کد خبر:۲۰۰۴۴۸
پرسهای به دنبال راز ماندگاری سريال «امام علی (ع)»
سريالي كه همچنان ميدرخشد ...
بیشک سريال «امام علي (ع)» هنوز پس از گذشت اين مدت مديد و بعد از پديد آمدن آن همه آثار متعدد در عرصه سريال سازيهاي مذهبي و ديني و آييني، همچنان بر تارك توليدات رسانه ملي ميدرخشد و ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ هنوز هم دیدنی است، هنوز هم تکان دهنده است، هنوز هم موقع خیلی از سکانس هایش نفس در سینه حبس می شود و اشک از دیده جاری.
سریال «امام علی (ع)» را می گویم. اثر ماندگار سید داوود میرباقری. حالا این گفتن و یادکردن از اين سريال علاوه بر مناسبت این روزها و شب ها، دلیل دیگری هم دارد؛ دلیل دیگری که کم تأثر نمی آورد! تأثری که در ادامه خواهم گفت از چه روست و به خاطر چه!
بی شک مجموعه «امام علي (ع)» هنوز پس از گذشت اين مدت مديد و بعد از پديد آمدن آن همه آثار متعدد در عرصه سريال سازي هاي مذهبي و ديني و آييني، همچنان بر تارك توليدات رسانه ملي مي درخشد و همچنان اثرگذارترين و خاطره انگيزترين مجموعه مذهبي- تاريخي سينماي جمهوري اسلامي ايران است.
اينك پس از آزمون و خطاهاي گوناگون و ساخت و پرداخت اين همه مجموعه تلويزيوني و با صرف آن همه بودجه و هزينه كردهاي تكان دهنده و آنچناني، جاي اين سوال همچنان باقي است كه مجموعه «امام علي (ع)» موفقيت و مانايي خود را مرهون كدام ويژگي و اعتبارش را مديون كدام تلاش و توفيق است و اساسا اين همه جلا و جلوه زيبا و منقلب كننده و موثر از كدام سرچشمه نشئت مي گيرد و اين حاصل مديون كدام تحصيل است؟
بي شك، آنچه داوود ميرباقري را به اين مهم رساند و به اين توفيق نايل آورد بينشمندي او در تلفيق تصوير و معنا، به مثابه يك سيستم و يك «كل» منتشر و ديگر وامداري و وفاداري او به تاريخ است.
علاوه بر اين، قلم ستبر و سترگ و ستيهنده او در نوشتن فيلمنامه اي با پشتوانه و فاخر و بااعتبار، از بدايع و لطايف ديگري است كه به كار ميرباقري جلال و جبروتي منحصر به فرد بخشيده است.
مجموعه «امام علي (ع)» حاصل نگاهي استاندارد، موجه و هنرورزانه به تصوير و ويژگي هاي سخت افزاريش بود و علاوه بر اين، با تكيه بر مطالعه و پژوهش و تحقيق و آنگاه پديد آوردن يك محصول نوشتاري در قالب فيلمنامه اي محكم و ارزشمدار، خروجي قابل و مقبول تحويل مخاطب داد تا هم از لذت بصري حظي وافر برد و هم به رشحاتي از تاريخ مدون و قابل استناده و معتبر دست يازد و هم در ساحت واقعيت علوي غوري داشته باشد و هم در جرگه حقيقت شيعي به تلذذي معنوي دست يابد.
«امام علي(ع)» علاوه بر همه اينها عرصه يك ميزانس قوي و محاسبه شده بود.
بازي هاي جاندار و دقيق و حيرت آور در اكثريت قريب به اتفاق نقش ها، علاوه بر ساير عناصر بصري و سمعي و از آن جمله موسيقي بي نظير و منقلب كننده اش، نهايتا به توليد مجموعه اي انجاميد كه هنوز و پس از طي اين مراحل كثير و عرضه محصولات متنوع از آدم هاي متكثر، آبروي رسانه ملي مانده است و خواهد ماند.
