هدیه ناخواسته؛ چگونه مهمات عملنکرده آمریکایی، زرادخانه مهندسی معکوس ایران را تغذیه میکنند؟
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛ خبر کوتاه بود، اما پژواکی عمیق در محافل اطلاعاتی غرب داشت شبکه پرس تی وی اعلام کرد که طی چند روز اخیر، بیش از ۱۵ فروند موشک سنگین و پیشرفته آمریکایی که به دلایل فنی در اهداف خود منفجر نشده بودند، با موفقیت خنثیسازی و برای بررسیهای فنی به واحدهای تحقیقاتی و مهندسی معکوس منتقل شدهاند.
در میان این غنائم، نام یک بمب سنگرشکن عظیم GBU-۵۷ به چشم میخورد؛ بمبی که برای نفوذ به عمق ۶۰ متری بتن مسلح طراحی شده و اکنون به جای قلب تأسیسات زیرزمینی ایران، روی میز مهندسان ایرانی قرار گرفته است. پایگاه اینترنتی بریتانیایی «آیپیپر» به نقل از تحلیلگران پیشین سازمان سیا نوشت: «نگرانی واقعی این است که ایران به تسلیحات پیشرفته آمریکایی و اسرائیلی عملنکرده دست یافته و اکنون در حال رمزگشایی از آنهاست.»
میراث یک ملت تحت محاصره
مهندسی معکوس برای ایران یک انتخاب نیست، یک ضرورت تاریخی است. از فردای پیروزی انقلاب اسلامی، تحریمهای تسلیحاتی، صنعت دفاعی کشور را به سمتی سوق داد که یا باید میمرد یا روی پای خود میایستاد. ایران ایستاد.
نخستین جرقههای جدی این مسیر را میتوان در دهه ۱۳۶۰ جستوجو کرد، زمانی که موشکهای زمین به هوای MIM-۲۳ Hawk آمریکایی که از دوران پیش از انقلاب در اختیار نیروی هوایی بود، به دست مهندسان ایرانی باز شد. حاصل این تلاش، سالها بعد در قامت سامانه پدافندی «شاهین» و سپس «باور ۳۷۳» متجلی شد؛ سامانهای که امروز ستون فقرات دفاع هوایی ارتفاع بالای ایران را تشکیل میدهد.
اما نقطه عطف واقعی در آذر ۱۳۹۰ رقم خورد. پهپاد پیشرفته RQ-۱۷۰ سنتینل نیروی هوایی آمریکا که برای مأموریت جاسوسی بر فراز تأسیسات هستهای ایران اعزام شده بود، در یک شاهکار جنگ الکترونیک، تقریباً سالم در خاک ایران فرود آمد. واشنگتن ابتدا سکوت کرد، سپس رسماً خواستار بازگرداندن آن شد. پاسخ تهران منفی بود. چند سال بعد، پهپاد «صاعقه» ایرانی با ظاهری آشنا، اما قابلیتهایی کاملاً بومی رونمایی شد: برخلاف نمونه آمریکایی که صرفاً شناساگر بود، مدل ایرانی به موشکهای هوا به سطح مجهز شده بود و میتوانست اهداف زمینی را منهدم کند. این دقیقاً لحظهای بود که مهندسی معکوس ایران از مرحله «کپیبرداری» فراتر رفت و وارد فاز «توسعه خلاقانه» شد.
نمایشگاه افتخارات ملی
امروز اگر گذرتان به نمایشگاه دستاوردهای نیروی هوافضای سپاه یا وزارت دفاع بیفتد، کمتر محصولی را میبینید که ریشهاش در مهندسی معکوس گره نخورده باشد. موشکهای بالستیک خانواده «قیام» و «عماد»، موشکهای هایپرسونیک «فتاح»، سامانههای پدافندی ارتفاع پست «محراب» و «ثامن»، همگی فرزندان یک فلسفه هستند: «ما میتوانیم.»
در جریان رزمایشهای «پیامبر اعظم» و «مدافعان آسمان ولایت»، آنچه به نمایش گذاشته میشود صرفاً قدرت آتش نیست، بلکه بلوغ یک اکوسیستم علمی-صنعتی است که از عهده بازآفرینی پیچیدهترین سامانههای تسلیحاتی جهان برمیآید. ساخت موشکهای ضدکشتی که ناوهای هواپیمابر آمریکا را در خلیج فارس وادار به عقبنشینی تاکتیکی میکنند، میوه همین درخت است.
