بارقه‌های سینمای مقاومت در مصافی نابرابر
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۰۱۴۹۴
درنگی در جایگاه سینمای مقاومت در هنر هفتم ایران و جهان- 2

بارقه‌های سینمای مقاومت در مصافی نابرابر

راستی اگر مرحوم سیف الله داد فیلم عزیز و زیبا و تأثيرگذار «بازمانده» را نساخته بود، ما اکنون با چه فیلمی در این حوزه فخر می‌فروختیم و ادعا می‌کردیم؟!
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ از سینمای فلسطین چه به یاد داریم؟ از خود سینمایی که در سرزمین فلسطین و یا درباره متن موضوع فلسطین و وضعیت مظلومانه و ستمدیده مردمانش می شناسیم.
 
شاید فیلم های مستند کوتاه و بلند را به یاد بیاوریم یا فیلم «دخالت الهی» را و یا فیلم «اینک بهشت» که هر دو آثاری جهانی شدند و حتی به اسکار هم راه یافتند یا نیافتند.

اولی اتفاقی بود که برای اینک بهشت افتاد و دومی هم مسئله ای که برای دخالت الهی رخ داد.

فیلم هایی که در جهان سرو صدای زیادی به راه انداختند و نگاهها را به سمت خود خیره کردند.

و حتی این اواخر شاید سینمای فلسطین را با لیلا حرف می زند به یاد بیاوریم که با همان اسم لیلا مشهور شد و داستان علاقه عاشقانه و رابطه جوانانه دو جوان بود. یکی دختر و دیگری پسر. یکی فلسطینی و دیگری اسرائیلی!

سوژه ها و ایده هایی از این دست در طول سالهای اخیر گاه گداری دستمایه فیلم های سینمایی با محوریت یا به مناسبت یا حتی با اشاره ای به موضوع فلسطین ساخته شده اند.

فقط کافی است اشاره ای به فلسطین در فیلمی باشد تا آن را از مرز فیلم های عادی خارج سازد و وجهی جهانی و بیشتر سیاسی به آن بدهد.

البته بگذریم از فیلم هایی مثل لیلا که اساسا فیلم های سیاسی یا از نوع سینمای مقاومت به معنای مصطلح و عرفی آن در ادبیات هنری دهه های اخیر محسوب نمی شوند و از نام فلسطین بیشتر وجهی جاه طلبانه و سوءاستفاده گرانه را در ذهن تداعی می کنند تا اینکه مثلا بخواهند و بتوانند افه همدلانه یا مصلحانه نسبت به موضوع و مردم فلسطین به خود بگیرند یا نگیرند.

به نظر می رسد این فیلم ها بیشتر از نوع عکس العمل سازندگانش به وضعیت رخوت زده سینمای امروز جهان محسوب می شوند که در تکرار و دمدگی دست و پا می زند و موضوعاتی از جنس فلسطین یا خاورمیانه یا اسلام یا ایران یا حتی مقولات بی ربطی مثل القاعده و تروریسم و... در آنها نه وجه اصلی و مصلحانه و اصلاح گرانه و از موضع انسانی و روشنفکری به معنای درستش، بلکه از موقف یک جنجال سازی یا جلب نظر کردن فرصت طلبانه با دستاویز قرار دادن یک موضوع حساسیت برانگیز محسوب می شود که البته غربی ها در این زمینه ید طولایی دارند و در این زمینه ها به شدت اهل سوءاستفاده اند.

آنها حتی از موضوعات بشری و دغدغه های بکر و عاطفی هم  برای این جنجال سازی ها سود می برند و البته کیست که نداند این حرکت ها نه بی جهت و دفعی بلکه کاملا جهت دار و برنامه ریزی شده است و پشتوانه و زمینه سازش هم کمپانی های تجاری با عقبه های اندیشگی صهیونیزم جهانی هستند.

فقط موضوع فلسطین و مباحثی از این دست نیست. غربی ها هزار برابر ما مسلمانان و شیعیان تا به حال درباره آخرالزمان و امام زمان ما فیلم ساخته اند، البته از منظر و با رویکرد و رهیافت خودشان و آنچه از دستشان آمده در راه تخریب این اعتقاد و منحرف کردن و جهت دهی تخدیری و تخریب کننده به آن دریغ نورزیده اند.

با این حال، سینمای فلسطین را در مدل نوع اولش که در ابتدای این نوشتار بدان اشاره کردیم؛ یعنی سینمایی که در متن و با محوریت خود سرزمین و فرهنگ فلسطین و توسط فلسطینیان بنا شده باشد، می توان در واکاوی تاریخی و دستاوردهای عینی اش به جستجو و تحلیل نشست.

