شاهد مظلومیت
و مكرو مكرالله والله خير الماكرين
فيلم با صحنه هايي از آتش زدن عكس محمود احمدي نژاد توسط چند دانشجوي منتقد(!) آغاز مي شود و كات مي خورد و با اظهارات وزير خارجه رژيم صهيونيستي كه مي گويد «بايد درهاي سازمان ملل را به روي احمدي نژاد قفل كرد» و بعد صحبت هاي خانم فائزه هاشمي، آقازاده معروف كشور كه عليه احمدي نژاد اظهاراتي مخرب بر زبان مي راند، ادامه مي يابد.
صحنه ها تكان دهنده و ميخكوب كننده اند، اما اين احمدي نژاد است كه در تمام نماها، چهره اي از يك كاراكتر محكم و مسلط از خود به يادگار مي گذارد و ...
اما يك صحنه عجيب و غريب، حيرت زده مان مي كند؛ «فريبكاران».
در جريان همان سخنراني كه در دانشگاه اميركبير برگزار مي شود و عده اي عكس احمدي نژاد را آتش مي زنند و عليه او شعارهاي تند مي دهند، يك نفر از همين گروه، به ظاهر غش كرده و عده اي او را از سالن خارج مي كنند، اما وقتي دوربين روي او زوم مي كند مي بينيم كه همين آدم بيهوش، آرام عينكش را از چشمش برمي دارد و مي بندد... متوجه مي شويم كه او بيهوش نيست و به دروغ نقش بازي مي كند تا فضاي سخنراني را ملتهب تر كند!
به نظر مي رسد مي توان همين صحنه را به عنوان مشتي نمونه خروار، از اغلب مخالفان احمدي نژاد در نظر گرفت و به حساب آورد؛
كساني كه از فرط شور و هيجان دفاع از حقوق مردم(!) و نه آزادي و حقوق خودشان غش كرده اند و بيهوش شده اند، ولي در عين حال در اوج جريان تنها نگران عينكشان هستند كه يك وقت طوريش نشود، پس در همان حال كه بيهوشند، دست به صورت برده و عينك را برمي دارد و در جيب مي گذارد تا يك وقت آسیبی نبیند!دومين فيلم مستند تبليغاتي احمدي نژاد آن چنان خوب و ديدني بود كه شگفت زده مان كرد؛ فيلمي منسجم، حرفه اي و مهيج كه در عين سادگي و زيبايي، تكان دهنده و تاثيرگذار بود.
فيلم در طول سي دقيقه و در همين مقياس و مختصات توانست به خوبي معصوميت و مظلوميت مضاعف احمدي نژاد را به تصوير بكشاند و نشان دهد كه وقتي يك نفر بدون حمايت احزاب و گروه ها و بدون وامداري جريان هاي مختلف و بدون رهين بودن به گروكشي هاي سياسي و فقط با پشتيباني خدا و مردم به صحنه مي آيد، چقدر و در چه حد ممكن است مظلوم و مورد توهين و تمسخر و تخريب واقع شود، اما در نهايت محبوبيت در ميان ملت و در دل محرومان نصيبش شود و دلها را بلرزاند./انتهاي پيام/