پایان ۳۰۰ سال حبس در دکترین تدافعی؛ بهت جبهه صهیونی–آمریکایی از تغییر رفتار تهران
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ تاریخ ژئوپلیتیک خاورمیانه را از این پس باید به دو بخش قبل و بعد از شامگاه روز یکشنبه، هفدهم خرداد ماه تقسیم کرد.
شبی که آسمان منطقه شاهد یکی از بیسابقهترین تحولات نظامی و راهبردی سه قرن اخیر بود. آنچه در آن شب رخ داد، صرفاً پرتاب چند پرتابه و یک تبادل آتش کلاسیک نبود؛ بلکه رونمایی رسمی تهران از دکترین جدیدی بود که قواعد بازی در خاورمیانه را برای همیشه تغییر داد.
قمار تلآویو و توهم سنجش تحمل
برای درک چرایی این رویداد، باید به چند روز قبل بازگردیم. تهران در بالاترین سطوح تصمیمگیری، معادلهای صریح و قاطع را روی میز گذاشته بود: «ضاحیه جنوبی بیروت، خط قرمز قطعی ماست و هرگونه تعرض به آن، با پاسخ مستقیم و بیدرنگ از مبدأ خاک ایران مواجه خواهد شد.»
این یک هشدار دیپلماتیک یا لفاظی سیاسی نبود، بلکه یک شرطگذاری دقیق نظامی بود. با این حال، تلآویو که در ماههای اخیر در باتلاق بحرانهای داخلی و بنبستهای میدانی دست و پا میزند، دست به یک قمار خطرناک زد و به ضاحیه حمله کرد.
نکته قابل تأمل، پوشش رسانهای اسرائیل بلافاصله پس از این حمله بود. رسانههای عبریزبان با غروری کاذب و تحلیلی تقلیلگرایانه، تیتر زدند که این حمله با هدف درگیری فراگیر نبوده، بلکه صرفاً یک تست عملیاتی برای سنجش آستانه تحمل و حساسیت ایران نسبت به لبنان است.
آنها گمان میکردند تهران، مانند الگوهای رفتاری گذشته، به صدور بیانیه یا در نهایت پاسخهای نیابتی بسنده خواهد کرد و این ضربه، بیپاسخ در نقطه کور محاسبات گم میشود.
ساعاتی بعد؛ غرش از مبدأ ایران
اسرائیل منتظر بود تا واکنشها را در طول هفتههای آینده رصد کند، اما عقربههای ساعت هنوز یک دور نچرخیده بود که پاسخ تهران فراتر از تمام برآوردهای اطلاعاتی غرب و موساد داده شد. شلیک مستقیم، سنگین و کوبنده از خاک ایران به عمق اراضی اشغالی، آن هم تنها به فاصله چند ساعت پس از حمله اسرائیل، شوک مهلکی به اتاق جنگ تلآویو وارد کرد. تهران نشان داد که دوره «سنجش آستانه تحمل» گذشته است و هرگونه تستی، با آتش واقعی در عمق خاک سنجشگر پاسخ داده میشود.
پایان ۳۰۰ سال حبس در دکترین تدافعی
اما اهمیت استراتژیک این حمله، بسیار فراتر از تنبیه تلآویو است. این عملیات، یک نقطه عطف تاریخی است. بیش از ۳۰۰ سال است از زمان فروپاشی امپراتوری صفوی و افشار به این سو که ایران همواره در دکترین نظامی خود در موضع دفاع محض درونمرزی قرار داشته و آغازگر هیچ تهاجم مستقیم و مستقلی به جغرافیاهای دیگر نبوده است.
عملیات یکشنبه شب، خط بطلانی بر این سنت سیصد ساله بود. ایران با این حمله، رسماً از دکترین جدید «تهاجم پیشدستانه و بازدارندگی فعال» رونمایی کرد.
از همین روی پیام روشن است ایران دیگر برای دفاع از امنیت ملی و منافع حیاتی خود و متحدان استراتژیکش، منتظر رسیدن تهدید به مرزهای جغرافیاییاش نمیماند. از این پس، شمشیر ایران از غلاف بیرون آمده و در صورت لزوم، ابایی از آغازگری یک تهاجم ویرانگر برای تثبیت معادلات خود ندارد.
اعتراف جهانی به ظهور یک ابرقدرت منطقهای
واکنشها در ۴۸ ساعت گذشته به خوبی نشان میدهد که جهان پیام این تغییر دکترین را دریافت کرده است. رسانهها، اندیشکدهها و مقامات امریکایی وغربی که تا پیش از این سعی در کوچکنمایی توان نظامی تهران داشتند، نتوانستند بهت و حیرت خود را پنهان کنند.
اندیشکده سلطنتی چتم هاوس (Chatham House) در تحلیل خود نوشت: ایران از سد روانی ۳۰۰ ساله خود عبور کرد. رهبران تهران نشان دادند که اراده استفاده از قدرت سخت را به شکل تهاجمی دارند. این دیگر یک ایران تدافعی نیست، بلکه قدرتی است که هژمونی خود را با موشکهایش دیکته میکند.
روزنامه والاستریت ژورنال به نقل از یک مقام ارشد پنتاگون که نخواست نامش فاش شود، اذعان کرد: دقت، سرعت و جسارت حمله ایران ما را غافلگیر کرد. آنها معادله ضاحیه را به گونهای تثبیت کردند که هیچ سیستم پدافندی در اسرائیل و منطقه نتوانست مانع از اثبات اراده تهران شود.
مؤسسه مطالعات جنگ (ISW) مستقر در واشنگتن نیز در گزارش روزانه خود تأکید کرد: حمله دو شب پیش، رونمایی از دکترین جدید ایران است. آنها نشان دادند که مفهوم خط قرمز برایشان صرفاً یک واژه دیپلماتیک نیست. ایران اکنون توانایی و اراده اجرای تهاجم در مقیاس بزرگ را دارد و این، تمام معادلات امنیتی خاورمیانه و غرب را فلج کرده است.
اسرائیل میخواست آستانه تحمل و حساسیت ایران را بسنجد، اما در عوض، قفلِ درهای دکترین جدید نظامی ایران را شکست و طوفانی را آزاد کرد که سه قرن مهار شده بود.
تهران با این اقدام نشان داد که دوران مماشات، صبرهای استراتژیک طولانیمدت و جنگهای در سایه به سر آمده است. ایرانِ امروز، اگر اراده کند، در روز روشن و با صراحت تمام، تهاجم را به قلب تهدید میبرد؛ و این، آغاز فصلی است که هیچ قدرت غربی و منطقهای توان نادیده گرفتن آن را نخواهد داشت.