نگاهي به فيلم «طهران – تهران» اثر مشترك داريوش مهرجويي و مهدي كرم پور
آخرین اخبار:
کد خبر:۶۴۹۴۷
الصاق توريسم عرفاني به عصبيت و آشفتگي تهراني!

نگاهي به فيلم «طهران – تهران» اثر مشترك داريوش مهرجويي و مهدي كرم پور

 «طهران – تهران» چندان غير منتظره بود و نه چندان فوق العاده كه هنوز در خلسه ديدن آن، دنبال طرح و پاسخ به سوالاتي هستيم كه در كشاكش اين دو اپيزود بي ربط به هم،يکجا، در يك فيلم سينمايي برايمان پديدار گشته.

«طهران – روزهاي آشنايي» اپيزود اول اين فيلم كار داريوش مهرجويي ساخت و ساختاري متفاوت تر از آثار پيشين كارگردان متفكر و فلسفه دان داشت كه البته مايه هايي كمرنگ از اخلال هاي ذهني و روش هاي ميزانسني او در سينما را بدنبال كشيد.

نيمچه فيلم آخر مهرجويي، نشانه گذاري ساده اي از روند مدرجي است كه او طي سال ها، رفته و در آخر در «طهران – روزهاي آشنايي» به نوعي ساده گرايي و ساده سازي دلپذير رسيده كه هر اندازه سينما باشد يا نباشد و هر اندازه داستانش امروزي و به مذاق معاصر خوش آيد يا نه، اما مي توان رد آن نشانه گذاري هاي مختص و آشناي مهرجويي را در آن كم و بيش دنبال كرد.

فيلم داستان ساده اي دارد. اتفاقي وخيم براي يك خانواده فقير و كوچك و فرو ريختن سقف خانه شان در آستانه سال نو. چادر زدن در حياط خانه و ... و همراه شدن با يكي از گشت هاي توريستي تهران گردي در ايام نوروز. گردشي كه در يك اتوبوس خانوادگي و اختصاصي، منجر به آشنايي و همراهي شبانه روزي خانواده حادثه ديده و جمع فاميلي و دوستانه مي شود.

شايد اين ساده ترين و دم دست ترين داستان باشد كه انتخاب شده است براي يك روايت بي غل و غش و روان و رو و ايجاد فضايي بي چالش و بدون پيچيدگي هاي ظاهري و داستاني و سينمايي براي مخاطب.

اما در كنار تمام اين مولفه ها اين اپيزود، جذابيت ها و دوست داشتني هاي ارزشمندي به همراه دارد.

نوع حركت دوربين و ديدن آثار باستاني و قديمي تهران، فضاي نرم و آرام و خلسه نشاط انگيز خانوادگي و دوستي و همياري رقت انگيزي كه ميان آدم هاي اتوبوس هست، دركنار موسيقي فوق العاده زيباي فيلم و كاراكترهاي گرم و آرامي كه «اخلال»ي ديگرگونه را در بازيابي يك سنت ديرين – گردشگري – براي خانواه حادثه ديده فراهم مي آورد.

و البته باز هم همان تكانه ها و نوع خاص نشانه هاي مهرجويي كه در اينجا در اپيزود «طهران – روزهاي آشنايي» مي توان آنها را در هيئت رستوران فوق مدرن و عجيب و غريب يا نگرش خاص انساني پيرمرد مرشد كاروان يا ... چيزهاي ديگر از اين دست ديد.

اما آنچه فيلم «طهران – تهران» را از نيمه دچار فاجعه كرده وصله پيله شدن آن به اپيزود دوم است كه آنقدر مضحك و بد و سطحي و ضعيف ساخته شده كه بالكل، ذائقه مخاطب را كه در اپيزود اول به آرامي و نرمي و زيبايي شكل گرفته بود به تندي و عصبيت و مهمل گويي و مهمل سازي نابود مي سازد و در نهايت، مخاطب با ذهني مشوش و پريشان از خود مي پرسيد كه «آخر چرا؟!»

به همان اندازه كه نگاه مهرجويي در اپيزود اول به لحاظ زيبايي شناسي آرام و نرم و گرم و انساني و ساده گويي دلپذيرش قابل ستايس و دوست داشتني و خواستني است، اپيزود دوم كه اثر مهدي كرم پور است در جهت مخالف و متناقض اين رويكرد فيلم را به آشفتگي دچار و در پايان خاطره اي تاثرآور براي تماشاگر پديد آورده.

واقعاً چه انديشه و بهانه و نظري پشت الصاق اين دو اپيزود قرار داشته كه نمي توان آن دو را حتي با نگره ها و فلسفه سازي هاي فراخ و سيال و بي در و پيكر هنر مدرن امروز هم به هم جوش داد؟!/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار