صد روز همبستگی در خیابان‌ها؛ روایتی از شکل‌گیری انسجام ملی در دل جنگ رمضان
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۱۲۵۰۱
گزارش|

صد روز همبستگی در خیابان‌ها؛ روایتی از شکل‌گیری انسجام ملی در دل جنگ رمضان

در این روایت از صد روز گذشته، خیابان‌ها و میادین ایران پس ازجنگ رمضان به صحنه‌ای برای نمایش همبستگی و انسجام ملی تبدیل شدند؛ حضوری فراگیر که با وجود تفاوت‌های اجتماعی، بر محور دفاع از کشور شکل گرفت و به نمادی از همدلی و اتحاد در شرایط بحران بدل شد.
صد روز همبستگی در خیابان‌ها؛ روایتی از شکل‌گیری انسجام ملی در دل جنگ رمضان
شایان مهدی‌زاده

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ صد روز از صبح نهم اسفند هزار و چهارصد و چهار می‌گذرد؛ روزی که حوالی ساعت ۱۰ صبح، در پی حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی، کشور شاهد یکی از تلخ‌ترین رخداد‌های تاریخ خود بود. در پی این حملات، مقام معظم رهبری به همراه اعضای خانواده و شماری از فرماندهان عالی‌رتبه نظامی و مسئولان ارشد کشور به شهادت رسیدند؛ رخدادی که کشور را در سوگی عمیق فرو برد.

انتشار خبر این حادثه، موجی از اندوه، خشم و همبستگی را در سراسر کشور برانگیخت. مردم در شهر‌ها و روستا‌های مختلف با حضور گسترده در خیابان‌ها و میادین، ضمن گرامی‌داشت یاد شهدا، بر پایبندی خود به آرمان‌های ملی و استقلال کشور تأکید کردند.

اکنون صد روز از نخستین شب‌هایی می‌گذرد که مردم در واکنش به این حوادث و تهدیدات علیه کشور، خیابان‌ها و میادین شهر‌های مختلف ایران را به صحنه حضور و همبستگی ملی تبدیل کردند؛ حضوری که امروز به یکی از ماندگارترین جلوه‌های اتحاد، همدلی و انسجام ملت ایران در سال‌های اخیر تبدیل شده است.

صد روز همبستگی در خیابان‌ها؛ روایتی از شکل‌گیری انسجام ملی در دل بحران

انسجام ملی در برابر محاسبات غلط دشمن

طراحان جنگ تحمیلی سوم، معادلات خود را بر پایه یک گزاره ساده بنا کرده بودند؛ اینکه با افزایش فشار‌های نظامی و امنیتی، جامعه ایرانی دچار واگرایی خواهد شد و شکاف‌های موجود به نقطه‌ای می‌رسد که امکان ایجاد بحران داخلی فراهم شود. آنها تصور می‌کردند حمله نظامی می‌تواند روحیه عمومی را تضعیف کند و مردم را از حاکمیت و کشورشان جدا سازد. اما آنچه در عمل رخ داد، تفاوتی آشکار با این محاسبات داشت.

از نخستین روز جنگ تحمیلبی سوم، خیابان‌ها به محل حضور مردمی تبدیل شد که فارغ از اختلاف سلیقه‌ها و دیدگاه‌های سیاسی، بر سر یک اصل مشترک به میدان آمدند؛ دفاع از ایران. حضور خانواده‌ها، جوانان، سالمندان و کودکان در میادین اصلی شهرها، پیامی روشن داشت؛ اینکه تهدید خارجی نه تنها به فروپاشی انسجام اجتماعی منجر نشده، بلکه زمینه شکل‌گیری همدلی بیشتر را فراهم کرده است.

خیابان؛ صحنه نمایش انسجام ملی

اهمیت این حضور را باید فراتر از تصاویر و روایت‌های منتشرشده در رسانه‌ها جست‌و‌جو کرد. در عرصه سیاسی، یکی از مهم‌ترین اهداف هرگونه فشار خارجی، ایجاد تفرقه و دوقطبی‌سازی در جامعه است؛ تصویری که بتواند به عنوان پشتوانه‌ای برای افزایش فشار‌های بعدی مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، استمرار حضور مردم در میادین در صد شب گذشته، روایت دیگری را به نمایش گذاشت؛ روایتی که نشان می‌داد در شرایط حساس، بخش قابل توجهی از جامعه حاضر است برای حمایت از کشور و حفظ ثبات ملی به صحنه بیاید.

