کد خبر:۲۱۰۸۰۸
وصیتنامه شهید میر سعید صادقی:
شهادت مظلومانه بزرگترین فریاد ماست
شهید میر سعید صادقی در فرازی از وصیتنامه خود آورده است: بگذار ما را تکه تکه کنند، بگذار مظلومانه به شهادتمان برسانند، بگذار که فریاد الله اکبرمان را در گلو خفه کنند که شهادت مظلومانه ما خود بزرگترین فریاد است.
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو» - سمیرا حمیدی؛ میر سعید صادقی در سال 1339 و به عنوان اولین فرزند، در خانواده ای سادات و عاشق اهل بیت علیهم السلام پا به عرصه حیات گذاشت.
وی پس از طی کردن دوران تحصیل ابتدایی و راهنمایی، وارد مقطع متوسطه شد که همزمان بود با قیام مردم ایران علیه رژیم ستمشاهی؛ او نیز همانند سایر دانشآموزان و مردم مقاوم ایران اسلامی در تمامی صحنههای انقلاب حضور یافته و به مبارزه با رژیم پرداخت.
سعید دیپلم خود را در شرایطی اخذ کرد که با حمله ناجوانمردانه رژیم بعث به میهن اسلامیمان همزمان بود، لذا وی دوران سربازی را در همین شرایط آغاز کرده و به مدت دو سال در رسته توپخانه انجام وظیفه کرد.
وی پس از طی دوران مقدس سربازی در سال 1360 مدتی را در بنیاد شهید انقلاب اسلامی قزوین به خدمت به خاندان معظم شهدا پرداخت و همزمان در بسیج مسجد محل نیز فعالیت داشت.
او در سال 1361 در آزمون سراسری دانشگاه شرکت کرد و موفق به قبولی در رشته معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق (ع) شد.
میر سعید که در صحنه علم و دانش از موفقیتهای بزرگی بهره مند بود، همواره به عنوان دانشجویی پرتلاش و کارآمد مطرح بود و هر از گاهی نیز به یاری رزمندگان در جبهههای نبرد حق علیه باطل میشتافت.
وی علاوه بر اینکه در تمام تعطیلات دانشگاهی در جبههها حضور مییافت، در سال 1362 نیز در چند عملیات شرکت کرده و در جزایر مجنون شجاعت های بی نظیری را از خود بروز داد.
شهید صادقی پس از گذراندن 158 واحد از دروس دانشگاهیاش برای آخرین بار در اسفند ماه سال 1365 به همراه تنی چند از دانشجویان و استادان دانشگاه، به جبهههای نبرد اعزام، و سرانجام در 23 فروردین ماه سال 1366 به درجه رفیع شهادت نایل شد.
شهید میر صادقی در نامهای به خانوادهاش نوشته است: هدف از زندگی، خوردن و خوابیدن و لذت بردن نیست؛ چرا که اینجا آخور و عشرتکده نیست، که مزرعه است و محل بذر پاشیدن؛ «الدنیا مزرعه الاخرة»؛ اگر هدف خوردن و خوابیدن بود انسان چه احتیاجی به عقل، هوش، اراده، اخلاق، وجدان و علم داشت.
وصیتنامه شهید میر سعید صادقی
شهادت مظلومانه ما، خود بزرگترین فریاد است!
بسم الله الرحمن الرحیم
«ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفاً کانهم بنیان مرصوص»
با سلام به پیشگاه منجی عالم بشریت، قطب عالم امکان، مهدی موعود(عج) و با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی، چشم امید محرومان و مستضعفان، بزرگ مرجع تشیع، امام خمینی (ره) و درود به امت بزرگ اسلام که برای اهداف عالیه اسلامی و حفظ شرف اسلامی و انسانی خود تمامی مشکلات را متحمل میشوند و درود به جوانان جان بر کف مسلمان که لباس مقدس سربازی اسلام را بر تن کرده و شعار مقدس جهاد تا نابودی کفر و استکبار و برپایی عدالت اسلامی در تمامی گیتی را سرلوحه خود قرار داده و در سنگرهای حق علیه باطل در نبردی نابرابر حماسه میآفرینند.
با وجود اینکه خود را کوچکتر از آن می دانم که بخواهم چیزی بنویسم، اما به دلیل اینکه بر هر مسلمانی لازم است که وصیتنامهای داشته باشد ناچار به نوشتن چند سطری به عنوان وصیتنامه میپردازم.
پس از هزار و سیصد و اندی سال مبارزه و جهاد و درگیری و به قیمت خون صدها هزار شهید در طول تاریخ و بعد از حکومت عدالت گستر علی(ع)، اولین حکومت اسلامی بر مبنای تعالیم عالیه اسلام و به رهبری امام بزرگمان تشکیل شد و افتخار عظیم رهایی بشریت نصیب امت مسلمان ما گردید.
