کد خبر:۹۸۳۹۸
نگاهی به مناسبات جاری در سینمای ایران
ارتفاع پست
موسيقي فيلم در ايران، هميشه از عرصه هاي چالش برانگيز و در عين حال نرسيده به جايگاه در خور اين شاخصه ابزاري در «سينما» بوده است.
یکی از معضلات و کمبودهای جدی سینمای ایران همیشه فقدان بازیگر خوب در سنین مختلف و برای کارکردهای متنوع بوده است.
اساسا سینمای ایران سینمایی است که از جهت بازیگری به شدت فقیر و با مشکل روبروست.
بازیگران بد، نا بازیگران، بازیگران تجاری، آدم های خبیثی که با پول بازیگر می شوند، بازیگرانی که مجری می شوند، مجری هایی که بازیگری می کنند و... .
اما در همین سینمای رو به افول و مغموم و خدا زده هم حتی می توان نمونه هایی خوب و دوست داشتنی از بازیگری سراغ گرفت. کسانی مثل مرحوم خسرو شکیبایی که قله های بازیگری بودند و ماندند.
یکی از بازی های خوب و خاطره انگیز سال های اخیر هم بازی مسعود رایگان در نقشی سهل و ممتنع است در فیلمی مهم و به یادماندنی از مجموعه آثار سیدرضا میرکریمی.
بازيِ خوب و همذات پندارانه مسعود رايگان هم از دستاوردهاي ارزشمند خود اوست - پس از سال ها دوري از وطن و در اوان بازگشت به ايران- و هم انتخاب بجاي ميركريمي.
بايد اشاره كنم كه نقش دكتر عالم- در فیلم «خیلی دور خیلی نزدیک»- به شدت سخت است و درآوردن «رنج» برده. نقشي كه به «تحول» مدرج، تبديلي و لحظه به لحظه جان مي دهد و در عين حال از آن ويژگي كه پيشتر هم ياد كردم دستور مي گيرد يك داستان ظاهرا بي حادثه و دم دستي كه البته «نيم نگاهي» - تاكيد مي كنم «نيم نگاهي»- به «معنا» دارد.
اما از سر اتفاق - يا خوش بين باشيم به درستي كه از سر حس سرشار و معرفت و فن آگاهي سازنده اثر- اين «معنا» نه سفارشي از دستگاه هاي دولتي است و نه دهن كجي به كائنات! پس «معنا»ست به «معنا»ي واقعي كلمه.
دليل اشاره ام به «معنا» در اثر - كه اشاره اي بيشتر محتوايي است و نه الزاما فرميك- در بخش بازيگري، جلوه خاصي است كه ميميك مسعود رايگان در كليت فيلم و نقش جاندار و مايه دارش در بيان و روايت خاص داستان دارد.
موسيقي فيلم در ايران، هميشه از عرصه هاي چالش برانگيز و در عين حال نرسيده به جايگاه در خور اين شاخصه ابزاري در «سينما» بوده است. نبايد انكار كرد كه تلاش هاي تني چند از بزرگان اين فن در رونق «هنري» - و صد البته كه رونق هنري با رونق تجاري حداقل در سينماي ما - جز مواردي اندك- مثل قضيه دنيا و آخرت مي ماند كه چون دو قطب آهن ربا، هرجا يكي باشد، جايي براي ديگري است- موسيقي فيلم در سينماي ايران «جا نيفتاده»، البته اگر بگذريم از اين واقعيت كه خيلي از سينماورزان كشور هنوز به درك درستي از موسيقي در يك فيلم نرسيده اند و مثلا ساخت موسيقي براي فيلم شان را با ترتيب دادن آهنگ براي كليپ هاي تلويزيوني يا حتي سرودهاي مناسبتي، در يك مقام مي دانند.
اينجاست كه كارهاي جدي و هنرمندانه در اين بخش، حكم «كيميا» پيدا مي كند كه اگر چاره ديگري يافت نشود، بايد با آنها كيمياگري راه انداخت، هر چند...
موسيقي «خيلي دور، خيلي نزديك» از آن جنس است كه بايد مورد توجه قرار گيرد. يعني حركتي جاندار و با رمق براي ساخت «موسيقي» براي «سينماي فيلم ها» و نه ويدئو كليپ هاي تلويزيوني اش و نه تيزرهاي سرود آگين اش و نه... نه هيچ چيز ديگري! شايد آخرين جمله متناسب با اين نقد «خيلي دور، خيلي نزديك» اين مجمل باشد كه موسيقي در اين فيلم «گم» مي شود ولي «سازنده» دارد و «سازندگي».
يك «ملودي» كه اتفاقا متعلق به معنايابي و رهنمون شدن به سمت معنا در موسيقي است - و البته تشريح اين فن در اين مجال نمي گنجد- ولي در آن واحد خود را به رخ نمي كشاند و مثل آثار بخشنامه اي و سفارشي اما مبتذل ديگر، سوار بر همه چيز از فيلم گرفته تا گوش هاي زبان بسته مخاطب نيست!/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