در حقیقت، آنچه در این صد شب رخ داد صرفاً برگزاری تجمع‌های متوالی نبود؛ نمایش سرمایه اجتماعی و ظرفیتی بود که در بسیاری از تحلیل‌های خارجی نادیده گرفته شده بود. دشمن بر محاسبات نظامی و فشار‌های امنیتی تکیه کرده بود، اما آنچه در میدان شکل گرفت، معادله‌ای متفاوت بود؛ معادله‌ای که در آن مردم خود به مهم‌ترین عامل بازدارندگی و مقاومت تبدیل شدند.

صد روز همبستگی در خیابان‌ها؛ روایتی از شکل‌گیری انسجام ملی در دل بحران

وقتی میدان‌ها به بخشی از زندگی مردم تبدیل شدند

اما خیابان‌های این صد شب فقط محل برگزاری تجمعات نبودند؛ آنها به صحنه شکل‌گیری صد‌ها روایت انسانی تبدیل شدند. روایت‌هایی که بخش مهمی از واقعیت اجتماعی را تشکیل می‌دهند. این صحنه‌ها نشان می‌داد که حضور در میادین صرفاً واکنشی سیاسی یا امنیتی نبود، بلکه به تدریج به بخشی از زیست اجتماعی و روزمره مردم تبدیل شده بود.

جالب است در گوشه‌ای از یک میدان، خانواده‌ای جشن تولد خود را در میان جمعیت برگزار کرد. در میدانی دیگر، عروس و دامادی در میان پرچم‌ها و جمعیت حاضر، زندگی مشترک خود را آغازکردند.

در این میعاد‌های شبانه ملت ایران کودکان با در دست داشتن پرچم ایران در میان جمعیت دیده می‌شدند و بسیاری از خانواده‌ها، حضور شبانه خود را به بخشی از برنامه روزانه خود تبدیل کرده بودند.

صد روز همبستگی در خیابان‌ها؛ روایتی از شکل‌گیری انسجام ملی در دل بحران

موکب‌ها؛ تصویری از همدلی و همبستگی مردم

در میان صحنه‌های ماندگار این صد شب، موکب‌ها جایگاه ویژه‌ای داشتند. موکب‌هایی که در سال‌های اخیر بیشتر با پیاده‌روی اربعین شناخته می‌شدند، اما این بار در میادین و خیابان‌های شهر‌های ایران برپا شدند و جلوه‌ای متفاوت از همبستگی مردمی را به نمایش گذاشتند. در بسیاری از شهرها، گروه‌های مردمی با برپایی موکب‌ها از حاضران پذیرایی کردند؛ از توزیع چای و شربت گرفته تا خدمات فرهنگی.

اما آنچه این موکب‌ها را متفاوت می‌کرد، حضور چهره‌هایی از کشور‌های دیگر در کنار مردم ایران بود. موکب‌های عراقی که سال‌ها نامشان با خدمت‌رسانی به زائران اباعبدالله (ع) گره خورده، این بار نیز در خیابان‌های تهران کنار مردم ایران ایستادند و پیام روشنی از همراهی و برادری میان دو ملت را به نمایش گذاشتند. در برخی میدان‌ها نیز نماد‌ها و پرچم‌های فلسطین و گروه‌های مقاومت منطقه در کنار پرچم ایران دیده می‌شد؛ تصاویری که نشان می‌داد بازتاب این حضور، فراتر از مرز‌های جغرافیایی ایران عبور کرده است و همه تبدیل به یک ید واحد در مقابل متجاوزان امریکایی شده‌اند.

مردمی که نگذاشتند پرچم ایران حتی لحظه‌ای پایین بیاید

در میان همه تصاویر ثبت‌شده از این صد شب، شاید هیچ صحنه‌ای به اندازه پرچم‌های برافراشته ایران در خیابان‌ها نتواند روایت این روز‌ها را در خود خلاصه کند.

در بسیاری از شهرها، به ویژه تهران، گروهی از مردم به صورت شبانه‌روزی مسئولیت نگهداری از پرچم ایران را برعهده گرفتند. مردم تلاش داشتند حتی برای یک لحظه هم پرچم ایران پایین نیاید.

