روایت شکست هژمونی دریایی آمریکا؛ از آبهای خلیج فارس تا تنگه هرمز
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو_امیرعلی فتحی؛ جهان در هفتههای اخیر شاهد پردهبرداری بیسابقهای از ضعف ساختاری نیروی دریایی ایالات متحده بود؛ نیرویی که دههها نماد قدرت بلامنازع واشنگتن در آبهای بینالمللی محسوب میشد. نیویورک تایمز در گزارش مبسوط خود، تصویری تکاندهنده از آنچه «زوال تراژیک نیروی دریایی آمریکا» میخواند، منتشر کرده است: ناوگانی که روزگاری برای حکمرانی بر اقیانوسهای بزرگ طراحی شده بود، اکنون در تنگه هرمز به دام افتاده است.
این گزارش فاش میکند که قدرت ایران دیگر متکی بر تقابل کلاسیک دریایی نیست، بلکه بر یک جنگ فرسایشی کمهزینه و به شدت اخلالگرانه استوار شده است. قایقهای تندرو سپاه پاسداران - که نیویورک تایمز آن را «ناوگان پشهای» نامیده - همراه با هزاران پهپاد ارزانقیمت، ناوهای هواپیمابر چند میلیارد دلاری آمریکا را به اهدافی آسیبپذیر بدل کردهاند. رابرت کاپلان، تحلیلگر برجسته نظامی، در تحلیلی برای نیویورک تایمز مینویسد: «نیروی دریایی آمریکا در قیاس با تاریخ خود و رشد نیروی دریایی چین در حال افول است و کنترل گلوگاههای حیاتی جهان را که در ابتدای قرن بیست و یکم در اختیار داشت، از دست داده است».
این اعتراف از سوی رسانهای که خود بلندگوی قدرت آمریکاست، به تنهایی گویای عمق فاجعه است. اما داستان شکستهای میدانی آمریکا در برابر ایران، روایتی نیست که از امروز آغاز شده باشد؛ این داستان ریشه در چهار دهه رویارویی دارد که هر بار، ابهت پوشالی ابرقدرت را بیش از پیش فرسوده است.
جنگ ۱۲ روزه؛ زلزلهای در دکترین امنیتی آمریکا
خرداد ۱۴۰۴ نقطه عطفی در تاریخ منازعات خاورمیانه بود. جنگی که تنها ۱۲ روز به طول انجامید، اما ضربات آن چنان کاری بود که پنتاگون را وادار به بازنگری در تمام محاسبات راهبردیاش کرد. در جریان این نبرد، پنتاگون ۱۵۰ موشک رهگیر تاد یکی از پیشرفتهترین سامانههای پدافندی خود را صرفاً برای دفاع از اسرائیل در برابر رگبارهای موشکی ایران شلیک کرد. فرماندهان نظامی آمریکا بعدها اعتراف کردند که نیروی دریایی این کشور در جریان این منازعه، ذخایر موشکهای رهگیر خود را با «نرخ هشداردهندهای» مصرف کرده است.
این نخستین بار در تاریخ معاصر بود که یک کشور منطقهای توانست با تکیه بر توانمندی بومی، چنین هزینهای را بر ماشین جنگی آمریکا تحمیل کند. نیویورک تایمز در گزارش خود تصریح میکند که ماهها درگیری فرسایشی، زرادخانه موشکهای میانبرد و پدافندی نیروی دریایی آمریکا را تخلیه کرده است.
جنگ نفتکشها؛ پیشنمایه یک استراتژی ماندگار
برای درک عمق راهبردی آنچه امروز در تنگه هرمز میگذرد، باید به دهه ۱۳۶۰ و «جنگ نفتکشها» بازگشت. در فاصله سالهای ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۷، خلیج فارس صحنه نبردی فرسایشی میان ایران و عراق بود که دامنه آن به کشتیهای تجاری و نفتکشها نیز کشیده شد. ایالات متحده در تابستان ۱۳۶۶ با اجرای «عملیات اراده جدی» (Operation Earnest Will) وارد میدان شد؛ بزرگترین عملیات اسکورت دریایی از زمان جنگ جهانی دوم.
اما تجربه تلخی در انتظار ناوگان آمریکا بود. نفتکش بریجتاون، نخستین کشتی کویتی با پرچم آمریکا، در همان اوایل عملیات با یک مین برخورد کرد و آسیب دید. نکته تحقیرآمیز ماجرا آنجا بود که ناوهای اسکورتکننده آمریکایی که ظاهراً برای مواجهه با میدانهای مین آمادگی نداشتند، مجبور شدند در ادامه مسیر پشت سر این نفتکش آسیبدیده حرکت کنند.
اوج این رویارویی به ۲۹ فروردین ۱۳۶۷ بازمیگردد؛ زمانی که ناوچه آمریکایی ساموئل رابرتز با یک مین ایرانی برخورد کرد و به شدت آسیب دید. واشنگتن در واکنش، «عملیات آخوندک» (Operation Praying Mantis) را به اجرا گذاشت و در یک روز، دو سکوی نفتی، یک ناوچه و یک قایق موشکانداز ایران را منهدم کرد. آمریکا این عملیات را «بزرگترین نبرد سطحی نیروی دریایی از جنگ جهانی دوم» نامید.
