تلنگري به خود در بهار قرآن بزنيم
قرآن، اين آخرين اعجاز محمد مصطفي (ص) کتاب سعادت هر انساني است. اين را همه مي دانيم و شايد خيلي از ما اين فرمايش حضرت امام (ره) را هم شنيده و يا ديده باشيم که فرمودند: «اگر قرآن نبود، باب معرفه اللّه بسته بود الي الابد.»
آري! قرآن، بهترين وسيله شناخت خداوند است؛ قرآن، سخن آرامش بخش الهي در گستره هستي است؛ قرآن، منبع تمام دانش هاي بشري است؛ اين همه را مي دانيم چه آن که حقيقتا هم باور داريم که قرآن کتابي است که انسان را از خاک به افلاک مي رساند و روح آدمي را به عالم قدس و ملکوت مي برد؛ با اين همه سوال جدي اين جاست که چرا ما از اين وديعه الهي، به شايستگي استفاده نمي کنيم و اين که بالاخره قرآن چه جايگاهي در زندگي ما دارد؟!
بي شک ماه مبارک رمضان فرصت بسيار مغتنمي است که بيش از پيش درباره اين سوالات بينديشيم و براي يافتن پاسخي در اين خصوص، وجدان خود را به قضاوت دعوت کنيم.
تاملي دوباره در بهار قرآن
ماه مبارک رمضان از بسياري جهات ممتاز و بينظير است چه آنکه روزها و شبهاي آن بهترين روزها و شبها است و ماهي است که همه بندگان خدا در ضيافت پروردگار مهمان هستند.
يکي از ويژگيهايي که اين ماه پربرکت را از ماههاي ديگر متمايز ميسازد آن است که اين ماه را «بهار قرآن» نام نهادهاند نه صرفاً از آن رو که در اين ماه، قرآن کريم بر قلب مبارک پيامبر(ص) نازل شده است، بلکه شايد بيشتر از آن جهت که سفارش اکيد شده که بندگان در اين ماه نه تنها بر ظاهر کلام الله مجيد بلکه به عمق و محتواي آن هم در حد توان و بضاعت خويش توجه کنند. رسول گرامي اسلام (ص) نيز در فرمايشي خطاب به مسلمانان ميفرمايند: «در ماه رمضان از خداوند توفيق روزهداري و قرائت قرآن کريم را مسألت کنيد.»
کلام قرآن را باور کنيم!
لازم به ذکر نيست که انس با قرآن و ارتباط مستمر با اين کتاب آسماني لازمه زندگي و دستمايه نيل به سعادت براي هر مسلمان واقعي در دنيا و آخرت است؛ چرا که همانا تنها نسخه نجات دهنده بشريت و تغذيه کننده معنوي روح انسانها و نجات دهنده آنها از انحطاط و سرگرداني امروز و هر روز دنيا، قرآن کريم است.
و اگر اين باور در دل هرکدام از ما نهادينه شده و با عمق وجود آن را قبول کنيم، بيشک در پي عمل به دستورات اين کتاب انسانساز برآمده و زندگي خويش را بر اساس آموزههاي آسماني آن بنا خواهيم کرد.
جفا چرا؟!
با تمام اين اوصاف جاي اين سوال گلايه آميز وجود دارد که آيا با زينت ساختن اين نسخه شفابخش بشريت و نگهداشتن آن در قالبهاي زرين و برخورد زينتي با آن، به ساخت مبارک قرآن جفا نکردهايم؟! و حال آن که سخن خداوند با ما اين است «و اين کتابي است پر برکت که فرو فرستاديم تا از آن پيروي کنيد و پرهيزگار باشيد؛ باشد که رحمت خداوند شاملتان شود.» (سورهي مبارکه انعام، آيه 155)
پيامبر اعظم(ص) نيز ميفرمايد: «با تلاوت قرآن خانههايتان را نوراني کنيد... همانا در خانهاي که قرآن بسيار تلاوت ميشود، خير فراوان وجود دارد و اهلش از آن بهره ميبرند».
نکته مهم در اين ميان آن است که خواندن قرآن، شنيدن آن، آموزش، انديشيدن و تأمل و تدبر در آن همه مقدمه عمل به قرآن است، عملي البته پيگير و در همه شئون فردي اجتماعي، فرهنگي و حتي سياسي حيات بشري.
نسخه آقاي مسلمين در جهان
در حقيقت بايد گفت شناخت قرآن بايد سلاح و مرکبي باشد براي پيشرفت در ميدان عمل و زندگي و اين مهم تنها درصورتي محقق مي شود که برنامههاي متعالي قرآن در جامعه اسلامي پياده شود تا امتهاي مسلمان پس از مدتها خواب غفلت، سيادت گذشته خود را باز يابند.
بديهي است اگر ما به عنوان امت پيامبر اعظم (ص) در عمل به فرامين آسماني قرآن کريم، کوتاهي کنيم مشمول شکايت آن بزرگوار شده ايم که فرمودند: «پروردگارا! امت من قرآن را مهجور و غريب ساخت.»
برخورد تزييني با قرآن ما را به جايي نمي رساند
به راستي چرا بايد اين گونه باشد كه به تعبير دوست صاحب ضميري، اگر بسياري از ما قرآن را از مقابل آيينه روي دكور پذيرايي خانهمان برداريم، ميزان حضور اين كتاب آسماني در زندگيمان به صفر برسد! بله! قرآن در بين ما حضور دارد و البته محبوب است، اما چه سود که مهجور است.
مردم قرآن را تلاوت ميكنند و تا اندازهاي به آن آشنا هستند، امّا بيشتر براي قصد ثواب و براي غفران اموات خوانده ميشود و اين در فرهنگ ما رواج دارد.
قرآن براي زندگان است نه مردگان!
اين واقعيت غير قابل انکار است که وقتي مردم عزيزي از دست ميدهند با تدارك حجله و گذاشتن نوار قرآن از طريق بلندگو، حزن و اندوه خود را ابراز ميدارند. اشتباه نشود کسي با اين مسئله مشکلي ندارد، اما سخن اشاره به اين نکته کليدي است که قرآن كريم كتاب زندگي، قانون و عمل است، در صورتي كه متاسفانه بيشتر براي مردگان خوانده ميشود.
و بدين سان ما در رابطه با اين کتاب الهي از زندگان غافل هستيم، باشد که در اين ماه عزيز اندکي به خود آييم! انشاالله./انتهاي پيام/ (سيد محمد مهدي موسوي)