سلوك مدبرانه و طلبگي داهيانه داوود ميرباقري در برابر تاريخ اسلام و تتبع جوانمردي و محققانه اش در مرز انصاف و محبت و عشق به اميرالمومنين (ع) او را در فرازهاي حركتي تصويرمدارانه و در عين حال شيدايي و رستاخيزي و زيبايي شناسانه، به خلق سريال «امام علي (ع)» توفيق داد؛ آنچنان كه تا هميشه، تصاوير برگرفته او از مردي كه بر گيوه پاره اش، وصله مي زد يا از منبر بالا مي رفت و هزار و يك نكته و اشارت و كفايت عرفاني و حكمي و اخلاقي را به بشريت عرضه مي داشت، در ذهن مخاطب آشناي او ماندگار گشت.
يا آنجا كه به مدد ساخت و ساختارشناسي معتبر و استادانه او از درام و داستان و تصوير، مانور جانانه اي بر ياران عاشق و همدل و «ولايتمدار» او به انجام رساند و توانست از آنها آينه اي بسازد -همان سان كه بودند و نمودند- براي بازتاباندن وجوهي ناشناخته و دست نيافته از شخصيت اميرالمومنين.
يكي از اين شخصيت هاي جاودانه كه با ميزانسي درست و يكدست و زيبايي شناسانه، بر محور تاريخ علوي، تصويري گيرا و صريح و مانا در ذهن ها ساخت «مالك اشتر» بود؛ كسي كه به درستي و حقيقت، آينه اي از جلوه هاي علوي بود و در كشاكش آن روزگار فتنه خيز، فرمانبرداري پاك و عاشق براي آن جان تابناك بود و ماند.
از ويژگي ها و خواص غريب و لطيف و رندانه درام و همسازي و تلفيق آن با شخصيت بزرگان و قديسان يكي هم اين است كه نمي توان آنچنان كه بايد و شايد به حقيقت وجودي آنها نزديك شد و به كنه ذات آنها دست يافت.
پس، لطافت هنر و درام در اينجا رو نموده و دستاويزي دراماتيك، حل مشكل مي نمايد و گره از مشكل نزديك شدن به ساحت «نور» باز مي كند و آن نشان دادن «بازتاب» هاي آن منبع و ملجا نوراني در «اطرافيان» اوست.
از «مالك» گفتيم كه نقطه اي روشن و پاك و مثبت بر گرد حضرت امير (ع) بود و در نقطه مقابل هم مي توان از «معاويه» ياد کرد که با نشان دادن خيانت ها و خباثت هاي او مي توان به وجهي و نوعي «مظلوميت» علي (ع) را نشانه رفت و به ظهور و بروزي با قابليت تصويرگري رساند.
وقتي زشتي و پلشتي «معاويه» با استفاده از صنعت - هنر - رسانه «تصوير» بيان مي شود؛ وقتي شدت و حدت اين كژي و ناراستي، با قوت و قدرت هنر سينما و رسانه به جلوه كشيده مي شود؛ از آن طرف و در كششي تاثيرگذار و دراماتيك، وجه مظلوميت و معصوميت طرف مقابل كه وجود مقدس و نازنين «امام علي (ع)» باشد، بهتر و موثرتر به چشم مي آيد و بر دل و ديده مي نشيند؛ اتفاقي كه در سريال «امام علي (ع)» در تلاشي فاخر و مجدانه پيگيري شد و به نتايج مطلوب و قابل تاملي هم رسيد.
مجموعه «امام علي (ع)» نه به مانند بعضي از اقران و همرديفانش، مرعوب تصويرگري هاي فريبنده گشت و به «نورپردازي» و «هاله سازي» دل بست و نه مانند بعضي ديگر، تاريخ را از اساس، وجهي قشري و سطحي و نه چندان قابل اعتنا دانست و درام سازي هاي تخيلي را اصل قرار داد.
نه به كپي سازي از آثار دست چندم رومي ها و مسيحي ها با آن رويكردهاي صرفا تصويري و هيجان برانگيزي هاي صرفا مخاطب محور - در وجه امروزيش- پايبندي نشان داد و نه به مانند بعضي ديگر، هيجان و درام و زيبايي هاي تصويري را به كنار گذاشته و به نوعي تصويرگري خشك و بدون جذابيت از منابع مكتوب دست زد.
