
چرا درباره دوران اقتصادی هویدا افسانهسرایی میشود؟ / نخست وزیری که شاه برای فساد و گرانی زندانیاش کرد!
این روایت آنقدر نقلقول شده است که در بخشی از حافظه تاریخی افکار عمومی نقش بسته و تصویر یک اقتصاد پویا و آرام را به مخاطبان خود مخابره میکند؛ تکنیک «تکرار در تبلیغ» از جمله استراتژیهای موفقی است که تأثیرات شگرفی بر روی مخاطب هدف دارد.

امیرعباس هویدا سیزده سال نخستوزیر ماند و تاکنون، افسانههایی از مدیریت او بر اوضاع اقتصادی ایران نقل شده است؛ برای تأیید صحتوسقم ادعاهای منتسب به هویدا باید به تاریخ رجوع کرد تا از تحریف واقعیتها جلوگیری شود.
پسازآنکه نخستوزیر حسنعلی منصور توسط فداییان اسلام ترور شد، امیرعباس هویدا از سوی شاه مسئولیت تشکیل کابینه یافت و به نخستوزیری رسید. او قریب به ۱۳ سال در این جایگاه باقی ماند تا اینکه در مرداد سال ۱۳۵۶ از سمت خود برکنار شد. خاطرات و دستنوشتههای اطرافیان محمدرضا شاه پهلوی و وزرای هویدا میتواند روایتگر بخشی از حقایق آن سالها باشد.
«اردشیر زاهدی» وزیر امور خارجه کابینه هویدا پیرامون وضعیت اقتصادی حاصل از مدیریت او میگوید: «در این دوران، اقتصاد کشور بسیار آشفته بود و نمیتوان دلیلی برای ماندگاری این دولت پیدا کرد، مگر روابط خاص وی با شخص شاه».

مورخان تاریخ و کارشناسان سیاسی معتقدند که فساد اقتصادی، گرانی و احتکار از جمله دستاوردهای دوران صدارت هویدا بود؛ اسدالله علم، وفاداری هویدا به محمدرضا پهلوی را دلیل دوام نخستوزیری او میداند و مینویسد: «در فروردین ۱۳۵۳ این موضوع را محرمانه با شاه در میان گذاشته که بقای هویدا نتیجه پول دادن به اعضای خاندان سلطنتی است».
با کمی تأمل در اسناد تاریخی میتوان فهمید که ماجرایی متفاوت از حقیقت و متضاد با واقعیت بیانشده است و اینکه هویدا اعلام میکرد که ما در «عصر طلایی» به سر میبریم، بیشتر جنبه سرپوش گذاشتن بر روی عملکرد منفی خود داشت.
اسدالله علم نخستوزیر و وزیر دربار شاه در خاطرات ۲۳ فروردین ۱۳۵۳ خود مینویسد: «[به شاه]عرض کردم متأسفانه در داخله بهواسطه غفلت متصدیان نه گوشت در دسترس مردم است نه شکر، نه گوشت مرغ و مردم خیلی ناراضی هستند و این صحیح نیست. آخر چرا این پیشبینیها را نمیکنند؟ همهچیز هم گران شده. تعجب است که شاهنشاه تمام گوش کردند ولی همانطور که چشمشان را رویهم گذاشته بودند اصلاً باز نکردند و یک کلمه جواب ندادند. من که شاهنشاه را میشناسم، میدانم که این به معنی این است که حرف تو را میشنوم، ولی نمیخواهم جواب بدهم».

برخلاف تصور رایج، اقتصاد زمان هویدا آشفته و بیثبات بود. به عنوان نمونه «اردشیر زاهدی» وزیر امور خارجه كابینه هویدا با اشاره به آشفتگی اقتصادی حاصل از مدیریت او میگوید: «در این دوران، اقتصاد کشور بسیار آشفته بود و نمیتوان دلیلی برای ماندگاری این دولت پیدا کرد، مگر روابط خاص وی با شخص شاه.»
اسدالله علم نیز با اشاره به وضعیت آشفته دوران هویدا، وفاداری وی به محمدرضا پهلوی را دلیل دوام نخستوزیری او میداند و مینویسد: «در فروردین ۱۳۵۳ این موضوع را محرمانه با شاه در میان گذاشته که بقای هویدا نتیجه پول دادن به اعضای خاندان سلطنتی است».