سينماي فلسطين هم مثل خود كشور فلسطين، به نوعي در تبعيد است. نبود يك كشور مستقل و واقعا موجود، باعث شده كه سينماي فلسطين نتواند مثل سينماي ديگر كشورهاي جهان، خودش را به تماشاگران بين‌المللي معرفي كند. مبارزات مردم فلسطين براي تاسيس كشور مستقل خود، تا حد زيادي باعث كم‌‌توجهي به مقوله سينما شده است و در عين حال، اكثر فيلم‌‌هايي كه توسط هنرمندان فلسطيني ساخته شده، در ارتباط با مبارزات مردم فلسطين عليه سياست توسعه‌طلبانه و تجاوزكارانه اسرائيل بوده است.

به اين ترتيب، تولد سينماي فلسطين با فيلم‌هاي مستند بوده است، اما نكته‌اي كه سينماي فلسطين از آن بهره‌مند شده و سينماي ديگر كشورهاي جهان فاقد آن مي باشد،‌ اين است كه گروهي از فيلمسازان خارجي در طول سال‌هاي دو دهه گذشته، در حمايت از مردم فلسطين فيلم‌هايي ساخته‌‌اند كه اين محصولات اگرچه درباره فلسطين و مردم آن است، اما يك فيلم فلسطيني لقب نمي‌گيرد، با اين حال مردم فلسطين اين فيلم‌ها را هم محصولات خودي و داخلي مي‌دانند.

عمر سينماي فلسطين شايد به پنجاه سال برسد، اما واقعيتي كه درباره آن بايد متذكر شد اين است كه اين سينما هميشه سياسي بوده است. شرايط خاص فلسطين، هيچ وقت اين امكان را به سينماي آن نداده تا فيلم‌هايي سرگرم‌كننده شبيه محصولات كشورهاي ديگر بسازد. اگر سينما در كشورهاي مختلف جهان يك رسانه سرگرم كننده است (كه با توليد فيلم‌هاي كمدي و اكشن، ماجراجويانه و يا خانوادگي در وهله اول مي‌خواهد بيننده‌اش را سرگرم كند)‌ در فلسطين وظيفه‌اي سنگين‌تر به عهده دارد.

هنرمندان فلسطيني و دوستان آنها در ديگر كشورهاي جهان، از مديوم سينما كمك مي‌گيرند تا حرف دل مردم آواره و بي‌خانمان اين سرزمين را به گوش جهانيان برسانند، البته وقتي از سينماي فلسطين صحبت مي‌كنيم، بايد به ياد داشته باشيم كه اين سينما در كنار سينماي جهان عرب قرار مي‌گيرد. واقعيت اين است كه هنر سينما در كشورهاي عربي چندان پيشرفته نيست. اگر صنعت سينماي مصر را كنار بگذاريم به جز معدود فيلم‌‌هايي كه در چند كشور عربي مثل سوريه يا ليبي ساخته مي‌شود، بقيه كشورهاي عربي از يك صنعت سينماي پيشرفته برخوردار نيستند و به همين دليل وقتي سينماي فلسطين را كه هنرمندانش سرزميني ندارند با سينماي بقيه كشورهاي عربي مقايسه مي‌كنيم، اتفاقا مي‌بينيم كه اين سينما خيلي پيشرفته‌تر و بهتر از سينماي بسياري از كشورهاي عربي است.
 
نگاهي به چند محصول بلند داستاني كه در چند سال اخير توسط هنرمندان فلسطيني ساخته شده است، نشان مي‌دهد و ثابت مي‌كند كه صنعت سينماي فلسطين در جايگاهي بالاتر از صنعت سينماي اكثر كشورهاي عربي قرار دارد. «و اينك بهشت» سال قبل توانست در فهرست نهايي آكادمي اسكار در رقابت‌هاي بهترين فيلم خارجي سال قرار گيرد و اين موفقيتي است كه اكثر كشورهاي عربي خواب و روياي آن را مي‌بينند. سال قبل از آن هم فيلم «دخالت الهي» قرار بود در رقابت‌هاي اسكار بهترين فيلم خارجي سال شركت كند، ولي آكادمي اين فيلم را وارد فهرست رقابت‌ها نكرد و همين نكته صداي اعتراض بسياري از تحليل‌گران سينمايي را بلند كرد، البته فيلم‌هاي بلند داستاني سال‌هاي اخير سينماي فلسطين به صورت عمده با همراهي كمك و تعدادي از كشورهاي اروپايي تهيه و توليد شده‌اند، اما كمك آنها بيشتر شامل حمايت مادي مي‌شود و به همين دليل اين فيلم‌هاي جديد و موفق را بايد محصول سينماي فلسطين دانست.

