزنامه نگاری رسیدند و البته این مساله را یك آفت بزرگ می داند.
 
«خبرگزاري دانشجو» - پس از انقلاب چند نوع روزنامه‌ نگاري داشتيم، از انتشار روزنامه‌هاي ضد انقلابی همچون رسالت در زمان جنگ گرفته تا انتشار روزنامه هایی همچون همشهري، شلمچه و فكه با ايده انقلابي‌گري ؛ اما چرا پس از جنگ روزنامه‌هاي انقلابي از سوي دولت تحت فشار قرار گرفتند؟
 
مهدي پور: اين بحث نياز به توضیح دارد، مهم‌ترين نکته ای که باید به آن اشاره کرد، بازگشت به گفتمان حاكم است.
 
هميشه يك گفتمان اصلي داريم و يك سري گفتمان‌هاي حاشيه‌اي كه اين گفتمان‌ها بر روي هم تاثیر مي‌گذارند.
 
هفته نامه مهاجراني؛ آغاز فاز دوم خرداد

بعد از جنگ، گفتمان سازندگي و توسعه اقتصادي که همان گفتمان‌ هاشمي رفسنجاني بود، حاكم شد و در نتيجه آن روزنامه همشهري كه روزنامه‌اي مردمي بود، متولد گرديد.
 
گفتمان ديگري که پدید آمد و صاحب بعضي نشريات و روزنامه‌ها بود، گفتمان عدالت اجتماعي بود؛ به طور مثال مجله كيهان هوايي سليمي نمين، روزنامه فردای احمد توكلي و روزنامه صبح مهدي نصيري و همچنین ماهنامه اهل قلم در این دوران انتشار یافت.
 
گفتمان رقيب ديگري كه به وجود آمد، گفتمان روشن‌فكري بود؛ اين گفتمان خيلي فعال بود و با گفتمان توسعه در يك نقطه پيوند خورد و آن، جايي بود كه احساس كردند در مقابل گفتمان عدالت مورد نقد واقع شده‌اند؛ تجلي اين پيوند در روزنامه دولت يا همان ايران شکل گرفت.
 
اين روزنامه براي پاسخ به جریان رقیب در اواسط سال 75 منتشر شد، سپس هفته نامه «بهمن» از عطاء الله مهاجراني انتشار یافت که از آن دوره به بعد وارد فاز دوم خرداد شدیم.
 
در اين دوران يك شبه گفتمان جريان چپ هم داشتيم، البته چپ در اينجا به معناي چپ كمونيستي نيست.
 
ارکان اين گفتمان روزنامه‌هاي «جهان اسلام»، «سلام» و بعضي از مجلات ريزتر مثل «عصر ما» بودند.
 
وزیر ارشاد خاتمی در تدوین روزنامه های زنجیره ای نقش داشت
 
جريان سكولار و ليبرال، گفتمان نوانديشي و روشن‌فكري را كه در آن زمان‌ مطرح بود، هدايت مي‌كرد، اما جريان چپ به عنوان يك جريان مستقل هنوز متولد نشده بود؛ که سال 76 شاهد انتشار روزنامه «جامعه» با یک تیراژ اسطوره ای 100هزار بودیم.
 
پس از توقیف جامعه شاهد انتشار روزنامه «آزادگان» بودیم که با شعار «آزادگان به جامعه سلام می کنند»، پا به عرصه مطبوعات گذاشت و از اين تاریخ به بعد بود که روزنامه‌هاي زنجيره‌اي متولد شدند که وزیر ارشاد دولت نیز در تدوین آنها نقش داشت.
 
جريان چپ مذهبي سابق كه در روزنامه‌هاي سلام و جهان اسلام حضور داشت، به اين بدنه پيوند خورد و جريان تكنوكرات هم از اين ظرفيت استفاده کرد.
 
از اين زمان بود که جريان گفتمان عدالت تضعيف شد و به طور مثال شاهد توقیف ماهنامه «نیستان» و «شلمچه» بودیم، اما اين جريان هم تا زماني در اوج قرار داشت و سپس با افول مواجه شد.
 
در دوران خاتمی روزنامه‌هاي زنجيره‌اي در يك ستاد جنگ رواني كار مي‌كردند
 

«خبرگزاري دانشجو» -  حرکت سینوسی بعضي روزنامه‌هاي انقلابي همچون كيهان در دفاع یا نقد دولت كه همواره سعي كرده‌اند همپاي انقلاب حركت كنند را چگونه بايد تحليل كرد؟ آيا جريان‌هاي سياسي همواره ثابت بوده‌ و حضور مستمري داشتند يا روزنامه‌هاي انقلابي يك حركت سينوسي را طي كرده اند ؟

مهدي پور: رسانه همواره با انتقاد پيوند خورده و انتقاد را نمي‌توان از رسانه جدا كرد، جداي از آن جامعه هم در يك حركت سينوسي حركت كرده است.
 
