«آقای قاضی» و ضرورت آموزش حقوقی به زبان ساده
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، سمیرا مقدسی؛ وکیل پایه یک دادگستری در یادداشتی نوشت: برخی از حقوقدانان، از جمله نگارنده، هنگامی که از معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه و دیگر نهادهای مرتبط درباره پروندههای کیفری و قضایی آمار دریافت میکنیم، به این نتیجه میرسیم که ریشه اصلی بسیاری از این پروندهها، ناآگاهی مردم است. جهل نسبت به قانون، ندانستن اینکه در برابر یک اتفاق یا اختلاف چه باید کرد و بیخبری از حقوقی که هر فرد در زندگی روزمره و در قراردادهای خود دارد، سبب میشود زمینه بروز جرم و اختلاف در جامعه افزایش یابد.
سریال «آقای قاضی» از همین زاویه به مسائل نگاه کرده و در واقع، دغدغه مشترک بسیاری از دلسوزان حوزه حقوق را به زبان تصویر بیان میکند. این مجموعه بر یکی از مهمترین نقاط ضعف جامعه، یعنی نبود آگاهی حقوقی، تمرکز دارد و در کنار روایت داستان، به آموزش نیز میپردازد.
شخصیت «آقای قاضی» در این سریال فقط یک قاضی نیست، بلکه هم مسئله را پیدا میکند و هم راهحل ارائه میدهد. دیالوگهای او به گونهای طراحی شده است که مردم بهراحتی بتوانند از آن استفاده کنند. برای مثال میگوید: «چرا قرارداد تنظیم نکردید؟ چرا چک رد و بدل نکردید؟ چرا با اعتماد ساده از کنار مسئله عبور کردید؟» زبان او سنگین و پیچیده نیست و همین مسئله باعث میشود پیامش برای همه قابل فهم باشد.
به نظر میرسد «آقای قاضی» نقطه عطفی در برنامههای آموزشی حقوقی باشد و شاید بتوان آن را نخستین مجموعهای دانست که آموزش حقوقی را در قالب دیالوگ و در دل یک داستان ارائه میکند. پیش از این نیز برنامههایی در شبکههای مختلف با موضوع حقوق پخش میشد که بیشتر بر پایه پرسش و پاسخ بودند، اما چنین شیوهای، چون آموزش مستقیم دارد، شاید آن اثرگذاری لازم را بر مخاطب نگذارد. در حالی که در «آقای قاضی»، بیننده ابتدا درگیر قصه میشود و بدون آنکه احساس کند در حال آموزش دیدن است، مفاهیم حقوقی را نیز میآموزد و همین ویژگی، ارزش اصلی این مجموعه است.
تماشاگر در این سریال، قاضی را فردی شجاع، قوی، عالم، دلسوز و پیگیر میبیند و همان ویژگیهایی را در او مشاهده میکند که از یک قاضی انتظار دارد. همین تصویر میتواند برای نوجوانان و جوانانی که هنوز مسیر شغلی خود را انتخاب نکردهاند، الهامبخش باشد و آنان را به سمت حرفه قضاوت سوق دهد.
امروز بسیاری از نیروهای مستعد و نخبه حقوقی، به خاطر سنگینی این مسئولیت، چه از جهت حجم پروندهها و چه از نظر بار معنوی و حقالناس، کمتر به سراغ قضاوت میروند. اما چنین برنامههایی میتواند در ناخودآگاه نسل جوان، علاقه به این مسیر را ایجاد کند؛ همانطور که سالها پیش سریال «خانه سبز» باعث شد بسیاری از جوانان آن زمان به حرفه وکالت علاقهمند شوند و آن را به عنوان یک انتخاب جدی در نظر بگیرند.
البته باید پذیرفت که شخصیت «آقای قاضی» با واقعیت فاصلههایی دارد و برخی از وکلا و حقوقدانان نیز از همین زاویه به آن نقد دارند. در واقع، قضات خوب و شریف زیادی داریم که همان ویژگیهای اخلاقی و حرفهای را دارند، اما به دلیل حجم بالای کار و محدودیت زمان، نمیتوانند مانند شخصیت سریال با مراجعان به گفتوگوهای طولانی بپردازند یا مسائل را با این شیوه آموزشی توضیح دهند. بنابراین، آنچه در سریال میبینیم، بازنمایی کامل واقعیت نیست.
از سوی دیگر، فضای دادگاه در این مجموعه نیز با آنچه در واقعیت جریان دارد، تفاوتهایی دارد. اما این موضوع از ارزش اثر کم نمیکند، زیرا سریال قرار نیست عین واقعیت را بدون دخل و تصرف نمایش دهد، بلکه میخواهد با زبان هنر، پیامی آموزشی و پیشگیرانه را منتقل کند و در این هدف نیز تا حد زیادی موفق بوده است.
چندی پیش دادستان کل کشور اعلام کرد که بخشی از مناصب قضایی خالی است و این موضوع تنها به کمبود نیرو بازنمیگردد، بلکه بودجه ناکافی نیز در آن نقش دارد. او همچنین گفته بود که برای هر قاضی در طول سال، پروندههای فراوانی ارجاع میشود و به نظر من، بخش قابل توجهی از این پروندهها ناشی از بیاطلاعی مردم است. در چنین شرایطی، «آقای قاضی» میتواند آغاز یک مسیر برای آموزش حقوقی در رسانه ملی باشد و حتی در کاهش بخشی از این پروندهها اثرگذار عمل کند.
در نهایت، باید دید رسانه ملی در ادامه ساخت آثار مرتبط با مسائل حقوقی، چه مسیری را انتخاب میکند تا هر اثری که در برابر مخاطب قرار میگیرد، با تحقیق دقیق، شناخت درست و اشراف واقعی بر فضای دادگاه و دادرسی ساخته شود و در کنار مشاوران حقوقی توانمند، خود سازندگان نیز تسلط بیشتری بر موضوعی که روایت میکنند، داشته باشند.