تحليلگران سينمايي تولد رسمي سينماي فلسطين را به سال 1973 ربط مي‌دهند. در اين سال بود كه تعدادي از هنرمندان فلسطيني اقدام به چاپ يك بيانيه كرده و با اين كار، اعلام موجوديت كردند. اين بيانيه امضاي «گروه سينماي فلسطين» را در پاي خود داشت و در نشريه معروف «سينه» كه سينما را از ديدگاه سياست مي‌بيند و مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهد و ديدگاه‌هاي چپ دارد‌ به چاپ رسيد.
 
گروه سينماي فلسطين از همان ابتدا با سازمان‌هاي مختلف سياسي فلسطيني ارتباط داشت و ديدگاه‌هاي رهبران مبارز فلسطيني را در فيلم‌هاي خود منعكس مي‌كرد. در طول سال‌ها، اعضاي گروه سينماي فلسطين تغيير كردند كه علت اصلي امر اين بود كه فيلمسازان و هنرمندان اين گروه، در كنار ساخت فيلم با رژيم صهيونيستي هم مبارزه مي‌كردند. منابع نزديك به اين گروه مي‌گويند جنگ داخلي لبنان و تجاوز اسرائيل، ضربات سنگيني به سينماي فلسطين در دهه 70 ميلادي زد.
 
هاني جوهريه، يكي از بنيانگذاران سينماي فلسطيني كه از سال 1967 در اين زمينه فعاليت گسترده‌اي داشت در ميدان جنگ به شهادت رسيد. او يكي از هنرمنداني است كه چنين سرنوشتي داشت؛ سرنوشتي كه تعداد زيادي از هنرمندان فلسطين به آن دچار شدند.
 
فقدان يك سرزمين مستقل و جنگ و درگيري دو عامل اصلي بودند كه مانع از رشد سريع و همه‌جانبه سينماي فلسطين شدند. گروه سينماي فلسطين از اواسط دهه 60 تا اواسط دهه 70، حدود 80 فيلم توليد كرد. نگاهي به اين فيلم‌ها كه عمدتا مستندهاي كوتاه يا بلند بودند،‌ دشواري‌هايي را كه سازندگان آنها هنگام توليد ساخت داشته‌اند، به خوبي نشان مي‌دهد. در تمام اين سال‌‌ها، فيلمسازان فلسطيني تلاش كرده‌اند با دوربين‌هاي خود به نوعي به يك «سينما وريته» (سينما حقيقت)‌ دست پيدا كنند. آنها در شرايطي بسيار سخت، تلاش داشته‌اند تا واقعيت‌هاي تلخ و خشونت‌بار محيط اطراف خود را ضبط كنند و به همين دليل، اكثر مستندهاي سياه و سفيد و رنگي كه در طول اين سال‌ها ساخته شده، ثبت‌كننده جنگ‌هاي مختلفي بوده كه ملت فلسطين درگير آن بوده است.
 
در يك كلام مي‌توان گفت كه سينماي فلسطين در شرايطي به حيات خود ادامه داده كه اين سينما فاقد فيلمسازان ماهر و حرفه‌اي، پول، وسايل و امكانات بوده و علاوه بر آن همراه با مشكلات ناشي از جنگ‌ نيز بوده است.

بيانيه گروه سينماي فلسطين، 6 وظيفه را بر عهده هنرمندان فلسطيني گذاشت.

1 - تهيه فيلم‌هايي به كارگرداني خود فلسطيني‌ها كه درباره نهضت فلسطين و هدف‌هاي آن است. اين فيلم‌ها در جامعه عرب ساخته مي‌شوند و محتوايي دموكراتيك و مترقي دارند.

2 - تلاش براي خلق يك زيبايي‌شناسي‌ نوين به منظور جايگزيني زيبايي‌شناسي قديم.

3 - در اختيار قرار دادن كل صنعت سينما در خدمت انقلاب فلسطين.

4 - توليد فيلم به منظور ارائه و شناسايي نهضت فلسطين به دنيا

5 - ايجاد فيلمخانه‌اي كه تمام فيلم‌ها و عكس‌هايي را كه به مبارزه مردم فلسطين اختصاص دارد، گردآوري و نگهداري كند.

6 - محكم كردن روابط با گروه‌هاي سينمايي انقلابي و مترقي سراسر جهان، شركت در جشنواره‌هاي سينمايي با نام فلسطين و تسهيل كار تمام گروه‌هاي همدل و موافقي كه در جهت تحقق اهداف انقلاب فلسطين كار مي‌كنند.