برای بسیاری از حاضران، این فقط نگه داشتن یک پرچم نبود؛ پرچم به نمادی از تداوم حضور و اراده ملی تبدیل شده بود. به همین دلیل شیفت‌های مردمی شکل گرفت تا پرچم‌ها به صورت ۲۴ ساعته برافراشته بمانند و هیچ لحظه‌ای از آسمان میدان‌ها غایب نشوند.

صد روز همبستگی در خیابان‌ها؛ روایتی از شکل‌گیری انسجام ملی در دل بحران

حماسه آفرینی پیرمرد بیرجندی در دل طوفان

در روز‌هایی که طوفان‌های شدید و شرایط جوی نامساعد بسیاری از شهر‌ها را درگیر کرده بود، صحنه‌ای ماندگار در میدان مادر بیرجند رقم خورد؛ صحنه‌ای که به نمادی از استقامت و دلبستگی مردم ایران به هویت و سرزمین خود تبدیل شد. تصاویر ثبت‌شده از پیرمردی ۷۲ ساله که در میانه طوفان، پرچم ایران را در آغوش گرفته بود تا بر زمین نیفتد، بازتاب گسترده‌ای در میان مردم پیدا کرد.

این پیرمرد که می‌توانست مانند بسیاری از رهگذران به مکانی امن پناه ببرد، تصمیم دیگری گرفت. او با وجود سن بالا و توان جسمی محدود، در برابر وزش سهمگین باد ایستاد و پرچم را با تمام توان در دستان خود نگه داشت و اجازه نمی‌داد نماد ایران بر زمین بیفتد.

شاید سال‌ها بعد، وقتی از این روز‌ها سخن گفته شود، یکی از نخستین تصاویر به یاد مانده همین باشد؛ پرچم‌هایی که در میان باد و طوفان بر فراز میدان‌های شهر در اهتزاز بودند و مردمی که اجازه نمی‌دادند لحظه‌ای از قامتشان کاسته شود.

کد ویدیو

شکست یک محاسبه راهبردی

شاید مهم‌ترین پیام این صد روز برای ناظران داخلی و خارجی، شکست محاسباتی بود که تصور می‌کرد جامعه ایران در مواجهه با تهدید خارجی دچار انفعال خواهد شد. آنچه رخ دادحضور مستمر مردمی بود که به میدان آمدند. این حضور، سرمایه‌ای بود که نه در آمار‌ها و نه در تحلیل‌های نظامی قابل اندازه‌گیری است، اما می‌تواند مسیر بسیاری از تحولات را تغییر دهد.

صد شب همدلی؛ از خیابان تا میدان

پس از گذشت صد شب از حضور مردم در میدان، شاید بتوان مهم‌ترین دستاورد این حضور را در یک جمله خلاصه کرد؛ میدان و خیابان به دو جلوه از یک اراده ملی تبدیل شدند. مردم در این صد شب حرفشان این بود که نظامی‌ها میدان را نگه دارند و ما مردم خیابان را نگه می‌داریم و آنچه در این صد شب رقم خورد، تجلی همین همدلی و همراهی بود. خیابان‌های ایران به صحنه نمایش پیوند میان مردم و سرزمینشان تبدیل شد؛ پیوندی که در قالب هزاران تصویر و صد‌ها روایت شکل گرفت و نشان داد که در لحظات حساس تاریخ، مردم ایران برای حمایت و دفاع از میهنشان تا آخرین لحظه ایستادگی می‌کنند و اتحاد خود را به نمایش می‌گذارند.

دشمن روی موشک‌ها، عملیات‌ها و محاسبات نظامی خود حساب کرده بود؛ اما آنچه بخش مهمی از معادله را تغییر داد، حضور مردمی بود که شب به شب به میدان آمدند، پرچم‌ها را برافراشته نگه داشتند، موکب‌ها را برپا کردند و نشان دادند که در روز‌های سخت، ایران برای آنها تنها یک جغرافیا نیست؛ یک هویت مشترک است؛ و شاید بتوان روایت این صد روز را در همان سه کلمه‌ای خلاصه کرد که هر شب در گوشه‌ای از این سرزمین تکرار می‌شد.

ایران؛ ایران؛ ایران.

پربازدیدترین آخرین اخبار