«امام علي (ع)» دقيقا از متن و بطن رويكردهاي افراطي و ساده انگارانه، گذر كرد و به تلفيقي از تمام عناصر تصويري، جذابيت هاي روايي و وفاداري هاي تاريخي دست يافت.
اشاره شد كه «امام علي (ع)» عميقا سرشار از وفاداري به «تاريخ» است و در عين حال يادآوري شد كه جذابيت و استحكام قلم داوود ميرباقري كه تلفيق اين دو، ديالوگ هاي و نريشن هاي مسحور كننده و حيرت آوري را با استعانت از حقايق وقايع تاريخي براي مخاطب به ارمغان مي آورد.
قلم ميرباقري، قلم ورزيده اي است؛ قلمي كه در تتبعات تاريخي و تاملات سينماورزانه او در مقياس هنر تصوير، به نوعي سبك ساختاري نايل آمده است.
وقتي يك سريال تاريخي –مذهبي از جنس «امام علي (ع)» در حال خلق است، هم به عقبه انديشگي و پشتوانه مستحكم و تاريخي نيازمند است و هم به شناخت و درك درست و بجا و متناسب و استانداردي از عناصر و مولفه هاي تصويرگري و نماد و نمودارهاي هنرورزانه آن.
مجموعه «امام علي (ع)» محصول تلاقي فاخر و زيباي اين نعمات و موهبت هاي تدبيرمند است كه با كارگرداني ميرباقري به ماندگاري رسيد.
جالب و قابل تامل اينجاست كه توجه كارگردان و نويسنده به «تاريخ» نه تنها از جذابيت عنصر تصوير و روايتگري و درام سازي اين مجموعه كم نكرد، بلكه بر فخامت و وزانت آن افزود و جلوه هاي سنگين و سترگ بدان داد.
خاصه آنكه بدانيم چنين مجموعه هايي بشدت استعداد تبديل شدن به معركه شمايل گرداني ماليخوليايي نويسنده و سازندگان آن و خارج شدن از مناط و معيار حقيقت و واقعيت را داراست و هم آن چنان كه در بسياري از آثار توليدي از اين دست در سينماي جهان شاهد بوده ايم، تبديل به محصولاتي دگم و بي محابا و دم دستي، در جهت تهييج هاي آني و تحريك هاي فرامتني و غيرحقيقي سازندگانش شده و عملا نقض غرض مي گردند.
مگر در آثار سينمايي كه غرييان درباره حضرت مسيح (ع) ساخته و منويات و تخيلات شخص خود را در قالب روايتي به ظاهر تاريخي، به جلوه آن پيامبر بزرگ، تزريق كرده و تاريخ را به انحرافي جفاكارانه كشيده اند، از اين دست وقايع كم ديده ايم؟
آثاري همچون «آخرين وسوسه مسيح» و نه به عنوان نمونه هايي تام و تمام از اين رويكرد و رهيافت ها پيش روي ماست.
اگر بناست تجربه ارزشمند «امام علي (ع)» در ساير آثار توليدي رسانه ملي و نيز سينماي ايران، در حوزه مجموعه هاي فاخر مذهبي تكرار شود، بي ترديد بايد سازندگان اثر و متن فيلمنامه ها از هر دو عقبه مهم و غيرقابل چشم پوشي كه «امام علي (ع)» به خوبي و تناسب از آن بهره مند بود، برخوردار باشند؛ يعني تدبير و پژوهش محققانه تاريخي و تنظيم درست و بينشمندانه مولفه هاي تصويري با آن.
اميد است روند سريال سازي تلويزيون در اين عرصه و آثار توليدي سينماي ايران در اين محدوده بتواند به نوعي نشانه گذاري قابل دفاع از تلاشي مجدانه و معتبر و البته مخاطبمدار از اين ايده و آرمان دست يافتني باشد؛ آرماني كه «امام علي (ع)» نشان داد، دست يافتني است و ماندگار.
یاد و خاطره سریال ماندگار و تأثیرگزار و مجاهدت آمیز «امام علی (ع)» و همه آنان که در تولید آن نقش داشتند و بویژه تلاش های خطیر سید داوود میرباقری خجسته و گرامی و ادامه مسیرش برای تولید آثاری از این دست هموار و پویا و پرتکاپو باد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