در دوران رياست جمهوري خاتمي، در تهران نزديك به 30 روزنامه با يك تيتر منتشر مي‌شد و حتي گاهي چند روزنامه در يك ساختمان صفحه بندي مي‌شدند.
 
در ميدان هفت‌تير ساختماني بود كه چهار روزنامه در آن فعالیت مي‌كردو صفحه بندي مي‌شد.
 
روزنامه‌هاي زنجيره‌اي رسماً در يك ستاد جنگ رواني كار مي‌كردند و دولت این مسند قدرت را در روزنامه‌ها ايجاد كرده بود، اما در دوران احمدي نژاد اين تجربه تكرار نشد.
 
احمدي‌نژاد به رسانه‌ها اعتقاد زيادي ندارد
 
احمدي نژاد قبل از انتخابات و حتی بعد از ریاست جمهوری نتوانست با روزنامه‌ها ارتباط خوبي بگيرد، روزنامه‌ها ميانه خوبي با دولت ندارند و شرایط روزنامه‌ها در اين دولت با دولت اصلاحات اصلاً قابل مقايسه نيست، مخصوصاً در دولت دوم احمدي نژاد و بحث مشايي، روزنامه‌هايي مثل كيهان به منتقدان دولت تبديل شدند.
 
«خبرگزاري دانشجو» - آيا دولت توانمندي استفاده از روزنامه‌ها را نداشت يا اينكه اعتقادي به اين امر ندارد؟
 
مهدي‌پور: احمدي‌نژاد به كارهاي حزبي علاقه و اعتقادی ندارد، از طرفي به رسانه‌ها هم اعتقاد زيادي ندارد و به همين دليل رسانه‌ها از همان ابتدا رابطه خوبي با وی نداشتند، البته در زمانی که شهردار تهران بود ارتباط بهتري با رسانه ها داشت و همشهري محله را راه‌اندازي كرد.
 
«خبرگزاري دانشجو» - رسانه‌ها در طول افت و خيزهاي بعد از انقلاب تا چه اندازه استقلال داشتند؟
 
مهدي‌پور: بحث استقلال و بي‌طرفي و بي‌موضعي كه غربي‌ها مي‌گويند و خودشان هم به آن پايبند نيستند، افسانه‌اي بيش نيست و چنين چيزي امكان ندارد، اما واقعيت اين است كه در دوره احمدي‌نژاد روزنامه‌ها راحت‌تر بودند و نقد دولت در اين دوره نسبت به زمان خاتمي و هاشمي قابل مقايسه نيست.
 
اما مطلبي كه بايد به آن اشاره كرد، ظهور وب سايت‌هاي خبري در هفت هشت سال اخير است كه فضاي خبري و جنجال‌ها را به جايي رسانده كه در زمان خاتمي كسي خواب آن را هم نمي‌ديد.
 
وب سايت‌هاي خبري فضاي خبري را بسيار گسترش دادند و در حال حاضر انتقادهاي تندي در سايت‌ها عليه جريان‌هاي مقابل صورت مي‌گيرد که در غالب موارد منجر به فيلتر شدن سايت هم نمي‌شود.
 
روزنامه كيهان در ابتدا روزنامه حزب كمونيستي بود/چارچوب دانشگاهی روزنامه نگاری بعد از انقلاب ،آموزش های غربی بود

«خبرگزاري دانشجو» - تعريف شما از يك روزنامه‌نگار و روزنامه انقلابي چيست و در دولت اخير چند درصد توانسته‌ايم به اين آرمان نزديك شويم؟
 
مهدي‌پور: بعد از انقلاب دانشكده روزنامه‌نگاري دانشگاه علامه تعطيل شد تا دهه 70 كه مجدداً احيا و با دانشكده علوم اجتماعي ادغام گرديد و در سال 69 در قالب دانشكده ارتباطات شكل گرفت.
 
معلوم نيست چنین فضاي آموزش دانشگاهي روزنامه‌نگاري تا چه اندازه با معرفت انقلابي همراه بوده است؛ چرا كه چارچوب آن آموزش غربي بود، اما جرياني كه در كنار آن متولد شده جريان انقلابي است؛ مثل روزنامه كيهان که در ابتدا روزنامه حزب كمونيستي بود.
 
روزنامه اطلاعات روزنامه راست است، اما می بینیم نيروهاي انقلابي به كيهان مي‌روند، ولي آموزش آكادميك نمي‌بينند و سعي مي‌كنند تجربه‌اي را كسب كنند.
 
باید گفت در زمينه رسانه يك نوع روزنامه نگاري عدالت داريم كه همان روزنامه‌هاي انقلابي است.
 
