پيام آيت الله جوادي آملي به همايش «فلسفه و دين» در دانشگاه شيراز
به گزارش خبرنگار «شبكه خبر دانشجو» از شيراز، در بخشي از پيام آيت الله جوادي آملي به مناسبت برگزاري همايش «فلسفه و دين» در دانشگاه شيراز آمده است: تبيين ارتباط فلسفه و دين به عهده فيلسوفان الهي و متدينان حكمتمحور است.
آيت الله جوادي آملي در اين پيام بيان کرده است: فلسفه مطلق كه عهدهدار معرفت و واقعيت مطلق و شناخت حقيقتِ بدون قيد طبيعي، رياضي، منطقي و اخلاقي است، شناور اقيانوس ناپيداكرانه است كه هم خطر غرق را در بردارد و هم خير غوص را؛ زيرا يا سمت الحاد ميرود و براي جهان هستي مبدأ و منتهايي نميفهمد و آغاز و انجام را انكار ميكند كه اين همان خطر غرق در تيرگي جهل است و رهاوردي جز پوچي و سرگرداني ندارد و يا به سمت الهي سلوك ميكند و براي جهان هستي آفريننده تأمل ميشود كه مبدأ است و براي آن روز حساب معتقد ميشود كه همان معاد است و آغاز و انجام آن را حقيقت محض يعني موجودي كه عين هستي نامحدود و متن كمالهاي نامتناهي است تأمين ميكند و رهتوشه آن كمال انساني و جمال ربوبي و حيات سعادتمندانه ابد است كه همان خير غوص است.
وي در اين پيام مي افزايد: معلوم را با علم ميتوان شناخت و اندازه علم به قدر عالم است؛ هر كس جهان را به اندازه خود ميشناسد. انسان مادي كه هويت خويش را در محور حس خلاصه ميداند و تا چيزي را احساس نكند نميفهمد چارهاي جز حسگرايي ندارد؛ چنين فرد محجوري از فلسفه مطلق كاملاً مهجور است؛ چنانكه عنكبوت مگسخوار كار عنقا را نخواهد كرد.
جوادي آملي در اين پيام آورده است: انسان حسگرا هرگز فيلسوف نخواهد بود؛ زيرا توان ادراك موجود نامحسوس را ندارد و آغاز و انجام جهان امري است غيرمحسوس. كسي كه بخواهد درباره چنين معلوم ناپيداكرانه ژرفانديشي كند، كمترين سرمايه علمي او عقل تجريدي تام و برهان كلي منطقي است كه قضاياي ضرورت ازلي را به همراه داشته باشد. حدّاكثر بهره علمي يك انسان حسگرا، آشنايي با برخي از مسائل تجربي است؛ چنين متفكري بين نيافتن چيزي و نبودن آن فرق نميگذارد و چون صدر و ساقه نظام كيهاني به تجربه حسي در نميآيد هرگز توان داوري درباره آن را ندارد و عدم وجدان را دليل عدم وجود ميپندارد و با ابزارپنداري خود مبدأ و معاد، وحي و نبوّت، دين و شريعت را انكار ميکند.
اين پيام خاطرنشان کرده است: متفكر حسگراي محض اگر بخواهد فيلسوفانه فكر كند چونان قوم عاد به دام الحاد ميافتد و تندباد جهانبيني خام، او را در هوا معلق ميكند تا به چنگ شاهين رباينده گرفتار گردد يا به مكان دور پرت شود؛ انسان عقلگرا كه حرمت حس را در تجربه مادي و درج خيال و وهم را در نيمه تجربي و تجريدي و ارزش عقل ناب را در تجريدي محض نگه ميدارد، ميتواند از رهبري سليمانانه جهانآفرين بر باد مسلط گردد و بامداد، مطلب فاخري را فتح كند و شامگاه مطلب شامخي را بگشايد كه چنين بشارتي را قرآن كريم به رهپويان حقمدار داده است؛ چنين عقلمحوري اگر بخواهد فيلسوفانه فكر كند اميد آن ميرود كه به هستي خداي يگانه و يكتا پي برد و جهان ملك و ملكوت را مخلوق او بداند و بار تخت و بخت و رخت وي را باد سليماني به دوش بكشد و صحنه هستي را آيات الهي بداند./انتهاي پيام/