در گزارش «خیلی محرمانه» ساواک در بهمن ۱۳۵۵ و تیر ۱۳۵۶ چنین آمده است که هویدا کوشیده است ردپای برداشت از بودجه نخستوزیری جهت مصارف شخصی و فامیلی را مخفی و کور سازد، بهعنوان نمونه او از بودجه سری نخستوزیری اقدام به کمک به همسر مطلقهاش لیلا امامی کرده است.۳
عبدالمجید مجیدی که از دیماه 1351 به ریاست سازمان برنامه و بودجه تعیین شده بود: «پس از افزايش قيمت نفت در سالهاي 1350 به بعد و به دنبال آن افزايش بودجه دولت، تورم خيلي شديدي بهوجود آمد و علت، آن بود كه برخورد صحيحي با مسئله افزايش قيمت نفت وجود نداشت. سعي ميشد، راهحلها از طريقي پيدا شود كه خيلي قابل توجيه نبود.»
جلیل شرکا قائممقام وقت بانک مرکزی، نیز درباره تورم در این دوران مینویسد: «وقتی درآمدهای نفتی کشور، بیتوجه به آثار منفی سیاست تزریق نقدینگی بر اثر سیاستهای اقتصادی آن زمان افزایش یافت، تورم خود را نشان داد و قیمتها رو به افزایش گذاشت».
آنتونی پارسونز، سفیر کبیر سابق انگلستان در ایران که از سال 52 تا 57 عهدهدار این سمت بود، در بخشی از خاطرات خود درباره تورم در این دوران مینویسد: «تزریق درآمدهای حاصله از افزایش قیمت نفت در دسامبر 1973 به اقتصاد کشور، بدون افزایش سطح تولید، تورم و گرانی بالایی را موجب شده بود که گرچه مقامات دولتی نرخ سالیانه آن را 20 درصد اعلام کرده بودند، ولی نرخ واقعی تورم بسیار بیشتر از این رقم بود.»
هویدا به جای برنامههای خود برای رفع مسئله گرانی و اقتصاد آشفته اظهار میدارد: در سال جاری انواع حبوبات روی هم رفته 9 /46 درصد و لبنیات 6 /13 درصد نسبت به سال گذشته افزایش نشان میدهد، وقتی میگوییم قیمتها نسبت به سال قبل حدود 5 درصد افزایش یافته است منظور سطح کل قیمتها است این به آن معنی نیست که قیمت هیچ کالایی کمتر یا بیش از 5 درصد افزایش نداشته باشد زیرا همان طوری که اشاره شد قیمت حبوبات طی سال جاری حدود 47 درصد ترقی داشته است، قیمت مثلا زردچوبه نسبت به سال 1343 شدیدا ترقی کرده و حدود سه برابر شده ولی افزایش ترقی روی معدل تعیین قیمتها ناچیز است زیرا مگر یک خانواده چقدر از کل هزینههایش را صرف زردچوبه میکند. قیمت نخود هم در یکی دو سال اخیر شدیدا بالا رفته و حدود دو برابر شده است ولی هزینهای که یک خانواده صرف نخود میکند چقدر است؟! از این رو افزایش قیمت نخود حتی اگر ده برابر هم بشود در هزینه کل خانواده تغییر محسوسی به وجود نخواهد آورد».
آمار رسمی بانک مرکزی گویای آن است که شاخص قیمتها در نیمه اول دهه پنجاه ۲/ ۲ برابر و شاخص قیمت مسکن سهونیم برابر شد. تثبیت نرخ ارز با اهرم دلارهای نفتی در این توفان تورمی باعث سیل واردات، ورشکستگی تولید، ارزان شدن بیسابقه مهاجرت به خارج، فرار سرمایه و در مجموع ورشکستگی اقتصادی شد.
واقعیت این است که رفتار و زندگی هویدا، آکنده از تناقضهای بسیار است و به گواه اسناد تاریخ، ایران در دوره نخستوزیری او، با چالشهای بسیار جدی روبهرو شده بود؛ علی دشتی از مطلعان عصر پهلوی در ارتباط با فساد اداری هویدا، اینچنین نقل میکند: «هویدا برای انتخاب همکاران در کابینه خود دنبال آدم لایق و کارآمد نبود و تنها کسانی را وزیر میکرد و پست مهم میداد که بیشتر تملق او را بگویند».۵

هویدا هم پایان یافت؛ اما افسانه غیرواقعی از ثبات اقتصادی دوره نخستوزیری وی هنوز پایان نیافته است. امیرعباس هویدا که در حدود ۱۳ سال از هیچ تلاشی برای بقای محمدرضا شاه دریغ نکرده بود، به خاطر مشکلات شدید اقتصادی و فساد اداری و اقتصادی در مرداد سال ۱۳۵۶ از سمت خود برکنار شد. شاه مجبور شد برای جلب نظر اذهان عمومی و خاموش کردن اعتراضات مردمی دستور بازداشت هویدا را صادر کند. دستگیری نمایشی او بهنوعی به رسمیت شناختن این فسادها بود.
۱. مرکز اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، امیرعباس هویدا به روایت اسناد ساواک، تهران: انتشارات کیهان، ۱۳۸۶، ص ۱۴۳-۱۴۶.
۳. سید محمدعلی جمالزاده و اسکندر دلدم، زندگی و خاطرات امیرعباس هویدا، تهران: انتشارات گلفام، ۱۳۷۶، ص ۲۱۴ و ۲۹۳.
۴. روزنگار زندگی و تاریخ سیاسی اجتماعی امام خمینی (س)، ص ۳۴.
۶. علی دشتی، عوامل سقوط محمدرضا پهلوی، گردآورنده مهدی ماحوزی، تهران: انتشارات زوار، ۱۳۸۹، ص ۱۵۱-۱۵۲.