برای ضربه زدن به جناح مخالف باید حرفه ای کار کرد
 
روزنامه‌هاي انقلابي مفاهيمي مثل عدالت و انقلابي‌گري را وارد حوزه رسانه كردند؛ در اين دو سه دهه كه رقابت بين روزنامه‌هاي انقلابي و جريان‌هاي مخالف حاكم بوده است، نتایج مثبتی در بر داشته و منجر به حضور افرادي در سطح سردبير و دبير شده؛ اين امر در روزنامه های دیگر هم كه داراي روحيه انقلابي هستند، شکل گرفته و اين ثمره بزرگي است؛ چرا كه در 10 سال پيش چنین بحث هایی مطرح نبود.
 
ماجراي انتخابات 88 و وقايع پس از آن ضربات زيادي به جمهوري اسلامي وارد کرد؛ البته بركات زيادي هم در برداشت؛ يكي اينكه بچه حزب‌اللهي‌ها متوجه شدند كه اگر كار نكنند ديگران هستند كه خبرهاي مخالف خود را منتشر كنند.
 
به وجود آمدن سايت‌ها و وبلاگ‌هاي فراوان بعد از فتنه 88 از ثمرات اين رويكرد است؛ البته آفتی داشته که آن بي‌تجربه بودن افراد است؛ چرا كه حرفه‌اي كار نكردن باعث مي‌شود كه ضربه ای به جناح مخالف وارد نشود.
 
سکولار ها از ما جلوتر هستند
 
«خبرگزاري دانشجو» - به نظر شما حضور نيروهاي حزب‌اللهي کم تجربه در سايت‌ها و روزنامه‌ها در مقابل مقابل نيروهاي سكولار دارای  تحصيلات آكادميك و تجربه كافي در مجلات و روزنامه‌هاي سكولار مخصوصاً در حوزه علوم انساني موجب اعتراض و از دست دادن مخاطب می شود مخاطب نمی شود ؟
 
مهدي‌پور: ابتدا بايد به مطلبي اشاره كنم، روزنامه نگاري ليبرال سكولار 300، 400 سال سابقه دارد و از زمان دكارت نشات مي‌گيرد و عقبه فكري بزرگي دارد، اما روزنامه‌نگاري انقلابي از زمان حضرت امام خميني و بعد از انقلاب تا كنون شكل گرفته است و نشريه‌اي كه قبل انقلاب منتشر مي‌شد نشريه مكتب اسلام آيت‌‌الله مكارم شيرازي بود.
 
ما يك تجربه محدود 30 ساله داريم، ولي سكولارها دارای تجربه 300 ساله هستند و اگر در جهاتي از ما پیش هستند آن چنان چيز عجيبي نيست.
 
برخی بچه حزب اللهی های بدون تجربه سردبیر شدند
 
 
بايد اذعان كنيم كه ضعف‌هايي هم داريم و بچه حزب‌‌اللهي‌هايي كه تجربه كافي ندارند مسئوليت دبيري و سردبيري بدست‌ آورده‌اند؛ اين امر دو ضرر بزرگ دارد يكي اينكه در زمان خود نمي‌تواند كار كند و ديگر اينكه بعد از مسئوليت تبديل به يك حباب بزرگ شده و در هر جايي جاي نمي‌گيرد.
 
نتيجه اين وضع تقليد مي‌شود؛ زماني كه احساس ضعف کردیم، به رقيب نگاه کرده و از او تقليد مي‌كنيم؛ مثلاً تلويزيون ما به شيوه «بي. ‌بي. ‌سي» خبر مي‌گويد و اگر «بي. ‌بي. ‌سي» شيوه خبرگويي را تغيير داد، تلويزيون ما هم اين كار را انجام مي‌دهد، بنابراين تنها راه پيشرفت را در تقليد مي‌بينيم، در حالي كه اشتباه است و بايد قبل از اين كار شيوه صحيح خبرنويسي و بيان آن را فرا بگيريم؛ البته اين اتفاق در هفت هشت سال اخير افتاده و اتفاق بدي است.
 
در فضاي سايبر، جريان غالب جريان انقلابي است
 
«خبرگزاري دانشجو» - آيا در اين مورد هم ضربه خواهيم خورد و آیا بايد مانع ضربه خوردن شويم؟ راه مقابله با اين وضعيت چيست؟
 
مهدي پور: در فضاي سايبر، وضعيت بهتري نسبت به وضعيت روزنامه‌نگاري داريم و جريان غالب جريان انقلابي است.
 
به نظر من از اين وضعيتي كه اكنون وجود دارد هم خواهيم گذشت و 15-10 سال ديگر، قشر روزنامه‌نگاران انقلابي اگر بتوانند مباني خود را تقويت كنند حتماً اثربخش خواهند بود و نياز نيست خودمان را شبيه جريان مخالف كنيم.
 
مهم اين است كه رسانه انقلابي داشته باشيم كه مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار كند.
پربازدیدترین آخرین اخبار