ما وارث هزاران انسان ستمدیدهای هستیم که در زیر شدیدترین شکنجه حکومتهای جبار از بنی امیه و بنی عباس گرفته تا پهلویها، با آرزوی دستیابی به چنین حکومتی، فجیعانه جان سپردهاند.
امروز وظیفه حراست از حکومت نوپای اسلامی به ما سپرده شده و ما در بوته آزمایشی بس عظیم قرار داریم؛ امروز رسالت عظیم رهایی مستضعفین بر گردن ماست و کولهبار مسئولیت های بزرگ شهیدان بر دوشمان سنگینی میکند.
امروز چنگال خون آلود جنایتکاران بین المللی در گلوی محرومان و مستضعفان، بخصوص مسلمانان فرو رفته است و مستضعفین تنها به دلیل اینکه نمیخواهند تحت سلطه این جنایتکاران باشند فجیعانه قتل عام میشوند یا در زیر شکنجه دژخیمان به شهادت میرسند.
هر روز که میگذرد مستضعفین بیدارتر میشوند و به همین نسبت فشار ابرجنایتکاران بر سرشان زیادتر میگردد و به خیال باطل خود میخواهند فریاد محرومان را در گلو خفه کنند، ولی زهی خیال باطل که ناقوس رهایی به صدا درآمده و به گوش تمامی مسلمین رسیده است.
امروز فریاد دادخواهی مسلمانان آزاده محروم که از گوشه و کنار جهان به گوش میرسد و چشمان اشکبار مستضعفان، منتظر مسلمانان آزادهای است که به یاریشان بشتابند و از بندها رهایشان کنند و بر همه مسلمین است که اگر میتوانند به یاریشان بشتابند که «من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین و لم یحبه فلیس مسلم» اگر میبینیم که ملت مظلوم ما درگیر این جنگ تحمیلی شده است، اگر میبینم که همه ابرقدرت ها در مقابل ما صف کشیدهاند و اگر میبینیم که شهرهای ما این گونه بمباران میشوند و تمامی سلاح های مدرن ابرقدرت ها بدست صدام مزدور علیه ما به کار گرفته شده و ملت مظلوم ما را این گونه به شهادت میرسانند، تنها و تنها به این خاطر است که ما مسلمانیم و میخواهیم مسلمان باشیم و به خاطر این است که به حکم وظیفه اسلامیمان میتوانیم فریاد مظلومان را شنیده و ساکت باشیم، به همین خاطر ما را درگیر جنگ کردند تا بدین وسیله فریاد مظلومان را در گلو خفه کنند.
اکنون رسالت رهایی بشر بر دوش ماست و افتخار مبارزه با مستکبرین نصیب ما شده است؛ اکنون پروردگار یکتا میخواهد که در زیر سایه سلاحهای ما و بدست ما عدالت اسلامی گسترش یابد؛ اکنون فصل نویی از تاریخ اسلام آغاز شده است و ما میرویم که در فردایی نه چندان دور رهایی مستضعفان را به ارمغان آوریم.
ما میرویم تا مژده رسیدن بهار، بهار آزادی را به تمامی محرومان ابلاغ کنیم و با این بشارت، قلب های رنجدیده محرومان را تسلی بخشیم که صبح پیروزی نزدیک است: «الیس الصبح بقریب»؛ بگذار ما را تکه تکه کنند، بگذار مظلومانه به شهادتمان برسانند، بگذار که فریاد الله اکبرمان را در گلو خفه کنند که شهادت مظلومانه ما خود بزرگترین فریاد است.
خدای را هزار مرتبه شکر میکنم که به میمنت انقلاب اسلامی به رهبری امام بزرگمان، از زندگی توام با عدم مسئولیت گذشته و دور باطل خوردن و خوابیدن قبل از انقلاب رهایی پیدا کرده و به مرز عقیده و جهاد که حیات و زندگی حقیقی است، رسیدم و رسیدیم که «ان الحیوه عقیده و جهاد»؛ چرا که تنها وجه ممیز انسان و حیوان و زندگی انسانی با زندگی حیوانی، عقیده داشتن انسان و جهاد و تلاش در راه عقیده استع وگرنه زندگی خورد و خواب را حیوان نیز دارد و از این نظر فرقی بین انسان و حیوان نمیباشد.
پدر و مادر عزیزم امروز صحنه آزمایش الهی است و جنگ در راه خدا فرصتی است برای گناهکارانی چون من که با کشته شدن در راه خدا مقداری از گناهانشان شسته شود، این گونه فرصت ها همیشه برای انسان پیش نمیآید و باید از آن بهره برداری کرد.
پدر و مادر عزیزم از شما چند خواهش دارم که امیدوارم انجام دهید؛ اول اینکه هیچ کس و به هیچ وجه برای من سیاه نپوشید، دوم اینکه در شب اول قبر برای من نماز وحشت بخوانید و سوم اینکه من مقداری نماز و روزه قضا دارم که اگر بدهید ادا کنند روحم بسیار شاد خواهد شد.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
میر سعید صادقی
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