جنبش دانشجويي با حرکت در جهت نظام، به شناخت آسيب ها ميپردازد
حميدرضا حقيقت، عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد شيراز، در گفتو گو با خبرنگار «شبكه خبر دانشجو» در شيراز، ضمن تشريح پیشینه جنبش دانشجویی در ایران، اظهار داشت: پس از شکل گیری دانشگاهها در ایران، سه جريان بزرگ در سياسي كردن دانشگاه ها نقش مهمي داشتند كه حاكميت علم گرايي توانسته بود سپهر فكري دوران را در دست گيرد.
حقيقت، رقابت ايدئولوژي بين شرق و غرب را از ديگر موارد در سياسي كردن فضاي دانشگاه در آن زمان برشمرد و گفت: شوروي سعي بر اين داشت تا دانشگاه ها را به پايگاه فكري براي ايجاد ماركسيسم تبديل كند که با گرايش عده اي به سمت ماركسيست، ناخودآگاه عدهاي نيز به سمت تفكر ليبرال رفته و در اين زمان تفكر اسلامي نيز گسترش پيدا نمود.
اين كارشناس علوم سياسي، تفاوت علمي و فكري دانشجويان با ساير آحاد جامعه را نيز سومين عامل جريان سياسي كردن دانشگاهها خواند و ابراز داشت: در واقع تبعيت و تاثيرپذيري جامعه از دانشجويان، مشوقي براي فعاليت هاي سياسي بود؛ در دهه هاي 60 و 70 ميلادي (40 و 50 شمسي) رشد فعاليت دانشجويي در جنبش هاي دانشجويي در دو سوي اقيانوس اطلس چشمگير بود.
اين عضو هيئت علمي دانشگاه، با اشاره به فضاي سياسي، اجتماعي ايران در روند انقلاب اسلامی گفت: طبيعي است كه دانشجويان نقش محوري در انقلاب داشته باشند؛ ابتكار عمل حضرت امام (ره) و شاگردانش نظير شهيد مطهري و ... اين بود كه وارد صحنه دانشگاه شده و هدايت دانشجويان را به عهده گرفتند.
وي اضافه کرد: در نتيجه در سال هاي 56 و 57 انديشه ناب اسلامي، در دانشگاهها طرفداران بسياري پيدا كرده و بخش عمده اي از تحركات انقلابي، توسط همين دانشجويان سازماندهي شد.
حقيقت، ادامه داد: با سقوط رژيم پهلوي، همان دانشجويان، نقش محوري در تشكيل نهادهاي انقلابي و اداره امور كشور و مهم تر از آن مديريت جنگ را ايفا كرده و به عنوان نيروي محور در تثبيت نظام نقش عمده اي داشتند.
اين عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد شيراز، با عنوان اينكه پايان جنگ و ورود به عرصه سازندگي صحنه كشور را تغيير داد، گفت: ديدگاه دانشجويان به سمت درس خواندن و جهت تقويت عرصه هاي كشوري و تمايل به مديريت پيش رفت و به تبع آن از مسايل سياسي كنار گذاشته شدند.
اين كارشناس مسايل سياسي يادآور شد، طبعاً اين يك روش غير متعادل و افراطي بود و بديهي است كه عكس العملهاي افراطي در پيش خواهد داشت.
وي با بيان اينكه جريان دوم خرداد عكس العملهاي افراطي اين قضيه بود، خاطرنشان ساخت: اساس فعاليت هاي اين دوره هشت ساله به عنوان جرياني اعتراضي و شالوده شكن بود كه آن نيز نگاهي افراطي بود.
حقيقت، جريان انتخابات رياست جمهوري 84 را نوعي ديدگاه متعادل در جنبش ذكر و بيان كرد: در اين ديدگاه، دانشجو هويت اعتراضي خود را حفظ، اما اعتراض خود را متوجه ناكارآمدي ها، بي عدالتي ها و مفاسد نموده است.
وي در ادامه تصريح كرد: در واقع اين نوع نگاه اعتراضي، برگشت به همان ارزشهاي انقلاب 57 است و البته اين بستر، فضاي مغتنمي را بوجود آورده است چرا كه جنبش دانشجويي با ايستادن در جهت نظام، به شناخت آسيب ها و معايب آن ميپردازد و از حركت رو در رو و توجيه آسيب ها خودداري مي كند.
اين كارشناس مسايل سياسي، گفت: اگر اين حركت ادامه يابد كاملاً به نفع كشور و نظام خواهد بود و البته نحوه برخورد مسئولين با اين حركت در تداوم آن بسيار موثر است چرا كه اگر ناپختگي و عدم مهارت از سوي مسئولين رخ دهد عواقب ناخوشايندي را به دنبال خواهد داشت.
وي بالا رفتن سطح سواد عمومي و والدين دانشگاه ديده را در اين جريان حائز اهميت دانست و گفت: ميزان تاثير پذيري جامعه از فرزندان دانشجو كمتر از گذشته است و نبايد توقع داشت كه دانشجويان امروزي لزوماً نگاهي مانند دانشجوي سالهاي 56 و 57 داشته باشد.
حقيقت، يادآور شد: جرياني كه پس از دوم خرداد به وجود آمد و عمدتاً نوعي نگاه ليبرال بر آن حاكم بود، حداقل اين فايده را داشت كه نسل جوان به ويژه دانشجويان كاملاً احساس كنند كه ليبراليسم تحفه اي نيست و اين مساله خود نوعي زمينه بازگشت به ارزش هاي اسلامي را داشت.
وي ابراز داشت: شبيه اين جريان قبل از انقلاب زماني افتاد كه با رواج تفكرات ماركسيست، دانشجويان متوجه بي اصالتي اين تفكر شدند و در واقع به ارزش هاي اصيل ديني بازگشتند./انتهاي پيام/