چشمي و صد چشم!
آخرین اخبار:
کد خبر:۶۹۷۱۱
نگاهي به سريال «در چشم باد» اثر مسعود جعفري جوزاني

چشمي و صد چشم!

«در چشم باد» در يك فضاي منسجم و البته پر كش و قوس، داستان بلندي را از چند فصل تاريخي و چند نسل انساني بيان مي‌كند كه در طي سال‌هاي قرن اخير، كشور ايران را در فراز و فرودهاي عجيب و پرحادثه تاريخي، همراهي و پايه‌ريزي كرده‌اند.

سريال تلويزيوني «در چشم باد» در چند فصل تاريخ، و بستري از يك ملودرام عاشقانه، وقايع ممتدي را به نمايش گذاشته و در تلاش درخور تحسين متريال بالايي را براي بيان داستاني خود انتخاب كرده است.

سريال «در چشم باد» در سايه رويكرد حرف ها و فضاي استانداردي كه به لحاظ مولفه هاي تصويري به كار برده است، شكل و شمايل ديگري از سريال سازي تلويزيوني را براي مخاطب ايراني فراهم آورده است.

«در چشم باد» در يك فضاي منسجم و البته پسركش و قوس، داستان بلندي را از چند فصل تاريخي و چند نسل انساني بيان مي كند كه در طي سال هاي قرن اخير، كشور ايران را در فراز و فرودهاي عجيب و پر حادثه تاريخي، همراهي و پايه ريزي كرده اند.

بستر داستاني كه براي روايت تاريخي لحاظ شده است در يك گسترش زماني به واكاوي ارتباطات انساني يك نسل پرداخته است كه زمان قيام ميرزاكوچك خان جنگلي تا سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي را در بر مي گيرد و يك نسل از قهرمانان تاريخي، تمام اين دوران هاي متنوع را روايت مي كنند.

ناگفته پيداست كه سريال از جهت متريال ساخت و سخت افزار تصويري و بودجه و امكانات، در رديف آثار قابل اعتنا و ممتاز تلويزيون ايران قرار مي گيرد و نوع چينش داستان گرچه اين نوع «پرداخت» و «پردازش» را اجتناب ناپذير مي کند، اما بايد ديد و پرسيد كه اين همه، آيا توانسته است در خدمت ‌آن روايت كلي قرار گيرد و آن روند ملودرام را در بستر وقايع تاريخي و شخصيت هاي داستاني، با يك روند منسجم و يكنواخت و بدون فراز و فرودهاي برهم زننده نظم ذهني و ترتيب تصويري مخاطب، به پيش برد؟

سريال، در بخش ها و فصل هايي، كاملا دچار ركود و كندي مي شود و در بخش هايي به تلاطم و جوشش مي افتد؛ شايد بتوان ريتم سريال «در چشم باد» را به عنوان يكي از عناصر اصلي كه به نوعي نقش پاشنه آشيل را در آن ايفا كرده است، به حساب آورد.

ريتم سريال در فصل هايي بشدت آسيب ديده و به نظر مي رسد در كش و قوس تداخل هاي زماني و تاريخي، از دست کارگردان خارج شده است.

بازي ها در اين «سريال» اگر چه خوب، اما در فصل هايي از آن انسجام و همپوشاني مورد توقع از كارگرداني همچون مسعود جعفري جوزاني برخوردار نيست و نيز حفره هاي «جذابيت» در طول فصل هاي مشبع سريال كه ناگزير از تزريق مضايق «فصل» ي و تعبيرات بصري در واكنش به نوع داستان و چيدمان بازيگران و خاصيت دوره تاريخي آن فصل است، همگي گير و داري را براي سريال پديد آورده كه در موقعيت هايي به آن صدمه زده است.

فصل آمريكا به نظر مي رسد بيش از اندازه «توريستي» از آب درآمده و در پيوند با فصل ايران پس از انقلاب كه از صحنه پردازي اغراق شده و گل درشتي برخوردار است و همخواني ها در مولفه هاي مصنوعي و بازآفريني در لوکيشن هاي و آدم هاي امروزي اش بعضا دچار اشكال شده است، نيز به اين نقصان هاي فصلي و خطور آميزي هاي تصويري افزوده است.

با اين حال سريال «در چشم باد» توانسته است در ابعاد و ساحت هاي مختلف، استاندارد سريال سازي را در تلويزيون ها جا به جا كند و برآوردن چنين توقعي با در نظر داشتن وضع حاكم بر روند سريال سازي هاي تلويزيوني، قابل تامل و تحسين است./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار