در زير خاك برابريم
گروه اجتماعي- ضرغام نصرتي؛ آمبولانسها از همديگر سبقت ميگرفتند، مقصد يكي بود، يكي از بيمارستان دولتي و ديگري از بيمارستان خصوصي، سرعتها كم شد، مسافران بهشت زهرا در كنار هم منتظر ورود به غسالخانه بودند.
بعد از مراسم كفن و دفن همه رفتند و هر دو جنازه را در زير خاك تنها گذاشتند، يكي در قبر بيست و چند ميليوني و ديگري در قبر دويست هزار توماني آرام گرفتند. امتيازها فقط در روي زمين و در داخل قبر هر دو قطعه كفن هر دو خاكي شده بود.
هر دو در حال انتظار از بازرسي اعمال لحظهشماري ميكردند و مضطرب، حيات عالم برزخ را به انتظار نشسته بودند، پيش خود چكيده اعمال نيك و بد را سبك، سنگين و سرفصلهاي كردار را مرور ميكردند.
از بهشت زهرا موقتاً خداحافظي ميكنم، اموات بدرقهام ميكنند، همه آمده بودند؛ فقير و غني، بيريا با ميهمان خود تا سر در گورستان آمده بودند، بايد به آرامگاه خود برميگشتند و از اين همه تلاش بازماندگانشان براي راحتي خودشان كه شايد سالي يك بار گذرشان به قبر امواتشان بيفتد، نيشخندي در گوشه لبهايشان جاي گرفته بود.
در راه برگشت دوباره از فضاي بهشت زهرا جدا ميشويم و دوباره زينتهاي دنيا ما را از خودمان جدا ميكند، يكي طلبها و ديگري بدهيهايش را شمارش ميكند، باز هم براي چنگاندازي محكم به اين دنيا خودمان را آماده ميكنيم تا دمي از قافله عقب نمانيم و از چشم و همچشميها سبقت بگيريم./انتهاي پيام/