اين بيانيه به روشني نشان مي‌دهد كه گروه سينماي فلسطين، جزو جدايي‌ناپذير نهضت و انقلاب فلسطين است و فيلم و سينما را وسيله‌اي براي روشنگري درباره جنبه‌هاي مختلف اين انقلاب مي‌‌داند.

سينماي نوين فلسطين (اصطلاحي كه مي‌توان اكنون درباره اين سينما به زبان آورد)‌ با ظهور و حضور خود، تماشاگران و منتقدان سينمايي را در همه جا و نه فقط در يك كشور خاص شگفت زده كرد. در حقيقت،‌ كمتر كسي مي‌توانست حدس بزند فلسطين مي‌‌تواند يك چنين سينماي پر بار و پر قدرتي را به نمايش بگذارد. سينماي فلسطين در اواسط دهه 80 هم با توليد فيلم بلند داستاني «عروسي در جليله» ساخته ميشل خليفي، توانايي خود براي توليد محصولات حرفه‌‌اي را نشان داده بود، ولي اين فيلم لحن جدي و رسمي در ارتباط با مسائل و مشكلات فلسطين داشت و خيلي شبيه همان فيلم‌هاي مستند و خبري بود كه شبكه‌هاي تلويزيوني پخش مي‌كردند. اما «دخالت الهي» ساخته اليا سليمان، فيلمساز جوان سينماي فلسطين در سال 2002، وجه تازه‌اي از جامعه فلسطين (و نه فقط سينماي آن را)‌ ارائه داد.
 
لحن شاد و شوخ فيلم، تماشاگراني كه فلسطين و مسائل آن را از طريق رسانه‌هاي گروهي و خبري دنبال مي‌كردند، به شگفتي واداشت. اين فيلم به نوعي يك قصه فرا واقعي داشت و در بعضي صحنه‌ها، حال و هوايي ماتريكسي پيدا مي‌كرد. با اين فيلم، تماشاگران خارجي متوجه روحيه طنز مردم فلسطين هم شدند (روحيه‌اي كه تا پيش از اين در فيلمي سينمايي از فلسطين ديده شده بود.) موفقيت مالي و انتقادي «دخالت الهي» در سطح بين‌المللي، باعث شد تا تهيه‌كنندگان مستقل و مترقي اروپايي، تشويق شوند تا در توليد فيلم‌هاي فلسطيني سرمايه‌گذاري كنند.«اينك بهشت» ساخته‌ هاني ابو اسد هم به زندگي و مبارزات مردم فلسطين نگاهي تازه و غيرمتعارف دارد.

سينماي فلسطين در رويكرد تازه خود براي توليد فيلم‌هاي بلند و داستاني با موفقيت خيلي خوبي روبه‌رو شده است. با آن كه فلسطين هنوز كشوري ندارد، ولي سينماي آن محبوبيت زيادي بين منتقدان و سينما دوستان جدي و پيگير پيدا كرده است. فلسطين سينماي خود را دارد، حتي اگر كشوري نداشته باشد.

حال باید این سوال را دوباره پرسید که از سینمای فلسطین چه به یاد داریم؟ از خود سینمایی که در سرزمین فلسطین و یا درباره متن موضوع فلسطین و وضعیت مظلومانه و ستمدیده مردمانش می شناسیم.

شاید فیلمهای مستند کوتاه و بلند را به یاد بیاوریم یا فیلم «دخالت الهی» را و یا فیلم «اینک بهشت» که هر دو آثاری جهانی شدند و حتی به اسکار هم راه یافتند یا نیافتند.

و این سوالی است که پاسخ مخاطب عمومی بدان می تواند گویا و جویای حقیقت و میزان تلاشی باشد که هنرمندان و اهالی سینمای مقاومت در برابر رسالتی که در مورد آرمان فلسطین و مقاومت اسلامی در منطقه و جهان برعهده دارند، به انجام رسانده اند.

براستی ما برای آرمان فلسطین در سینمای ایران چه کرده ایم؟ ما داعیه داران ام القرای جهان اسلام؟!
 
سینمای ایران در طول بیش از سه دهه ای که از دوران نوینش پس از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد، چه کارنامه ای در برابر آرمان خطیر و اصیل و حیاتی فلسطین داشته است؟

پاسخ روشن به این سوال، راهگشای بسیاری از اما و اگر های سینمای ما چه در بعد داخلی و چه در بعد جهانی هم هست.

راستی اکر مرحوم سیف الله داد فیلم عزیز و زیبا و تأثرگذار «بازمانده» را نساخته بود، ما اکنون با چه فیلمی در این حوزه فخر می فروختیم و ادعا می کردیم؟!
پربازدیدترین آخرین اخبار