اما درس واقعی این نبرد برای تهران نه شکست، که ضرورت تغییر پارادایم بود. درست پس از جنگ تحمیلی، جمهوری اسلامی به این نتیجه رسید که رویارویی مستقیم با آمریکا خودکشی نظامی است و به جای آن، به سمت ساخت نیرویی حرکت کرد که نه برای شکست دشمن، که برای فرسودن، اخلال در محاسبات و تحمیل هزینه دائمی طراحی شده باشد. از این دکترین بود که مدل قایقهای تندرو، زیردریاییهای کوچک و پهپادهای دریایی متولد شد.
واقعیت میدان چیست؟
شکاف میان روایت رسمی کاخ سفید و واقعیت میدانی، امروز به اندازهای عمیق شده که حتی نهادهای اطلاعاتی خود آمریکا نیز توان سانسور آن را ندارند. دونالد ترامپ در سخنرانیهای خود مکرراً ادعا میکند که نیروی دریایی و هوایی ایران را «کاملاً نابود» کرده است. او در یک سخنرانی گفت: «نیروی دریایی ایران اکنون کاملاً منهدم شده، نیروی هوایی و برنامه موشکیشان در سطوحی بیسابقه آسیب دیده، و پایگاه صنعتی دفاعیشان نابود شده است».
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز مدعی «نابودی توانمندیهای رژیم ایران تنها در ۳۸ روز» شده است.
اما همزمان، گزارش محرمانه پنتاگون که توسط انبیسی نیوز فاش شد، نتیجهگیری کرده است که ایران همچنان «توانمندیهای کلیدی نظامی» خود را حفظ کرده و عملیاتهای اخیر نتوانسته قدرت هستهای آن را به طور قابل توجهی فرسایش دهد. این ارزیابی مستقیماً ادعاهای ترامپ و هگست درباره انهدام نیروی هوایی و دریایی ایران را نقض میکند.
خبرگزاری رویترز نیز در راستیآزمایی سخنان ترامپ نوشت: «ترامپ توانمندیهای نظامی ایران را نابودشده توصیف کرد، اما تهران به حملات روزانه خود در سراسر خلیج فارس و اسرائیل ادامه داده است». به عبارت دیگر، در حالی که رئیسجمهور آمریکا از «پیروزی» سخن میگوید، نیروهای آمریکایی در ۱۳ پایگاه نظامی در خاورمیانه عملاً در شرایط «غیرقابل سکونت» به سر میبرند و بسیاری از آنها مجبور به انتقال به هتلها و مراکز اداری شدهاند.
شکست هژمونی؛ پایان یک نظم
آنچه در خلیج فارس و دریای سرخ رخ میدهد، فراتر از یک شکست تاکتیکی یا حتی راهبردی است. آنچه شاهدش هستیم، فروپاشی معماری هژمونیک قدرت دریایی آمریکاست. رابرت کاپلان در نیویورک تایمز مینویسد: «حتی اگر آمریکا در پایان این جنگ پیروز شود، در واقع بازنده است. این منازعه بخشی از فرایندی است که طی آن، آمریکا در حالی که از نظر نظامی و اقتصادی منحرف شده، چین و روسیه نظام جهانی را تهدید میکنند».
قدرت دریایی آمریکا که به تعبیر کاپلان «ریشه قدرت جهانی آمریکا» بود، اکنون در تنگهای ۲۱ مایلی به دام افتاده و توان باز کردن یک آبراه بینالمللی را ندارد. دورانِ ترساندن کشورها با اعزام یک ناو هواپیمابر به پایان رسیده است. پهپادهای ۲۰ هزار دلاری ایران، ناوهای ۱۳ میلیارد دلاری آمریکا را به اهدافی آسیبپذیر تبدیل کردهاند. انبارهای مهمات نیروی دریایی در حال تهی شدن است، بدنه کشتیها فرسوده شده، و اعتبار راهبردی آمریکا برای همیشه خدشهدار گشته است.
وقتی ایران بدون ترس، ۱۳ پایگاه آمریکا را با خسارات میلیاردی از کار میاندازد، وقتی پهپادهای انتحاری سپاه در دل تنگه هرمز جولان میدهند، وقتی ناوهای هواپیمابر از ترس موشکهای ایرانی صدها کیلومتر عقب مینشینند، و وقتی رئیسجمهور آمریکا مجبور به پذیرش آتشبس با گروهی میشود که خود «تروریستی» میخواند، باید پذیرفت که هژمونی دریایی آمریکا نه یک افسانه، که یادگاری از قرنی دیگر است.
تراژدی نهایی شاید این باشد: آمریکا قادر است پایگاهها، کشتیها و تأسیسات را نابود کند، اما در برابر تهدیدات نامتقارنی که بر پراکندگی، استتار و هزینه پایین متکی هستند، عملاً ناتوان است. هر چه ایالات متحده آتش ویرانگرتری به کار میگیرد، دشمنانش را بیشتر به سمت توسعه ابزارهای ارزانتر و انعطافپذیرتر سوق میدهد و پیروزی نظامی مستقیم را به توهمی نزدیکتر از واقعیت بدل میکند. نیروی دریایی که روزگاری برای حکمرانی بر اقیانوسها ساخته شده بود، امروز حتی نمیتواند تنگهای به پهنای ۲۱ مایل را باز کند. این، روایت واقعی زوال تراژیک نیروی دریایی آمریکاست.