نکته قابل تأمل آنکه به گواه تحلیلگران غربی، موشکهای ضدکشتی بالستیک ایران با الگوگیری از موشکهای DF-۲۱D چین و با استفاده از بدنه موشکهای فاتح-۱۱۰ و مهندسی معکوس سامانههای هدایت ترمینال، به چنان دقتی رسیدهاند که ناوگروههای آمریکایی را به بازنگری در دکترین حضورشان در آبهای منطقه واداشته است.
یک بازی جهانی
اما ایران در این مسیر تنها نیست. پدیده «غنیمتگیری فناورانه» پدیدهای جهانشمول در تاریخ نظامی است:
روسیه در جریان جنگ اوکراین نشان داد که چقدر مشتاق دستیابی به تجهیزات غربی است. رئیسجمهور این کشور علناً اعلام کرد کارشناسان نظامیصنعتی روسیه موشکهای کروز «استورم شَدو» و تانکهای لئوپارد ۲ آلمانی را که به غنیمت گرفتهاند، برای «بررسی آنچه میتوان استفاده کرد» به آزمایشگاهها منتقل کردهاند. رسانههای آمریکایی فاش کردند که بخشی از موشکهای ضدتانک جاولین و موشکهای ضدهوایی استینگر که در اوکراین سالم به دست نیروهای روسیه افتاده، مخفیانه برای تحلیل مشترک به ایران منتقل شده است.
کره شمالی نیز در نمایشگاه «موفقیتهای عملیات نظامی خارجی» خود، یک تانک کامل M۱A۱ آبرامز را به نمایش گذاشت که از میدان نبرد اوکراین به پیونگیانگ رسیده بود. تانک جدید «چئونما-۲۰» کره شمالی با برجک گوِهای و زره کامپوزیت ماژولار، دقیقاً دربردارنده درسهایی است که مهندسان کرهای از کالبدشکافی تانکهای غربی آموختهاند. این کشور نیز مانند ایران، از مهندسی معکوس به مثابه سکوی پرشی برای طراحیهای بومی بهره میگیرد.
ابهام راهبردی ؛ کابوس پنتاگون
حال پرسش اصلی این است: چرا خبر اخیر درباره خنثیسازی ۱۵ موشک سنگین آمریکایی تا این حد مقامات سیا را آشفته کرده است؟ پاسخ در سه کلمه خلاصه میشود: «عدم قطعیت راهبردی.»
تصور کنید افسر برنامهریز عملیات در پنتاگون، برای حمله به تأسیسات زیرزمینی ایران، روی بمبهای GBU-۵۷ خود حساب باز کرده است. بمبی که فرمول ماده منفجره، فیوز هوشمند، هدایتکننده لیزری و آیرودینامیک نفوذ آن، حاصل دههها تحقیق با بودجههای میلیارد دلاری است. حالا همین افسر باید با این احتمال دست و پنجه نرم کند که مهندسان ایرانی دقیقاً میدانند گلوله بهینه برای زره جدید آنها چیست.
این دقیقاً همان «فضای مبهم» است که ایران آگاهانه میسازد. وقتی فرماندهان آمریکایی ندانند که آیا موشکهایشان عمل خواهد کرد یا خیر، و بدتر از آن، ندانند که عملنکردنشان به معنای هدیه دادن رایگان فناوری به دشمن است، محاسبات جنگ به کلی تغییر میکند.
ایران با این راهبرد هوشمندانه، عملاً هر حمله را به یک «دوره آموزشی رایگان» برای صنعت دفاعی خود تبدیل کرده است. هر بمب عملنکرده، یک کتاب درسی است. هر موشک خنثیشده، یک استاد دانشگاه؛ و این چرخه، نسل بعدی سامانههای پدافندی و آفندی ایران را تغذیه خواهد کرد.
زرهی که از شمشیر دشمن ساخته میشود
ایران نشان داده که تحریم و تهدید، نه تنها مسیر پیشرفت فنیاش را مسدود نکرده، بلکه آن را خلاقتر، مصممتر و عمیقتر ساخته است. مهندسی معکوس تجهیزات آمریکایی و اسرائیلی، امروز به یکی از ارکان دکترین دفاعی کشور تبدیل شده؛ دکترینی که پیامش روشن است: «هر چه پرتاب میکنید، اگر نتواند ما را نابود کند، قطعاً ما را قویتر خواهد ساخت.»
و در جنگی که شاید هرگز رخ ندهد، همین عدم قطعیت – این ابهام فلجکننده در ذهن برنامهریزان جنگ – است که بزرگترین سپر دفاعی ایران خواهد بود.